شما نیز نظر تانرا ثبت كتابچه مهمانان كنید | سایر نظرات در کتابچه مهمانان



دو نظر از میان نظرات خوانندگان سایت کابل پرس
http://kabulpress.org/my/spip.php?article243
٣١ ثور ۱۳۸۶ – ۲۱ می ۲۰۰۷


بهرام

در کشور ما رسم است که هر عمل غیر قانونی به نام قانون صورت میگیرد. و جمعی چند بنابر منافع شان طوطی وار قانون میگویند در حالی که خود شان اصلاً به هیچ قانونی پابند نیستند.

اعلام شد که به اساس ماده ۱۰۲ قانون اساسی و ماده هفتاد اصول و وظایف داخلی ولسی جرگه عضویت ملالی جویا در ولسی جرگه به تعلیق آورده شده است

ماده ۱۰۲ قانون اساسی چنین است : "هر گاه عضو شورای ملی به جرمی متهم شود، مامور مسئول از موضوع به مجلسی که متهم عضو آن است، اطلاع میدهد و متهم تحت تعقیب عدلی قرار میگیرد. در مورد جرم مشهود مامور مسئول میتواند متهم را بدون اجازه مجلسی که او عضو آن می باشد تحت تعقیب عدلی قرار دهد و گرفتار نمایید. در هر دو حالت هر گاه تعقیب عدلی قانوناً توقیف را ایجاب کند، مامور مسئول مکلف است موضوع را بلافاصله به اطلاع مجلس مربوط برساند وتصویب آنرا حاصل نماید."

یعنی، متهم اولاً از طرف ارگان های قضایی به مجلس مربوط اطلاع داد میشود و یا تحت تعقیب عدلی قرار میگیرد وبعداً به مجلس مربوط اطلاع داده میشود.کسانی چند با دیدن تلویزون و با بلند کردن دست های شان نمیتوانند بدون کدام تحقیق در مورد یک نماینده انتخابی مردم تصمیم بگیرند.

ماده هفتاد اصول و وظایف داخلی ولسی جرگه چنین است: در صورتی که یک عضو مجلس مرتکب جرمی شده باشد، رئیس مجلس میتواند برای یک روز از شرکت در جلسه محروم سازد.

استدلال این آقایان چنین بود که این ا صول و وظایف داخلی ولسی جرگه است و از طرف ما ساخته شده است و نظر به شرایط میشود تغییر داد. (وب سایت بی بی سی)

بسیار خوب، پس لازم بود که اول اصول و و ظایف داخلی ولسی جرگه را تغییر میدادند، بعداً تصمیم گرفته میشد. در هیچ جای دنیا اول در مورد یک چیزی فیصله و بعداً در آن مورد قانون ساخته نمیشود. اول قانون باید ساخته شود، بعداً فیصله صورت بگیرد. در مورد آنهای که با صد فحاشی در داخل مجلس به خانم جویا تاختند، قانون جزا چی گفته است؟

صمد

آیا قانون تنها برای اینست که بالای مدافعان مردم مثل جویا تطبیق شود؟؟

آیا وقتی که سیاف فاشیست زمینهای مردم پغمان را غصب کرد و بعد هم آنانی را که به مخالفتش برخاستند در زندان شخصی اش قید کرد و دو تن را کشت کسی پشتش را گرفت و قانون را در موردش تطبیق نمود؟ وقتی صدها تن از مردم پغمان روزها در پشت دروازه های پارلمان اعتراض و مظاهره کردند کسی به داد شان رسید و به قانون رجوع کرد؟

وقتی قاتلان پارلمان نشین شصت هزار تن کابلی بیگناه و عاملان ویرانی این کشور برای خود قانون ساختند و این خونها را بخود بخشیدند، کسی بود که بگوید قانون جهان و اسلام و انسانیت این خودبخشی را نمیتواند بپذیرد؟ آنوقت این قانون دانان و قانون شناسان کجا بودند که واویلا راه می انداختند؟؟؟ که امروز آمده اند میخواهند قانون را مقابل یک دختر شجاع و نترس و مدافع مردمش تطبیق نمایند؟؟

اصلا این افغانستان ما کجا قانون دارد؟؟؟ اینجا قانون جنگل حکمفرماست. قانونی که در پایتختش به زور خانه های مردم تهیدست شیرپور ویران شده کاخ ستمگران اعمار میگردد ولی کسی نیست که به داد مردم برسد، هفتصد جریب زمین ساحه سبز شهر کابل بوسیله خلیلی و فهیم به زور غصب شده شهرک میسازند اما کسی نیست که بگوید مطابق قانون اینان باید مجازات شوند.

اما وقتی جویا به اشتباه این جانیان و درندگان را به حیونات معصوم و مفید تشبیه میکند به جای اینکه خوش شوند و از آن افتخار کنند قانون را در موردش پیاده میکنند.

جویا اگر محکوم شود باید بخاطر این باشد که چرا به این حیوانات معصوم توهین روا داشته. من فکر میکنم که سازمانهای مدافع حقوق حیوانات این حق را خواهند داشت که بر جویا اعتراض کنند که اینچنین بیرحمانه به حیوانات عزیزی چون خر و گاو و گوسفند توهین روا داشته است.

به نظرم اولتر از همه باید آنانی محاکمه و مجازات شوند که این لانه گرگان تشنه به خون مردم را "خانه ملت" نامیده و بدینصورت به بیست و پنج میلیون هموطن شریف ما توهین نابخشودنی روا میدارند.




و عشق را کنار تیرک راهبند تازیانه می زنند!
http://www.kabul.parsibox.com/53.html
٣١ ثور ۱۳۸۶ – ۲۱ می ۲۰۰۷

آنچه باید مدتها قبل انجام می دادند، دیروز انجام دادند. خاینان، شیرزنی را به جرم افشاگری ددمنشی های شان از "خانۀ ملت" راندند و به اینصورت یکبار دیگر ماهیت ضد مردمی، ضد دموکراسی، زن ستیزانه و وحشیانۀ خود را به نمایش گذاشتند. حرف های ملالی جویا به کرسی نشست و اینان خود با اخراج او، حرفهایش را تصدیق نمودند.

این چگونه "خانۀ ملت" است که آنانی را که دستان شان تا مرفق به خون بی گناهان آلوده است و در جنایت، سفاکی و ستم پیشگی دست های چنگیز، هلاکو و هتلر را از پشت بسته اند، بر کرسی هایش لمیده و تنها صدای رسا و "مردانۀ" شیردختی را خاموش می کنند که برای احقاق حقوق خود و همجنسان و انسان های دربند، کفن به تن نموده بود. جنایتکاران از همان آغاز با غصب کرسی های پارلمان به این ملت و مردم مظلوم توهین روا داشتند و اکنون با دیده درایی تمام، کسی را از پارلمان می رانند، که با رأی مستقیم هزاران انسان فقیر ولایت فراه به آن راه یافته بود.

در کجای دنیا رسم بوده است که وکیلی را از پارلمان به خاطر افشاگری جنایت و خیانت از آن رانده باشند؟ این فقط جانیان اند که عمر خیانت و بربادی شان را پایان یافته می دانند، لذا با توسل به هزار وسیلۀ نامشروع، او را از آنجا می رانند تا توسن خیانت شان را هر چه سریعتر بدوانند، اما کور خوانده اند. ملالی جویا همه جا و در هر شرایطی خارچشم کسانی خواهد بود که به این کشور و مردم ستمدیدۀ آن خیانت نموده اند. اکثریت به اصطلاح نمایندگان می دانند که او از سرشت دیگری است. اخراج و یا به تعلیق درآوردن عضویتش، او را در مبارزه بر ضد ستم پیشگان مصمم تر خواهد نمود، اما چرا تصمیم به تعلیق اش گرفتند؟ زیرا او هر لحظه چون خنجری بر دل های شان می نشست.

خفه کردن صدای ملالی جویا، خفه کردن دموکراسی و انسانیت است. زمانی پرویز شهریاری گفته بود: "در زمانۀ ما هر ضربه ای که به یک انسان راستین وارد می شود، در حقیقت ضربه ایست که به تمام بشریت با هر آیین و اندیشه ای بر می گردد." فلهذا، جنایتکاران تنها او را هدف قرار نداده، بلکه انسانیت را، شرافت را، آزادگی و مظلومیت را هدف گرفته اند. جانوران، "عشق را کنار تیرک راهبند تازیانه می زنند" و این وظیفۀ ما است که نگذاریم، عشق را تازیانه بزنند. ما باید به دفاع از عشق برخیزیم، اگر ادعای انسانیت و شرافت را با خود یدک می کشیم.

مشعل آزادی و دموکراسی هرگز خاموش نمی شود. بگذار سگ ها عو عو کنند، کاروان به پیش می رود.




وبلاگ روزی که کمترین سرود بوسه است
http://www.bosa.blogsky.com

شماره پنجاهم سال روان پیام مجاهد ارگان نشراتی بنیادگرایان ائتلاف شمال جلوی چشمانم است. در این نشریه آقای به نام سرشار به زعم خود خواسته است شخصیت خانم جویا را به بازی بگیرد و در حد توان خود اراجیفی را به این شیر دختر بسته است. این آقا که شاید خود هم سال ها در کشورهای غربی در حال کیف کردن باشد!! فکر می کند که هر آن کسیکه پایش به غرب باز شد باید او را در نایت کلب ها و رقاصه خانه ها سراغ گرفت.

آقای سرشار در مورد خانم جویا هم چنین ترهاتی را از دماغ فیل گونه خود بافت زده است. وی استدلال می کند که خانم جویا به خاطر شرکت در روز عاشق ها به این دیار سفر کرده است تا ضمن عشق بازی و اهدای تحایف عیش نماید. اما وی در نوشته اش اشاره ای دارد که گویا ملالی جویا در جریان سخنرانی هایش در غرب، مقاومت گران (ربانی، سیاف، خلیلی، محقق، مارشال!!، عبداله و قانونی و شینواری) را برادران طالب خطاب نموده است و آنان را عامل بربادی کشور و نوکران سی آی ای دانسته است.

سوالی که حس کنجکاوی را بر می انگیزد اینست که چگونه می توان در روز عاشق ها به جای اینکه عشق ورزید و سخنان کوچه ای رد و بدل کرد از نفرین سخن گفت؟ آیا فکر نمی کنید که ملالی جویا خواسته است که روز عاشق ها را هم سیاسی بسازد و در این روز با عشق ورزیدن به مردم اش به دشمنان دموکراسی، سکیولاریزم و عدالت اجتماعی نفرین بفرستد؟

راستش را بگویید، رگ های گردن شما از سخنرانی های این فریاد رسا باد گرفته است و یا از تصادف سفرش با روز عاشق ها؟؟

در همین شماره آقای دیگری به نام نصیر خالد هم چیزک های در حد سواد سیاسی خودش ریخته است. اولا از گردانندگان پیام مجاهد (بخوان پیام چورگر) باید پرسید که چه شده، یکباره چنان به خشم آمده است که دو صفحه از چند صفحه نشریه شان را در ارتباط با خانم جویا پر سازند؟؟

این آقا که گویا از سخنرانی های خانم جویا دچار اختلاس حواس شده به آدرس آقای کرزی و بادارش قانونی نوشته است که پاسخ ایشان به بیانات آتشین خانم جویا که از اعماق دلشان بر می خیزد چیست؟ (بدون شک قانونی در پاسخ خصوصی خواهد گفت: ترور) واقعا شما دسته از دزدان و قاچاقبران می باشید که برای سرقت دارایی عامه آستین ها را بالا کشیده اید؟ (و باز قانونی پاسخ خواهد داد: خالد جان شیرپور را اگر ما چور نکرده ایم کی چور کرده است؟) .... اگر حرف های خانم جویا حقیقت دارد ، آیا بهتر نیست شرافتمندانه شما..... که دزدانی بیش نیستید...... از وظیفه دست بکشید و بگذارید صادقین وظیفه شما را به پیش ببرند.(و قانونی با نیشخند جواب خواهد داد که خالد جان قند اولا برای ما جنایت کاران که خون ۶۵۰۰۰ کابلی را ریختم، کشتیم، دریدیم و مستی کردیم به نام شرافت چیزی وجود ندارد. دوم خودت چقد گستاخی و نا بلد با فرهنگ بنیادگرایی که ما را به استعفا دعوت می کنی. من به چه چانه زنی ها به این پست رسیده ایم و تو .....)

این آقا خواستار اخراج ملالی جویا از ولسی جرگه شده است و تذکر داده است که باید ملالی جویا به خاطر این جسارت اش از مردم افغانستان معذرت بخواهد. اما خالد جان، باید برای معذرت ملالی از مردم (مردم شما هم که بدون شک قانونی و سیاف و شینواری هستند) پوله بخورید و میماند اخراج او از ولسی جرگه که شاید هم اخراجش بوسیله تفنگ سالاران بنیادگرا افتخار باشد و نه تحقیر.

خالد در آخر نوشته اش خوشخدمتی را هم به قانونی انجام داده است و آنهم ارسال سند سخنرانی های پر شور ملالی جویا به او است

بیشتر از این حیف خواهد بود اگر وقت خود را برای این دو آدم کشت.




ملالی جویا، بانوی شجاع وشهرآشوب میهن
جعفر رضایی
http://fromwest.blogfa.com/cat-14.aspx

هفته گذشته بار دیگر بانوی شجاع وعدالتخواه وطن ملالی جویا لب باز نمود وسخن از دوگانگی مجاهدین گفت، امری که بر حق وبر همگان روشن وهویداست. شکی نیست که در دوران اشغال افغانستان جمعی از مومنان ووطن دوستان با عشق وایمان در مقابل بیگانگان جنگیدند و جانهای شیرین خویش رادر پای آزادی میهن فدا نمودند. اما، کم نبودند کسانی که از آن فداکاری ها ورشادتها سوء استفاده نموده وآن خونها وفداکاری هارا در طبق اخلاص معامله گذاشته وبهای آن جانهای شیفته را در حساب های شخصی وخانوادگی خویش واریز نمودند. و امروز در حالیکه رهبران وفرماندهان جهادی ثروتمندترین قشر افغانستان راتشکیل می دهند وهرکدام دارای خانه های متعدد وتجارتهای پنهان در داخل وخارج از افغانستان می باشند بیوگان، معلولان وبازماندگان سالهای جهاد با فقرکمر شکن شب را به صبح می رسانند و پاره ای از گدایان کابل ، مزار وهرات از میان آنان به کوچه ها و گذرگاه ها کشیده شده اند. ملالی جویا در سخنان برحق وشورآفرین وشهر آشوب خویش گفته است که نوع دوم از مجاهدین کسانی اند که دست شان به خون مردم آغشته است وبا مافیای مواد مخدر در ارتباط اند. شگفتا، که با ایراد این سخن جمعی ازنمایندگان مجاهدبن برآشفته می شوند وبر اوحمله میکنند و بدترین دشنام ها را به این بانوی نترس وعدالت طلب میهن روا می دارند. نمی دانم اگر دست کسی به خون مردم آغشته نیست، و همکاران باندهای مافیای مواد مخدر در مجلس ننشسته اند، وهمه نمایندگان جهادی مجلس از نیکان و پاکان هستند پس چرا با اظهارات خانم جویا خودرا توهین شده ومحکوم میابند؟ بهر حال زبان حال وقال جمعی بزرگ از مجلسیان افغانستان نشان میدهد که تا هنوز جنایتکاران جنگی و وابستگان باندهای موادمخدر در بالاترین سطوح قدرت وسیاست افغانستان حضور جدی وفعال دارند ومجلس افغانستان با خیلی از نامتمدنان اشغال گردیده است که نا آشنا با ادب آزادی ودموکراسی می باشند.




پدر پیری در صحبت تلفنی با برنامه زنده تلویزیون «سیمای آریانا»‌ در واشنگتن با ملالی جویا
۱۵ مارچ ۲۰۰۶

اسم من امیر محمد نیاز است و من از خدای خود س‍پاسگزار هستم که یکچنین ملالی را باز به افغانستان اعطا کرد. ملالی جان، قربان همتت شوم، فدای شیری شوم که تو خوردی، فدای همان پستان شوم که تو ازش شیر خوردی، فدای همان خاک شوم که ترا داره. هوش کنی که خداوند مددگارت است. تو در راهی روان هستی که راه حقیقت است. پیشتر اینقدر شکسته نفسی کردی که گفتی من و ملالی سابقه ما ملالی میوند زمین و آسمان فرق داریم. شما زمین و آسمان فرق ندارید، شما بسیار بزرگتر فعالیت میکنید، شما در عصری مقاومت میکنید، شما در مقابل مردمی مقاومت میکنید، شما در مقابل جهان، در مقابل استبداد مقاومت میکنید. خداوند همرایتان است. حرکت شما حرکت بسیار بزرگ است. اما همینقدر برایت میگویم که مردها گفته اند: گویند که سنگ لیس شود در مقام صبر – حالی شود ولی به خون جگر شود. مه قربان صدایت، مه قربان همتت، مردم افغانستان، زنان افغانستان، دختران افغانستان همرایت اند. ما دست خوده به دربار خداوند بالا میکنیم که یکچنین نعمت را از ما نگیرد. لاکن همشیره گلم شما اینرا دانسته باشید که کسی که در گذشته سهو و خطایی کرده، اشتباهی کرده، حتما به اشتباه خود رسیده که مه چه اشتباه کده بودم. انشااله سنگی که شما گذاشته اید، ثمر بسیار خوب، تعمیر بسیار خوب و آبادی بسیار خوب دارد. قربان همت شما، خداوند یار و مددگار شما و همه مردمانی که به خدمت افغانستان کمر همت بسته اند. و هرکسی که برای نارامی و بربادی افغانستان، چه از داخلی و خارجی، دست میزنند، پروردگار دست شانرا کوتاه بسازد. خداوند یار و مددگارت. دستت را میبوسم.




همین صداست که جاویدانه میماند....
ناتور رحمانی (از سایت goftaman.com)

درشرایط سخت ناگوار و ازهم پاشیده‌گی همه ارزش ها موجودیت و تبارز فرد یا افراد آگاه، جسور، ژرفنگر و صادق غنیمت بزرگیست. بهتر از لشکری جاهل، زبون، ریأکار، درجازده و منفعت طلب که نان به نرخ روز خوردند و با جهل مرکب تنها ارقام واعداد را در مفاد شخصی و حق حصول آنرا به هر عنوان ممکن تا نهایت بربادی و بدبختی زنده جان، زمین و زمان می شناسند... آنها معتقد به لذت بردن و ارضاء نیمهء پایین بدنشان استند. برای این هوس شیطانی و فروکش ناشدنی رنگ تزویر به چهره میزنند و پشت دست به همه نجابت ها. آنها دلالان سود جوی اند که در بازار معامله و خود خواهی از آسمان تا ریسمان را میفروشند.

راه روند فریب بکارند. زبان باز کنند دروغ بگویند. سوگند بخورند شرف بفروشند. تعهد شان مکر. ترحم شان قصاوت. دوستی شان بد دلی و عداوت باشد.

این موجودات جهنمی و ابلیس صفت که با تأسف و درد اکثریت هم اند باهمان شگرد های آموخته و آزموده و افتراء بنام مردم داد از مردم میزنند و برای بقای خویش میثاق با خون و خاکستر می بندند وبا بی تفاوتی و سنگدلی به ویرانی شهرها، نابودی تمدن ها و –

رژه تابوت ها وقیحانه میخندند....

درین بحران اصالت و شخصیت و هنگامهء ناهنجار همگرایی جهت انتخاب و انتصاب. یا برای بریدن عبای مضحک به قامت ملتی نگران و امیدوار خاین نقش خادم را ایفا میکند و جانی ادای ناجی را درمی آورد... درین موزیم افکار منحط و تجمع عناصر سخیف و سفاک طنین صدای رسا، باصلابت و مسؤولانهء (بشردوست) و شیرزنی مثل (ملالی جویا) از تبار ملالی ها، ناهید ها و... مایه چشمداشت ملت برای غلبه و فیروزی حق بر باطل میگردد و اطمنان قرارگرفتن وکیل شان در جایگاهء مطلوب که بلند تر فریاد زد : «این جانیان نشسته در تالار که دست شان آلوده بخون مردم ا ست باید محاکمه و مجازات شوند. اینها به هیچوجه نمی توانند نماینده های مردم مصیبت دیده و ستم کشیده باشند.»

صلابت این صدا آنقدر صادقانه و شجاعانه بود که حتا فیسل های دانسور ماقبل تاریخ را لرزاند. آنکه عمری خود واسلافش در خدمت استبداد و ارتجاع قدم زده و به نفع رژیم های خودکامه و مستبد ضد منافع مردم قرار گرفته اند... او باهمان شگرد های کهنه و رنگ باخته جهت خاموش ساختن صدای حقیقت و سرکوب عنصرآگاه با تبانی چند دستار و ریش دیگر ضجه کشید : «این زن کمونیست و شرانداز ا ست. او را ازین جا برون کنید. دگر اجازه ندارد درین مجلس پا گزارد تا توبه ننموده است ؟!» معمولاً چنین بوده که این ریأکارن به منبر رفته با صدور تکفیر و اتهام ناروا صدای عدالتخواهی و آزادی بیان را (که نبوده) در آبگیر آلوده و مکدر توبه و استغفارتطهر کرده اند بزعم خودشان!!

مگر صدای رسا و انوشه (ملالی جویا) بی هراس چهارگوش تالار را درنوردیده و پژواک آن تا چهارسوی جهان بگوش فرد فرد عدالتخواه و آزادی دوست رسید و همه همصدا و همسو فریاد کردند: حرف ملالی جویا حرف ماست. تقاضای شریفانه او جهت به محکمه کشیدن جنایتکاران جنگی که بنام نماینده های مردم بناحق درآن جایگاهء غنوده اند تقاضای ماست.

واین شیر زن یکبار دگر در نخستین اجلاس نماینده گان با تجدید پیمان در پیشگاه ملت بخاطر تحقق بخشیدن خواست مردم اش ثابت ساخت که شرافت و رسالت ابداً در گروی خیانت و رزالت نخواهد ماند... که جهان بکام ناکسان مباد.

به آرزوی شنیدن صدای عدالت طلبی فرزندان صدیق و نماینده گان برحق مردم درآن تالار.

ما به وجود شما میبالیم (ملالی جویا) نماینده واقعی مردم در پارلمان (ولسی جرگه).




ملا لی جویا وبشر دوست حماسه ماندگاری را آفریدند
شمس صبا

ملالی جویا وبشر دوست دو کاندیدای که با رای بالای به مجلس آمدند و با سواد ترین های مجلس نیزهستند به هیچ کدام از رئیسان پیشنهاد شده رأی ندادند. ملالی وبشر دوست بارها مخالفت خود را در دست بدست شدن قدرت میان رهبران جهادی و حامیان بین المللی آنها تکرار کرده اند و با شجاعت بی نظیر و اشکارا آنها را جنایت کار خواندند واز محاکم ملی وبین المللی خواستار محاکمه آن ها گردیدند. قتل عامها، و ویرانی های عظیمی که در اثر تصامیم رهبران جهادی در کشور انجامیده اند را بارها هردو به رخ آنها کشیده است اما این بار که ازطرف مردم به پارلمان آمدند به امید اینکه قوانین انکشاف وفقر زدای را تصویب کنند وکاری برای مردم شدیدا نیازمند کشور انجام دهند آنها در اغاز خوب درخشیدن و بر ضد شرایط ایجاد شده ایستادند.

مدتی است بر ائتلاف های انجام شده که کار معمولی ودایمی رهبران جهادی است تبصره های صورت می گیرد اما حماسه ماندگار را که ملالی جویا وبشر دوست افریدند همه دوستان اندیشمند وخبر نگاران به فراموشی برگذار می کنند.

اما ازین میان فقط وفقط بشر دوست وملالی جویا در انتخابات داخلی مجلس استوار ایستادند و آنچه را با مردم می گفتند آنها پیمان شکنی نکردند وبار دیگر با همان صداقت به ارمان هایش با وجود تمام خطرات آن از سیاف وقانونی که هردو ازرهبران جنایت کار وعامل قتل عام ها ی بی شمار مردم است روی برگداندند و به انها رای مخالف دادند




بخشی از کتاب "افغانستان الگوی دموکراسی امریکائی (از تحمیل تروریزم تا صدور دموکراسی)"
اثر و. آئیژ

... در همین جا بود که فقط یک زن متهور بمیدان آمد و گفت: "اینها حق ندارند در راس کمیته ها قرار بگیرند. اینها جنایتکاران جنگی هستند. اینها ملک ما را ویران کردند. اینها را ملت ما نمی بخشد... اینها باید در محاکم بین‌المللی جنایات علیه حقوق بشر سپرده شوند..." "... فریاد این زن به تنهائی چون بمبی در درون لویه جرگه و بیشتر از آن در بیرون لویه جرگه طنین انداز شد و مردم حداقل خواسته دل شان را درین فریاد یافتند و همه جا ازین زن به عنوان قهرمان یاد میشد. چیزی را که نهاد ها و شخصیت های ملی طی سالها. با خودگذری ها بدست می‌آورند این خانم شجاع در یک لحظه و با چند جمله احساساتی بدست آورد. ازین حادثه به چند مسئله باید دقت کرد:

اول اینکه دل مردم چقدر از دست جنایتکاران بنیادگرا این نمایندگان مسلح فئودالیزم دلال شده پر درد است و مردم چه نفرت عمیقی از آنها در دل دارند که با شنیدن چند جمله علیه شان این چنین سرتاسری شادی می‌کنند.

دوم اینکه مردم چقدر به سخنگوی و بیانگر درد های شان نیاز دارند و بدنبال آن می‌گردند و در عمل نشان می‌دهند که از کسی که بتواند بازتاب دهنده ی خواست های شان و درد های شان باشد چه بیدریغ و نترس و همگانی به دفاع بر می‌خیزند و عملا به کمک و حمایت آن – حتی از دور ترین روستا ها – میشتابند.

سوم اینکه مردم به سخنگوی و نماینده‌ی واقعگرا، مبارز و نترس نیاز دارند که در صورت لزوم بتواند خلاف جریان آب شنا کند و برای بدست آوردن حیات جاویدان بستیزد. آنانی را که چون ماهی مرده فقط همسوی جریان آب برده میشوند نماینده و سخنگوی خود نمیدانند، ولو که این ماهی مرده ها سرخ و پر خط و خال و زینتی هم باشند. مردم میدانند که ماهی مرده به اعماق دریا نمی‌تواند شنا کند، خود را به موج نمیزند، نمی‌ستیزد و در پی بدست آوردن حیات جاویدان هم نیست که حتی آبرا گنده میکند. سرانجام هم خوراک لاشخواران و یا حرام خور دیگری میشود.

چهارم اینکه چند جمله‌ی ملالی جویا در لویه جرگه به همه باید آموخته باشد که نفوذ یا کار کردن در نهاد ها و جرگه های ارتجاعی زمانی مفید، موثر و مردم پسند است که از درون آن نهاد فریاد حق طلبانه مردم، حتی اگر توسط یکنفر و در چند جمله هم باشد، بلند و رسا به بیرون بر آید و به دیگران و به همه حالی شود که اینجا چه میگذرد و ماهیت این نهاد چیست؟ و ما چه میخواهیم؟

پنجم اینکه اگر مسائل مطروحه در چنین جرگه ها و جلساتی هماهنگ و سازمانیافته مطرح شود و نهاد منظمی بتواند ضمن سازماندهی یک اپوزیسیون، ولو کوچک و حتی یکنفر، در تبلیغ و بهره برداری از آن مسائل، منظم عمل کند و آنرا به عنوان یک انگیزه در فضای مسائل دیگر سیاسی اجتماعی در جهت منافع مردم بکار گیرد، درینصورت نتیجه و فرآیند چنین مسئله‌ی چند چندان است. اینجاست که طبقه و لایه های محروم جامعه نیز سخنگوی خود را در مسائل مطروحه‌ی روز هم در وجود یک جمع میبینند و در صف بندی های اجتماعی نیز موقعیت ها مشخص می‌شوند، و...




دست جنایتکاران اسلامى از زندگى زنان و مردم افغانستان کوتاه
اطلاعیه «سازمان آزادى زن»، ٢١ دسامبر ٢٠٠٣

ملالى جویا زن مبارزى است که در یک نشست لویه جرگه در افغانستان، با شجاعت بر علیه جنایتکاران اسلامى حرف زده و از این تریبون براى افشاى آنها استفاده کرد. او که خود نماینده منطقه افراه در لویه جرگه است، حاکمین فعلى در افغانستان را مشتى جنایتکار نامید و خواهان کوتاه شدن دست آنها از زندگى زنان و مردم افغانستان شد.

این سخنان با اعتراض حاکمین فعلى روبروشده و جلسه را به تشنج کشاند. اکنون تهدیدات علیه ملالى جویا آغاز شده است و اسلامیون قصد اخراج او از لویه جرگه را دارند.

این اقدام گروههاى تروریست اسلامى یکبار دیکر ماهیت جنایتکارانه و ضد انسانى آنها را به همگان نشان میدهد. اعتراض به تهدیدات جریانات اسلامى اکنون در سطح بین المللى آغاز شده است.

سازمان آزادى زن خود را در کنار و همگام با مبارزات زنان افغانستان بر علیه اسلام سیاسى و باندهاى تروریست اسلامى میداند و تهدیدات این باندها را بر علیه ملالى جویا شدیدا محکوم میکند.

دست اسلام سیاسى و گروههاى تروریست اسلامى از زندگى مردم و زنان در افغانستان و منطقه باید کوتاه شود. جنبش برابرى طلبانه زنان در ایران، یکى از سنگرهاى وسیع و قوى مبارزه بر علیه اسلام سیاسى و حکومتهاى جنایتکار اسلامى است و از مبارزات زنان در افغانستان براى رهایى از قید آپارتاید جنسى و تروریسم اسلامى، قویا پشتیبانى میکند.

زنده باد مبارزات زنان در افغانستان


در فشاند نور و سگ عوعو كند!
محمود گودرزی، شهروند (چاپ كانادا)، شماره ٨٥٧، ٢٣ جنوری ٢٠٠٤

اما همه زد و بندها و ساخت و پاختهای آشكار و پنهان لویه جرگه در یك سو و درخشش جوانترین اندام آن دوشیزه ملالی جویا در یك سوی این گردهمایی بود. در برابر مردانی با نامهای مشهور این بردگان زور و زر و تزویر، این دختر جوان به پا خاست و با صراحت گفت جنایتكارانی كه دستشان به خون مردم افغانستان آلوده است گرد هم آمده اند كه سرنوشت مردم ما را تعیین كنند. چنین بود كه سیاف، چكری و مجددی برآشفتند و این دختر دلیر را كافر و ملحد و كمونیست خواندند و خواستار اخراج او از نشست شدند. اما واقعیت استوارتر از این واكنش خشم آلود بود. ملالی حتی تن به پوزش خواهی هم نداد زیرا آنچه او گفته بود بیان واقعیت بود. «در فشاند نور و سگ عوعو كند!» درود بر ملالی جویا، صدایش رساتر باد.


جویا صداى آزادیخواهى زنان علیه اسلام سیاسى است
مصاحبه «آزادى زن» شماره ٥١ با اعظم کم گویان

آزادى زن: چه احساسى به شما دست داد وقتى آن زن شجاع افغانستانى به نام ملالى جویا از حقوق زنان دفاع کرد؟ میگویند شیرین عبادى چون در ایران هست نمیتواند حرف بزند، این مقایسه را قبول دارید؟

اعظم کم گویان: به شوق آمدم و به شجاعت او در مقابل مرتجعین آفرین گفتم بخصوص با وجود همه تهدیدها و فشارهاى اسلامیون از عمل خود دفاع کرده و بر حق طلبىاش پافشارى کرده است. ملالى جویا صداى آزادیخواهى زنان علیه اسلام سیاسى است و شیرین عبادى مدافع یک حکومت اسلامى میانه رو است. تفاوت، چنانکه مى بینید از زمین تا آسمان است


دموكراسی را در نطفه ترور نكنید
اعلامیه «اتحاد زنان دموكرات افغانستان»

قانون اساسی جدید افغانستان در چهارمین روز بحث بر تصویب آن در برابر بزرگترین آزمون تاریخی و سیاسی قرار گرفت. این آزمون كه اعلام موضع ملالی جویا وكیله منتخب ولایت فراه است، در آغاز بحث تصویب قانون اساسی با استفاده از اصل آزادی بیان و نظر به واقعیتی انگشت گذاشت كه از مدتها به این طرف در مجامع بین‌المللی بر سر آن بحث های حاد و داغی مطرح میباشد. ولی در فضای سیاسی داخل افغانستان به سبب حاكم بودن جو رعب و ترس كسی را یارای گفتن این چنین آشكارای آن نبود، آنچه ملالی جویا گفته واقعیتی است كه از مدت ٢٣ سال جنگ در متن جامعه افغانی موج میزند. چه كسی میتواند منكر آن شود كه در طول این مدت در شهر و روستای این سرزمین هزاران انسان بیگناه كه در هیچ یك از جناح بندیها تعلق نداشته اند، به خاك و خون كشیده شده اند.

طومار جنایات جنگی، نقض حقوق بشر، تخطی بر كرامت و حقوق اساسی انسانها بس دراز است، از سلول های پولیگون? پلچرخی تا اعدام و كشتارها در روستاها و شهرها، كانتینرها، ریگستانهای صحرا، بناهای شهر كابل، دامنه های افشار، آسمائی و شیر دروازه و خودكشی زنان جوان مكروریانها در همه آنها شاهد خونهایی كه از شاهرگهای انسانهای بیگناه اعم از دهقان، كارگر، روشنفكر، روحانی، زن و مرد، كودك،‌ پیر و جوان در سلولهای زندان بروی سنگفرشهای جاده ها و در دل دشتها ریخته اند هستیم.

ملالی در محلی كه در آن گویا سرنوشت آینده افغانستان دموكرات، افغانستان متكی به حق و قانون رقم زده میشود، واقعیت را بیان داشته است، ملالی با اعتقاد به آزادی بیان و اصل مصون بودن نماینده مردم از تعقیب و تهدید و ارعاب سخن گفته، واقعیت نهفته در قلب میلیونها انسان داغدار این جامعه را اعلام داشته، آنهم در محل تجمع نمایندگانی كه سرنوشت دموكراسی را در افغانستان رقم میزنند.

ملالی به كسی توهین نكرد و با تكیه بر یكی از اصول اساسی دموكراسی كه دعاوی اهانت بی‌دلیل و سند بر دیگری را فرصت نمیدهد، جنایت جنگی و عاملان آنرا به باد انتقاد گرفته است، وقتی جمعی می‌آیند و خود را در جایگاه كه ملالی بر آن معترض است و از دل صدهزار افغان رنجور و درد دیده سخن میگوید جا میدهند و بر تهدید و ارعاب میپردازند، مشكل و مسئله خود آنهاست نه از ملالی.

سوال اینجاست كه جناح بندیهای مختلف تنظیمی كه بارها در مقابل همدیگر سلاح كشیده اند بخود حق میدهند كه همدیگر را جنایت پیشه بخوانند، هرگونه طعن و لعن را بر همدیگر روا بدارند، اما وقتی نماینده مردم در محضریكه آرای نمایندگان ملت را به نمایش میگذارد، لب به سخن میگشاید زمین و زمان به لرزه در می‌آید، فریادهای خشم و اعتراض به آسمان میرسد، وحشت و اضطراب بر فضای جلسه چنان دامن میگستراند كه رئیس جلسه فضای مضحكی را به نمایش میگذارد و بی‌اختیار باری حكم اخراج میدهد و در لحظه بعدی فرمان عفو صادر میكند. تو گویی جلسه برگزاری تصویب لویه جرگه، محفل خانوادگی شخصی رئیس مجلس است،‌ دیگر نه مقرره وجود دارد نه آیین نامه مد نظر است. اما آنچه كه در درون خیمه برگزاری جلسه رونما گردید، نشان داد كه پاره‌ای از نمایندگان كه برای تنظیم چارچوب دموكراسی آمده اند اصلا از آزادی بیان بویی نمیبرند، كلمه آزادی نقابی است كه چهره خود را در پشت آن پنهان میكنند.

ما زنان دموكرات پشتیبانی قاطع و بیدریغ و بی قید و شرط خود را از این زن شجاع افغانی كه در نخستین روزهای مشق دموكراسی، افغانستان را در بوته آزمایش قرار داد اعلام میكنیم و از تمامی اقشار جامعه اعم از زن و مرد میخواهیم كه از خواست و تقاضای ملالی دایر به محاكمه كشیدن جنایتكاران جنگی حمایت قاطعانه خوا را اعلام بدارند و نگذارند دموكراسی در نطفه ترور شود.


از ملالی جویای قهرمان دفاع میكنیم!
شاگردان لیسه عالی علامه سلجوقی

ما متعلمین مهاجر لیسه عالی علامه سلجوقی مقیم راولپندی پاكستان پشتیبانی بدون قید و شرط خود را از بیانیه تاریخی دوشیزه ملالی جویا نماینده مردم ولایت فراه در لویه جرگه قانون اساسی افغانستان كه در روز چهارم جلسه در پیشگاه نمایندگان و از طریق تربیون تالار لویه جرگه خواستند اعمال ددمنشانه مشتی از جنایتكاران تاریخ افغانستان را كه در پشت پرده اسلام و اسلامیت مرتكب وحشیانه ترین اعمال گردیده و عامل ویرانی وطن و تباهی ملت مظلوم ما گردیدند افشا نمایند، همزمان با اینكه آواز هزاران انسان دربند كشیده شده سرزمین ویران شده ما از حنجره ملالی قهرمان در تالار لویه جرگه منعكس گردید. زمین در زیر پای بنیادگرایان آتش گرفت و دیوانه وار بر وی حمله نمودند، از رئیس تا تعدادی از اعضا بدون در نظرداشت روحیه دموكراسی و حق آزادی بیان به سرزنش و تهدیدش پرداختند. (گرچه از آنان غیر از این انتظار دیگری نباید داشت) ولی چیز قابل ملاحظه اینست كه بنیادگرایان تا كنون چنان سرمست از باده پیروزی در امر ویرانی كشور و تباهی ملت ما به اشاره و هدایت ولی نعمت دیروزی خود بودند كه حتی تصور هم نمیكردند روزی صدای ملت افغان در افشای جنایات شان از حنجره ملالی ها چنان به اهتزاز در میاید كه نه تنها مردم بخاك و خون غلطیده در داخل كشور و افغانهای مقیم خارج كه اكثرا در منتهای محرومیت در انتظار نجات وطن از شر این مفسدین فی الالرض كه در زیر عمامه و قبای اسلامی اعمال ضد انسانی و اسلامی خود را پنهان كرده اند بسر میبرند متوجه این حقیقت شدند كه به قول معروف در بیشه گمنام محركه خالیست شاید كه پلنگ خفته باشد. بلی ملالی جویا مردانه وار آنرا به وحشت درآورد و به این حقیقت تلخ متوجه شان ساخت كه واقعیت های عینی وجود شانرا نمی توانند تحت شعاع تفسیر نادرست از آیات مقدس قرانی و احادیث مبارك نبوی پنهان نمایند. به مصداق این گفته كه "به هر رنگی كه خواهی جامه میپوش. من از طرز خرامت میشناسم"

بلی مردم ما شناخت شان در مورد اسلام نما های نااسلام تكمیل است و بوسیله زبان گویای شان كه همانا ملالی ها میباشد نه تنها آنها را افشا مینمایند بلكه خواهان محاكمه هرچه زودتر این جنایتكاران در محاكمه بین المللی میباشند.

در خاتمه ما متعلمین لیسه عالی علامه سلجوقی در كنار اینكه بیانیه دوشیزه ملالی جویا را عام و تام تایید میكنیم برخورد آنعده وكلا بشمول رئیس لویه جرگه را خلاف تمامی موازین دموكراسی و معیار های قبول شده حقوق بشر و حق آزادی بیان دانسته شدیدا محكوم مینماییم.


زندگى و صداى ملالى جویا در معرض خطر است!
اطلاعیه مركز فرهنگى زنان

تریبون فمینیستی ایران:  در چهارمین روز مجلس لویه جرگه در افغانستان (١٥ دسامبر ٢٠٠٣)، ملالى جویا نماینده مردم فراه سخنان شجاعانه خود را علیه انحصار قدرت در این مجلس بر زبان آورد و به اعتراض برخاست و زبان گویاى بسیارى از مردم افغانستان شد.

در این مجلس ٤٥٠ نماینده انتخابى و ٥٠ نماینده انتصابى از سوى رئیس جمهور افغانستان عضویت دارند. ملالى جویا اعتراض خود را زمانى نشان داد كه قرار شده بود مجلس به ١٠ كمیته تقسیم شود و هر كمیته كار خود را تحت نظارت یك روحانى آغاز كند. او در این زمان به‎پاخاست و از حافظه ملت خود مدد خواست تا آنچه را كه رهبران مجاهدین افغان در زمان حكومت‎شان بر افغانستان انجام داده‎ بودند به بیان درآورد.

ما نیز مانند ملالى جویا و همراهانش از یادمان نرفته است كه با روى كار آمدن بنیادگرایان در سال ١٣٧٣ حقوق اجتماعی، اقتصادی، فرهنگى و سیاسى زنان در افغانستان به‎تدریج محدود شد و قدرت گرفتن طالبان ضربه نهایى را به تضییع حقوق زنان افغان وارد آورد. ما نیز یادمان نرفته است كه درحالى مجاهدین در افغانستان قدرت گرفتند و زنان را حذف كردند كه قبل از آن ٥٠ درصد دانشجویان و ٦٠ درصد استادان دانشگاه كابل را زنان تشكیل می‎دادند. ما نیز یادمان نرفته است كه حكومت مجاهدان در افغانستان درحالى زنان افغان را كنار گذارد كه ٧٠ درصد معلمان مدارس و ٥٠ درصد كارمندان دولتى و  ٤٠درصد پزشكان كابل را زنان تشكیل می‎دادند. ما نیز یادمان نرفته است كه در سال ١٣٧٣ با قدرت گرفتن مجاهدان در افغانستان موقعیت زنان به‎تدریج نابسامان شد و در واقع آنان بودند كه زمینه‎ساز قدرت‎گیرى طالبان شدند.

و اینك همان‎طور كه ملالى جویا شجاعانه بیان كرد همان‎ها دوباره درحال قدرت‎گیرى هستند و می‎خواهند مجلس لویه جرگه را تحت كنترل كامل خود درآورند و براى مردم افغانستان كه داراى فرهنگ و قوم‎هاى مختلف است قانون اساسى بنویسند.

ما زنان ایرانى نیز تاحدودى می‎توانیم دردى را درك كنیم كه سبب شد تا او كاسه صبرش لبریز شود و بگوید: «آزموده را آزمودن خطاست... جنایت‎كاران باید محاكمه بین‎المللى و ملى شوند نه آن‎كه در راس كمیته‎ها قرار بگیرند». می‎دانیم كه او و دیگر زنان افغان، گروهى را كه اكنون سعى در غصب كامل قدرت را دارند «آزموده» است و تاوان آن را نیز پس داده ‎اند. اما متاسفانه حقایقى كه او بیان كرده است سبب شده است كه اكنون مورد تهدید قرار بگیرد و متاسفانه اكنون جان او و خانواده‎اش در معرض خطر است. از این‎رو ما در مركز فرهنگى زنان ضمن اعلام همبستگى با ملالى جویا نگرانى خود را نسبت به امنیت جانى این زن شجاع اعلام می‎كنیم و از این ‎كه احتمال دارد او و خانواده‎اش مورد بازجویى قرار گیرد به‎شدت نگران هستیم و بدین وسیله پشتیبانى و حمایت خود را از امنیت و آزادى ملالى جویا اعلام می‎داریم. چراكه وظیفه خود می‎دانیم كه با هر وسیله ممكن از زندگى و جان و نیز صداى او حفاظت كنیم و از دیگر گروه‎هاى زنان در ایران و در دیگر كشورها تقاضا داریم كه حمایت خود را از ملالى و نگرانی ‎شان را نسبت به امنیت جانى او به افكار عمومى و مجامع بین‎المللى ابراز دارند.


همه طرفدار ملالی جویا هستند‌
هولان خطیبی

هولان خطیبی در مؤسسة‌ خدمات‌ اجتماعی‌ زنان‌ افغانستان‌ در شهر هرات‌ افغانستان‌ کار میکند. وی در گفتگویی با نوشین احمدی خراسانی به تاریخ ۲۱ فبروری ۲۰۰۴ در پاسخ به این سوال که «در مورد بحث‌های‌ ملالی‌ جویا در لویه‌ جرگه‌ چه‌ نظری‌ دارید؟» گفت:

من‌ طبعاً طرفدار ملالی‌ جویا هستم‌. اكثر مردم‌ هم‌ چه‌ زن‌ و چه‌ مرد از او پشتیبانی‌ می‌كنند. ما یك‌ رادیو داریم‌ و من‌ یكی‌ از كارمندان‌ محلی‌ این‌ رادیو در هرات‌ هستم‌. ما در این‌ رادیو برنامه‌هایی‌ در مورد مسئلة‌ زنان‌ و برنامه‌های‌ آموزشی‌ برای‌ زنان‌ پخش‌ می‌كنیم‌. زمانی‌ كه‌ ملالی‌ جویا در لویی‌ جرگه‌ صحبت‌ كرد ما گزارشی‌ تهیه‌ كردیم‌ و از مردم‌ در كوچه‌ و خیابان‌ دربارة‌ ملالی‌ جویا پرسیدیم‌. در این‌ گزارش‌ هیچ‌ كسی‌ پیدا نشد كه‌ با ملالی‌ جویا مخالفت‌ كند، با این‌كه‌ ما می‌خواستیم‌ كه‌ نظر مخالف‌ را هم‌ پخش‌ كنیم‌. برای‌ همین‌ پشتیبانی‌ها هم‌ باعث‌ شد كه‌ نتوانند او را از لویی‌ جرگه‌ بیرون‌ بیاندازند.

تقریباً یك‌ هفته‌ پیش‌ كه‌ جلسات‌ لویی‌ جرگه‌ خاتمه‌ یافت‌ و وكلای‌ مناطق‌ مختلف‌ به‌ ولایت‌ خودشان‌ برگشتند، ملالی‌ جویا هم‌ به‌ «فراه‌» یعنی‌ شهر خودش‌ برگشت و شنیدم با استقبال‌ خیلی‌ زیادی‌ روبه‌رو شد. بسیاری‌ از تجار و زمین‌داران‌، زمین‌های‌ خودشان‌ را به‌عنوان‌ تحفه‌ و هدیه‌ به‌ نام‌ ملالی‌ جویا كردند و از او خواستند كه‌ این‌ زمین‌ها را مثلاً كلینیك‌ بسازد و در جهت‌ فعالیت‌های‌ اجتماعی‌اش‌ صرف‌ كند. البته‌ هنوز هم‌ افراد امنیتی‌ از او محافظت‌ می‌كنند چون‌ ممكن‌ است‌ برایش‌ اتفاقی‌ بیافتد.




جان نمایندگان جسور زن در افغانستان در خطر است
شبكه زنان استكهلم، اول جنوری ٢٠٠٤

دولت موقت انتقالی افغانستان كه بعد از حمله امریكا توسط امریكا در افغانستان تشكیل شد عوض دفاع از حقوق مردم ستمدیده افغانستان در حال زد و بند با نیروهای بنیادگرای اسلامی است كه طی سالیان دراز مردم افغانستان قربانی جنگ افروزیهای آنها در جنگ داخلی با یكدیگر بودند. از جمله این جنایتكاران جنگی از مجاهدین اسلامی، جهاد اسلامی، جمعیت اسلامی به سركردگی ربانی، سیاف، خلیلی، فهیم ... و غیره میتوان نام برد.

در تاریخ ١٥دسامبر ٢٠٠٣ قرار شده بود كه نمایندگان مردم تحت عنوان لویه جرگه دور هم جمع شوند و قانون اساسی افغانستان را تصویب كنند. ٤٥٠ نماینده انتخابی از طرف مردم ٥٠ نماینده انتصابی از طرف رئیس جمهور گرد هم آمدند. در پروسه انتخاب نمایندگان از طرف سازمان دیده بان حقوق بشر اخطارهایی داده شد مبنی بر اینكه صاحبان زور و قدرت در جریان انتخابات نمایندگان لویه جرگه تصویب قانون اساسی افغانستان مداخله كردند.

سازمان دیده بان حقوق بشراعلام كرد كه فرماندهان مسلح در بسیاری از محلات درروند انتخاب نمایندگان مردم برای شركت در لویه جرگه تصویب قانون اساسی مداخله كرده و نمایندگان اصلی مردم را با فشار و ارعاب مجبور به انصراف از شركت در انتخابات نمودند. در جریان انتخابات نوعی فضای ترس و هراس حاكم بوده است.

علیرغم جو رعب و وحشت حاكم بر فضای انتخابات تعداد كمی از افراد متعهد توانستند در لویه جرگه حضور یابند. روز چهارم لویه جرگه وقتی از طرف رئیس مجلس مجددی (از رهبران مجاهدین) اعلام شد كه نمایندگان به ده كمیته تقسیم میشوند و هر كمیته زیر نظارت یك روحانی قرار بگیرد ملالی جویا جوانترین نماینده از ولایت فراه با اعتراض اعلام كرد «آزموده را آزمودن خطاست» جنایتكاران باید محاكمه بین المللی شوند نه آنكه در راس كمیته ها قرار بگیرند. اعتراض ملالی و جسارت او در بین مردم افغانستان پیچیده است. مردم از او حمایت میكنند. در شهر زادگاهش تظاهراتی به دفاع از افشاگری او برپا شده است، اما همه نگران انتقام جویی مجاهدین مسلح از ملالی هستند. ملالی در جلسه لویه جرگه از طرف نمایندگان بنیادگرا به فحش و ناسزا گرفته شد. تمامی این حوادث از رادیو و تلویزیون پخش شد. گردانندگان جلسه او را روسپی و كافر و سزاوار مرگ خواندند و خواهان اخراج او از لویه جرگه شدند.

اعتراض ملالی جویا ماهیت واقعی لویه جرگه را برملا ساخت. به نحوی كه از آن پس دیگر حضور خبرنگاران در جلسات محدود شد و ملالی تنها پس از اعتراض ٤٠ تن از زنان نماینده توانست در جلسه باقی بماند. این اعتراضات توانست گردانندگان لویه جرگه را وادار به عقب نشینی كند. اكنون ملالی در حفاظت نیروهای بین المللی بسر میبرد. امریكا و دول خارجی مشغول ‌آوانس دادن به نیروهای سركوبگر مردم هستند. جنگ افروزان در پستهای كلیدی دولت انتقالی افغانستان هستند. اقدام جسورانه ملالی یكبار دیگر ثابت كرد كه نیروهای ارتجاعی را تنها با مبارزه و اعتراض وسیع مردم میتوان وادار به عقب نشینی كرد. تهدید به قوه خود باقی است. دفاع و پشتیبانی از آنان در این مقطع حساس در سرنوشت آینده مردم افغانستان موثر خواهد بود.

شبكه زنان با تمامی توان خود از خواسته های آزادیخواهانه مردم افغانستان، بویژه زنان دفاع خواهد كرد. برای دفاع از ملالی و دیگر نمایندگان كه اعتراض مردم را نمایندگی میكنند، ‌میتوانید:

١ – نامه های حمایتی خود از ملالی و دیگر نمایندگان واقعی مردم به سازمان ملل متحد، سازمان عفو بین الملل، دولت انتقالی افغانستان و تمامی ارگانهایی كه میتوانند تاثیر بگذازند، بفرستید.

٢- به سایت ملالی جویا مراجعه كنید: www.geocities.com/malalaijoya


 داكتر دادفر سپنتا استاد علوم‌ سیاسی‌ درپوهنتون آخن‌ آلمان‌
 پروگرام‌ "اندیشه‌ روز"، بخش‌ فارسی‌ بی‌بی‌سی‌، ۱٨ دسامبر ۲٠٠۳

مثل‌ اینكه‌ در چهارمین‌ روز برگزاری‌ لویه‌ جرگه‌ كارد به‌ استخوان‌ رسیده‌ باشد. بانوی‌ مبارز و نماینده‌ برگزیده‌ فراه‌ به‌ حضور و حاكمیت‌ جنایتكاران‌ در لویه‌ جرگه‌ اعتراض‌ داشت‌. و با آنكه‌ نامی‌ از مجاهدین‌ نبرد ولی‌ نمیدانم‌ چرا رهبران‌ جهادی‌ برآشفتند و به‌ تكفیرش‌ پرداختند.

افغانها را سخن‌ زیبایی‌ ست‌ كه‌ میگویند "دزد بر كلاهش‌ پر دارد". این‌ از عجائب‌ روزگار است‌ كه‌ رئیس‌ لویه‌ جرگه‌ كه‌ خود از جانب‌ مردم‌ برگزیده‌ نشده‌ است‌ میخواهد نماینده‌ منتخب‌ مردم‌ را از تالار مجلس‌ اخراج‌ كند و وقتیكه‌ به‌ واكنش‌ نمایندگان‌ روبرو میشود به بیان خودش به بحث با این‌ همشیره میپردازد. آنچه كه‌ امروز در برابر نماینده‌ مردم‌ فراه‌ به‌ عنوان‌ واكنش‌ نشان‌ داده‌ شد چیزی‌ نیست‌ مگر ادامه‌ سیاست‌های‌ رهبران‌ مجاهدین‌ در بین‌ سالهای‌ ۱٩٩۲ تا  ۱٩٩٦در كابل‌ و جاهای‌ دیگر افغانستان‌. تفاوت‌ اصلی‌ در این‌ است‌ كه‌ امروز نیروهای‌ بین‌المللی‌ در كشور حضور دارند و اگر اوضاع‌ از كنترول‌ بیرون‌ شود پاسخ‌ این‌ اشرافیت‌ جنگی‌ حاكم‌ را با سلاح‌ خواهند گفت‌. با این‌ همه‌ امروز بار دیگر سیاست‌ عدم‌ تسامح‌ و تكفیر آنانیكه‌ دستاوردهای‌ جنبش‌ مقاومت‌ و جهاد مردم‌ افغانستان‌ برعلیه‌ اتحاد شوروی‌ سابق‌ را غصب‌ و تاراج‌ كرده‌اند، آشكار گردید. جلسه‌ متشنج‌ با بگومگوها و بهانه‌گیری‌ و ادامه‌ جنگ‌سالاری‌ به‌ گونه‌ كمیسیون‌ سالاری‌ در درون‌ لویه‌ جرگه‌ افلاسی‌ از یك‌ سیاست‌ دیگر را نیز به‌ نمایش‌ گذاشت‌. سیاستی‌ كه‌ از كنفرانس‌ بن‌ بدین‌ سو میخواهد با تكیه‌ بر جنگ‌سالاران‌ با جنگ‌سالاری‌، با تكیه‌ بر ایدئولوژی‌ طالبانی‌ با طالبان‌ و با تكیه‌ بر قبیله‌گرایی‌ شرمندوك‌ با قبیله‌گرایی‌ آشكارا مبارزه‌ كند. محتوای‌ مسوده‌ قانون‌ اساسی‌ و نیروهایی‌ كه‌ تلاش‌ دارند با ائتلاف‌ با یك‌ دیگر به‌ تصویب‌ آن‌ بپردازند به‌ خوبی‌ نشان‌ میدهد كه‌ آن‌ ثبات‌ كه‌ مردم‌ افغانستان‌، جامعه‌ بین‌المللی‌ و روشنفكران‌ افغانستان‌ در پی‌ آن‌ اند نخواهد توانست‌ با چنین‌ شیوه‌ها و ابزارها به‌ تحقق‌ بپیوندد.

تاریخ‌ همه‌ جوامع‌ كه‌ گرفتار ستم‌ و دهشت‌ و تجاوز بوده‌اند نشان‌ میدهد كه‌ همیشه‌ كسانی‌ خواهند بود كه‌ برخیزند و بگویند كه‌ نه‌ به‌ نام‌ ما نه‌. عصیان‌ بانوی‌ جوان‌ نماینده‌ برگزیده‌ مردم‌ در برابر آنانیكه‌ عادت‌ ندارند به‌ جز صدای‌ خود صدای‌ دیگری‌ را بشنوند، صدای‌ عصیان‌ ساكنان‌ صحرای‌ سوخته‌ی‌ سیستان‌ است‌، فریاد دخمه‌نشینان‌ كابل‌ و صدای‌ مظلومیت‌ یك‌ نسل‌ از مردم‌ افغانستان‌ است‌. زنان‌ كشور افغانستان‌ درین‌ سالها بیشترین‌ محرومیتها را كشیده‌ اند و به‌ همین‌ دلیل‌ است‌ كه‌ جسورانه‌ برمیخیزند و دیوارهای‌ مصلحتی‌ را فرو میریزند.

گو اینكه‌ در این‌ كشور تاریخ‌ تكرار میشود. سرسلسله‌ی‌ آزادیخواهان‌ افغانستان‌ امان‌اله‌ خان‌ غازی‌ تكفیر شد و به‌ غربت‌ رفت‌، بانوی‌ سلحشوری‌ از فراه‌ تكفیر میشود و ظاهراً او را میبخشند، از آن‌ یكی‌ تاج‌ و تختش‌ را به‌ رهزنی‌ بخشیدند و حال‌ باید دید كه‌ جان‌ این‌ بانوی‌ عزیز را به‌ چه‌ كسی‌ خواهند بخشید.

از ابلاغیه‌ انجمن‌ زنان‌ افغان‌ در كالیفرنیای جنوبی‌
۲۲ دسامبر ۲٠٠۳

درین‌ فرصتی‌ كه‌ جلسه‌ سرنوشت‌ ساز ملت‌ افغانستان‌ یعنی‌ لویه‌ جرگه‌ علنی‌ در كابل‌ جریان‌ دارد.... با تاسف‌ خبرهای‌ ناگواری‌ از یك‌ فضای‌ پر از تعصب‌ و مردسالاری‌ و رویه‌ زشت‌ در مقابل‌ زن‌ به‌ گوش‌ می‌رسد كه‌ مایه‌ تاثر و حتی‌ نامیدی‌ می‌گردد. مخصوصاً پیش‌ آمد تحقیرآمیز رئیس‌ لویه‌ جرگه‌ در مقابل‌ یك‌ خواهر شجاع‌ و باشهامت‌ ما كه‌ می باید اظهارات‌ او در یك‌ فضای‌ آرام‌ و عالمانه‌ بررسی‌ و با دلایل‌ معقول‌ و مستدل‌ ارزیابی‌ میشد، در تمام‌ مطبوعات‌ جهان‌ منعكس‌ گردیده‌ كه‌ ما را بیشتر متاثر ساخت‌.

انجمن‌ زنان‌ افغان‌ در كالیفرنیای جنوبی‌ در حالی‌ كه‌ از خواهر گرامی‌ ما محترمه‌ ملالی‌ جویا بحیث‌ یك‌ زن‌ قهرمان‌ ملی‌ قدردانی‌ و از حقوق‌ حقه‌ همه‌ زنان‌ افغان‌ شدیداً دفاع‌ می‌نمایند. امیدوارند محترم‌ صبغت‌الله‌ مجددی‌ در پیش‌ آمد به‌ رویه‌ شان‌ در جریان‌ لویه‌ جرگه‌ در مقابل‌ زن‌ تجدید نظر فرموده‌ و بحیث‌ یك‌ موسفید و عالم‌ با دلایل‌ معقول‌ و حفظ‌ خونسردی‌ نظریه‌ شخصی‌ را كه‌ طرف‌ پسند شان‌ نیست‌ رد نمایند.

رویداد جلسه‌ای‌ كه‌ ملالی‌ جویا مورد تهدید قرار گرفت‌ ممكن‌ است‌ كه‌ موجب‌ برافروختن‌ احساسات‌ بعضی‌ اشخاص‌ قرار گرفته‌ باشد، لذا حیات‌ این‌ زن‌ فداكار و شجاع‌ ممكن‌ در افغانستان‌ در خطر باشد، لذا انجمن‌ زنان‌ افغان‌ در كالیفرنیای‌ جنوبی‌ جداً از دولت‌ انتقالی‌ اسلامی‌ افغانستان‌، ایالات‌ متحده‌ امریكا، سازمان‌ ملل‌متحد و موسسه‌ حقوق‌ بشر انتظار داریم‌ تا در حفاظت‌ حیات‌ این‌ زن‌ باشهامت‌ كه‌ ما ایشان‌ را منحیث‌ یك‌ زن‌ مجاهد، وطندوست‌ و قهرمان‌ به‌ جهان‌ معرفی‌ می‌نمائیم‌، مساعی‌ لازم‌ را مبذول‌ دارند.

وحیدالله‌ - ناروی‌‌
در صحبت با میز گرد بخش دری رادیو صدای امریكا، ۲۲ دسامبر ۲٠٠۳

من‌ فقط‌ می‌خواستم‌ همین‌ قدر به‌ خواهران‌ ما در لویه‌ جرگه‌ عرض‌ كنم‌ تا جایی‌ كه‌ من‌ همین‌ جلسات‌ لویه‌ جرگه‌ را تعقیب‌ می‌كنم‌ اینها بسیار منفعلانه‌ عمل‌ می‌كنند و نمی‌فهمم‌ كه‌ فضای‌ لویه‌ جرگه‌ برای‌ اینها اجازه‌ نمی‌دهد یا اینكه‌ خود شان‌ یك‌ مقدار از حادثه ای‌ كه‌ به‌ خواهر ملالی‌ جویا پیش‌ آمد ترسیده‌ اند. من‌ نیم‌ ساعت‌ پیش‌ یك‌ مصاحبه‌ خواهر جویا را شنیدم‌ كه واقعاً بسیار با روحیه‌ صحبت‌ كرد، آنقدر با روحیه و با متنانت صحبت كرد كه‌ نه‌ تنها زنان‌ را حتی‌ ما را درین‌ جا روحیه‌ داد. من فكر میكنم خانمی كه از كالیفرنیا صحبت میكند، اینان كمك میكنند افغانها را، خواهش من اینست كه تا جایی كه میدانم ملالی‌ جویا در مصاحبه‌ خود گفت‌ كه‌ آنها در فراه‌ كلینك‌هایی‌ دارند و خانم‌ها‌ را كمك‌ می‌كنند، به‌ نظر من‌ باید خانم‌هایی‌ را كمك‌ كرد كه‌ مثل‌ ملالی‌ جویا واقعاً بدرد ملت‌ و مردم‌ خود می‌خورند.

زهره‌ یوسف‌ داوود، عضو انجمن‌ زنان‌ افغان مقیم‌ كالیفرنیا جنوبی‌‌
در صحبت با میز گرد بخش دری رادیو صدای امریكا، ۲۲ دسامبر ۲٠٠۳

به‌ نظر من‌ حركتی‌ كه‌ خانم‌ ملالی‌ جویا كردند یك‌ حركت‌ فوق‌ العاده‌ قهرمانانه‌ بوده‌ و من‌ می‌توانم‌ او را یك‌ خانم‌ مجاهد بگویم. وقتیكه‌ ما در یك‌ مجمع ملی‌ بخاطر یك‌ وثیقه‌ ملی‌ جمع‌ می‌شویم‌ و در مورد آن صحبت‌ می‌كنیم‌، من‌ فكر می‌كنم‌ كه‌ چه‌ زن‌ و چه‌ مرد باشد حق‌ دارند كه‌ درین‌ وقت‌ تمام‌ دردهای‌ خود را بگویند و مهمترین‌ نكته‌ در موضع‌ دموكراسی‌، آزادی‌ سخن‌ است‌ و اگر ما نتوانیم‌ كه‌ آزادی‌ سخن‌ را درین‌ وقت‌ مراعت‌ كنیم‌ من‌ یقین‌ دارم‌ در آینده‌ ما نمی‌توانیم‌ تمام‌ ماده‌هایی‌ را كه‌ در قانون‌ اساسی‌ درج خواهد بود در‌ جامعه پیاده‌ كنیم‌.

یك‌ واقعیت‌ است‌ كه‌ در افغانستان‌ از سالهای‌ ٩۲ تا ٩٦ جنگ‌های‌ داخلی‌ به‌ ترتیبی‌ واقع‌ شد كه‌ یك‌ عده‌ مردم‌ دست‌ شان‌ به‌ خون‌ ملت‌ افغان‌ آغشته‌ است‌ و آنها باید محاكمه‌ شوند. و وقتی‌ كه‌ یك‌ خانم‌ افغان‌ با شهامت‌ می‌خیزد و این‌ صحبت‌ را می‌كند، متاسفانه‌ آقای‌ مجددی‌ كه‌ رئیس‌ لویه‌ جرگه‌ هستند وی‌ را شدیداً مورد انتقاد قرار می‌دهند و مایكروفون‌ شان‌ را قطع‌ می‌كنند و دیگران‌ به‌ اصطلاح‌ با نعره‌ تكبیر او را محكوم‌ می‌كنند. من‌ فكر می‌كنم‌ این‌ فوق‌ العاده‌ جای‌ تاسف‌ است‌. این‌ وقتیست‌ كه‌ ما باید از حقوق‌ زنان‌ دفاع‌ كنیم‌، زنان‌ افغان‌ در طول‌ تاریخ‌ افغانستان‌ مبارزه‌ كرده‌ و رنج‌ فراوان‌ كشیده‌اند، امروز كه‌ این‌ها با شهامت‌ صحبت‌ می‌كنند مردم‌ اقلاً این‌ جاغور را باید داشته‌ باشند كه‌ صحبت‌های‌ این‌ها را بشنوند و به‌ دلایل‌ معقول‌ رد كنند، رئیس‌ لویه‌ جرگه‌ باید خونسردی‌ خود حفظ‌ كند گذشته‌ ازینكه‌ خانم‌ ملالی‌ جویا را محكوم‌ می‌كنند به‌ طوری بین‌ خانم‌ها در لویه‌ جرگه‌ صحبت‌ می‌شود كه‌ گویا این‌ها هیچ‌ حق‌ ندارند كه‌ صدای‌ خود را بكشند مثلاً برای‌ شان‌ گفته‌ می‌شود كه‌ شما خود را به‌ سویه‌ مردها برابر نكنید و یا این‌ كه‌ در قران‌ گفته‌ شده‌ كه‌ دو زن‌ حیثیت‌ یك‌ مرد را دارد. اما به‌ نظر من‌ این‌ یك‌ كار معقول‌ نیست‌، ما به‌ تمام‌ معنی‌ از ملالی‌ جویا دفاع‌ می‌كنیم‌.

تیمور- جرمنی‌‌
در صحبت با میز گرد بخش دری رادیو صدای امریكا، ۲۲ دسامبر ۲٠٠۳

اولاً من‌ به‌ عنوان‌ یك‌ فرد از جامعه‌ افغانی‌، پشتیبانی‌ خود را از سخنانی‌ كه‌ خانم‌ ملالی‌ جویا گفتند صد درصد اعلام‌ می‌كنم‌. چیزهایی‌ كه‌ گفتند درد دل‌ مردم‌ افغانستان‌ است‌، واقعاً یك‌ زن‌ شجاع‌ است‌ و آنانیكه‌ امروز می‌خواهند دوباره‌ توسط‌ اعمال‌ كه‌ سابق‌ كرده‌، توسط‌ كمك‌های‌ ارباب‌های‌ خارجی‌ خود، باز قدرت‌ را حفظ‌ كنند، اینها بدانند كه‌ مردم‌ افغانستان‌ و مردم‌ عادی‌ افغانستان‌ دیگر از جنگ‌ خسته‌ شده ‌اند، از برادر كشی‌ خسته‌ شده‌ اند، از مزدوری‌ به‌ بیگانه‌ها، به‌ روس‌، ایران‌، پاكستان و عربستان‌ خسته‌ شده‌اند می‌خواهند كه‌ برای‌ خود یك‌ دولت‌ مستقل‌ و یك‌ نظم‌ دولتی‌ روی‌ كار بیاورند. ما از ملالی‌ جویا پشتیبانی‌ می‌كنیم‌.

محسن‌ - سویدن‌‌‌
در صحبت با میز گرد بخش دری رادیو صدای امریكا، ۲۲ دسامبر ۲٠٠۳

من‌ از سخنان‌ ملالی‌ جویا كه‌ در روز چهارم‌ لویه‌ جرگه‌ گفتند، پشتیبانی‌ می‌كنم‌، وی واقعاً یك‌ خانم‌ باشهامت‌ بودند كه‌ این‌ سخنان‌ را گفتند ولی‌ من‌ ازین‌ موضوع‌ یك‌ سوال‌ دارم‌، اول‌ اینكه‌ آقای‌ سیاف‌ این‌ سخن‌ را به‌ خود كشاند، برخاسته‌ و تعرض‌ كرد و گفت‌ مرگ‌ بر كمونیزم‌، مرگ‌ بر كفر در حالی‌ كه‌ خانم‌ جویا نام‌ كدام‌ مجاهد را نگرفتند. سوال‌ من‌ درینجاست‌ كه‌ زمانی‌ آقای‌ سیاف‌ و رئیس‌ لویه‌ جرگه‌ حكم‌ كفر را برایش‌ گفتند و می‌خواستند كه‌ او را از جلسه‌ خارج‌ كنند، فرضاً یك‌ كسی‌ واقعیت‌ را در بین‌ مردم‌ بگوید آیا ما این‌ را كفر می‌گوئیم‌؟ و اگر كفر، پس‌ سوال‌ من‌ درینجاست‌ كه‌ آقای‌ سیاف‌ گفتند كه‌ این‌ها خیانت‌ به‌ رهبران‌ كردند اینها مفسرین‌ قران‌ هستند پس‌ آنهایی‌ كه‌ در مكه‌ معظمه‌ رفتند و قسم‌ كردند كه‌ ما مرهم‌ بر زخم‌های‌ ملت‌ افغانستان‌ بیچاره‌ و غم‌ كشیده‌ می‌گذاریم‌ ولی‌ برگشته‌ دوباره‌ به‌ جنایات‌ خود ادامه‌ دادند، آیا اینها كفر كرده ‌اند یا ملالی‌ جویا؟

شیلا صمیمی،‌ عضو مجمع‌ زنان‌ افغان‌ - كابل

ما كاملاً خانم‌ ملالی‌ را تائید می‌كنیم‌، پوشالیان، مجاهدین‌ و هم‌ طالبان‌ مجرمین‌ دارند. آنهایی‌ كه‌ جرم‌ كرده ‌اند باید محاكمه‌ شوند. ما هر سه‌ دوره‌ را محكوم‌ می‌كنیم‌. دست‌ آنها به‌ خون‌ مردم‌ ما آلوده‌ است‌. مردم‌ ما اكنون‌ نظر خود را اظهار میكنند قبلاً این‌ توان‌ را نداشتند كه‌ نظریات‌ خود را اظهار كنند. ولی‌ هستند كسانیكه‌ میخواهند صدای‌ مردم‌ را به‌ زور تفنگ‌ خاموش‌ بسازند، متاسفانه‌ رئیس‌ لویه‌ جرگه‌ توانایی‌ آنرا نداشت‌ كه‌ صحنه‌ را كنترول‌ نماید، از مسوولین‌ امنیت‌ كمك‌ خواست‌. بعد از سخنان‌ خانم‌ ملالی‌ جویا عده‌ محدودی‌ از وكلا بدون‌ درك‌ موقف‌ شان‌ بر میز هئیت‌ ریسه‌ یورش‌ بردند و بر ملالی‌ تاخت‌ و تاز لفظی‌ كردند.

آیا حقوق‌ زن‌ همینست‌، آیا دموكراسی‌ همینست‌، آیا حقوق‌ انسان‌ و بشریت‌ همینست‌، اسلام‌ به‌ هیچكس‌ اجازه‌ نداده‌ كه‌ بر سر یك‌ خانم‌ یك‌ مرد دست‌ بالا كند و یا تاخت‌ و تاز كنند. از خانم‌هایی‌ كه‌ در لویه‌ جرگه‌ اشتراك‌ داشتند گله‌ دارم‌، آنها از خانم‌ ملالی‌ دفاع‌ نكردند، فكر می‌شود كه‌ اكثریت‌ این‌ خانم‌ها به‌ زور پول‌ و پیسه‌ و زور تفنگ‌ سالارها آمده ‌اند. در جمله‌ زنان‌ شاید تعداد كم‌ شان‌ نمایند‌گان‌ اصیل‌ مردم‌ ما باشند، كه‌ از حقوق‌ جامعه‌ زنان‌ مظلوم‌ و ستمدیده‌ ما دفاع‌ كنند، هر كس‌ به‌ نفع‌ و منافع‌ شخصی‌ حزبی‌ خود در اینجا جمع‌ شده‌، باید بگویم‌ دیگر مردم‌ ما به‌ این‌ گپها بازی‌ نمیخورند. ما از جمله‌ زنهایی‌ هستیم‌ كه‌ میخواهیم‌ واقعیتها برملا شود. آفتاب‌ به‌ دو انگشت‌ نهان‌ نمی‌شود، ما دیگر شعار دفاع‌ از حقوق‌ زن‌ را نمی‌ پذیریم‌، صاحبان‌ این‌ شعار باید عملاً به‌ ما ثابت‌ نمایند كه‌ چگونه‌ خدمت‌ میكنند و چگونه‌ از حقوق‌ زنان‌ دفاع‌ می‌كنند.

آمنه،‌ موظف‌ در شفاخانه‌ جمهوریت‌ - كابل

در جرگه‌ها و كنفرانسها چنین‌ مسایلی‌ رخ‌ می‌دهد، ولی‌ درین‌ جای‌ شكی‌ نیست‌ كه‌ در لویه‌ جرگه‌ كنونی‌ شرایط‌ دموكراسی‌ رعایت‌ نمی‌گردد حتی‌ اگر كسی‌ با در نظرداشت‌ شرایط‌ و قوانین‌ دموكراسی‌ نیز حرفی‌ بگوید مورد تهدید قرار می‌گیرد. در شرایط‌ كنونی‌ كه‌ هنوز هم‌ گروه‌ بازی‌ دوام‌ دارد فكر نمی‌كنم‌ به‌ كسی‌ موقع‌ داده‌ شود كه‌ واقعیت‌ ها را بیان‌ كند.

خواهر ملالی‌ از واقعیت‌ها دور نه‌ رفته‌ راست‌ گفتند، ملالی‌ جویا به‌ تصور اینكه‌ دموكراسی‌ بر فضای‌ لویه‌ جرگه‌ حكمفرماست‌ از حقیقت‌ چشم‌ پوشی‌ نكردند ولی‌ نمیدانست‌ كه‌ در تالار لویه‌ جرگه‌ به‌ جای‌ دموكراسی‌، دیكتاتوری‌ حكم‌ میراند. تمام‌ حرفهای‌ ملالی‌ دقیق‌ بود من‌ آنرا تائید میكنم‌. او نباید تحقیر میشد. به‌ وی‌ باید لقب‌ ملالی‌ دوم‌ را اعطا كرد. لازم‌ نبود كه‌ حضرت‌ صاحت‌ مجددی‌ به‌ وی‌ اخطار میداد كه‌ از تالار بیرون‌ شود. اگر حضرت‌ صاحب‌ به‌ نسبت‌ توهینی‌ ملالی‌ را از تالار بیرون‌ میكردند، پس‌ باید این‌ فیصله‌ را در حق‌ حفیظ منصور نیز روا میدانستند و وی‌ را نیز از تالار بیرون‌ میكردند.

عارفه‌ - كابل

ما انتظار نداشتیم‌ كه‌ چنین‌ واقعه‌ در لویه‌ جرگه‌ پیش‌ آید و یكتن‌ از خواهران‌ تهدید شوند. من‌ از خواهرانی‌ كه‌ در لویه‌ جرگه‌ حضور داشتند چنین‌ آرزو نداشتم‌ كه‌ از ملالی‌ جویا به‌ دفاع‌ نخیزند، آنها ملالی‌ را تنها گذاشتند، صدای‌ ملالی‌ اصلاً صدای‌ تمام‌ زنان‌ افغان‌ است‌. حرف‌ های‌ این‌ خواهر ما به‌ كسانی‌ متوجه‌ بود كه‌ سالها برسرنوشت‌ كشور ما بازی‌ كرده‌ اند، لازم‌ نبود كه‌ حضرت‌ صاحب‌ مجددی‌ در برابر این‌ خواهر چنین‌ عكس‌العمل‌ جدی‌ نشان‌ میداد.

حضرت‌ صاحب‌ گفتند من‌ بخاطر این‌ فیصله‌ را كردم‌ كه‌ درتالار در مقابل‌ وی‌ كدام‌ عملی‌ صورت‌ نگیرد ولی‌ من‌ میگویم‌ هر عملی‌ كه‌ در برابر ملالی‌ صورت‌ میگرفت‌ یك‌ عمل‌ خود سر نه‌ بلكه‌ به‌ اساس‌ یك‌ قومانده‌ صورت‌ میگرفت‌ .

من‌ میگویم‌ چرا در برابر شخصی‌ كه‌ مستقیماً بالای‌ شخصیتی‌ كسی‌ تاخت‌ وتاز كردند چنین‌ عكس‌العمل‌ نشان‌ داده‌ نشد؟ چرا به‌ وی‌ كسی‌ چیزی‌ نگفت‌؟ معلوم‌ میشود كه‌ این‌ خواهر ما مدافعه‌ نداشتند و آن‌ شخص‌ دیگر دارای‌ موضع‌ بودند و در عقب‌ شان‌ افراد مسلح‌ ایستاده‌ اند.

این‌ خواهر نه‌ نام‌ كسی‌ را گرفته‌ بود و نه‌ مستقیماً به‌ كسی‌ اهانت‌ كرده‌ بود. ما زمانی‌ دموكراسی‌ را حقیقی‌ میدانیم‌ كه‌ آزادی‌ بیان‌ وجود داشته‌ باشد.

زنی از مردم سیدخیل جبل السراج
مصاحبه با رادیو بی بی سی، ۱٩ دسامبر ۲٠٠۳

از ولسوالی جبل السراج می باشم، از سیدخیل آمدم. مه گپ ملالی جان را دیروز در لویه جرگه شنیدم. سر خود  ما همی ظلم بود،  ستم بود. همی ظلمی را که ملالی جان گفته بسیار زیاد دیدیم. مه صبح هشت بجه در موتر شیشتم، در سرای شمالی گشتم، بالاخره  دو بجه دفتر بی بی سی ره پیدا کدم تا که آمدم همی گپ های گفتنی خود را به شما بگویم تا که شما به یکجا برسانید که چرا حقوق زن اینطور پایمال است، چرا افغانستان ما اینقدر بازی می خورد، چرا یک زن را بکشند، به چه این کار را بکنند، اینها چه حق داشته باشند که یک زن را قید کنند و بکشند. هزاران نفر از ملک سید خیل مرا نماینده گرفته، کرایه مرا جمع کرده و به مه دادند كه تا دفتر بی بی سی مره  روان کدن تا که مه به اینجا آمدم. یعنی این قومندان سالاری تا چه وقت میمانه. این ظلم و ستم را از سر زن ها پس کنند، تاریکی را یک روشنی بسازند.

پسری از شهر کابل
مصاحبه با رادیو بی بی سی، ۱٨ دسامبر ۲٠٠۳

این جانب از طرف خودم و از طرف آزاد اندیشان و از طرف کسانی که می خواهند یک افغانستان با ثبات داشته باشند، یک افغانستان مترقی و پیشرفته داشته باشند، مراتب قدردانی و تحسین خود را از یگانه زن با شهامت افغان و یگانه زن باجرأت افغان، ملالی جویا که واقعا توانست واقعیت ها را در ملاء عام ابراز نماید، ابراز مینمایم. چون توانست در محضر آنانی که افغانستان را به ویرانی کشیدند واقعیت را بگویند. گذشته شان بر مردم افغانستان معلوم است. آنان مردم افغانستان را مهاجر ساختند، آواره ساختند و حالا باز هم در ریاست قرار گرفته اند.

مردی از اهالی شهر کابل
مصاحبه با رادیو بی بی سی، ۱٩ دسامبر ۲٠٠۳

من به این زن به حیث یک پدر، که من سن و سال پدرش را دارم، آفرین میگویم، یکبار دیگر ملالی را در ذهن ملت افغانستان زنده کرد  که وطن ما این قسم ملالی ها دارد.

 دختر متعلم از شهر کابل
مصاحبه با رادیو بی بی سی، ۱٩ دسامبر ۲٠٠۳

من در کورس کمپیوتر و انگلیسی درس میخوانم، ٤٠-٥٠ نفر تعداد ما هستند، همه ﻯ ما گپ ملالی را تائید میکنند و به ملالی پیام ما این است که تنها نیستی، همه ما همرایت هستیم، ما می خواستیم که یک مظاهره کنیم در پیشروی خیمه  که چرا ملالی را اینقدر محکوم کرده، بکدام گپش، چه را غلط گفت.

مردی از اهالی شهر کابل
مصاحبه با رادیو بی بی سی، ۱٩ دسامبر ۲٠٠۳

خوب شد همین گپ ازاو {جویا} در گوش ما آمد، وقتی دیدیم وجود ما را وجد گرفت، خوشی ازینكه ما همیطور زنها داریم در جامعه خود، همیطور قهرمانهایی که بتوانند گپ های خود را بگویند و از ملک خود دفاع کنن.

دختری از شهر کابل
مصاحبه با رادیو بی بی سی، ۱٩ دسامبر ۲٠٠۳

...او جنایتکاران را گفت، جهادی را نگفت و اینها به خود زدند. او هیچ وقت خوده تنها فکر نکند همگی ما همرایش هستیم.

دختری از شهر کابل
مصاحبه با رادیو بی بی سی، ۱٩ دسامبر ۲٠٠۳

وقتی که ما از دموکراسی میگوییم، وقتی که فضای دموکراسی میباشد، هیچ کس حق ندارد که اینطور کسی را توهین کند، و او ره حق ندهند گپ بزند و در مقابلش گپ خود را بزنند و بگویند که اسلام است، سینه ما فراخ است، ما می پذیریم. این درست است که شما عفو کردید ولی شما کی را عفو کردید. همان مردم ما را که رنج دیدند، ستم دیدند، اونها را شما مورد شکنجه و آزار تان قرار دادید. و من میگویم که خانم جویا هنوز بسیار کم گفته.

http://newton11.persianblog.com/

دو روز پیش در لویه جرگه افغانستان اتفاقی افتاد كه  بدم نیامد شما را در جریان آن قرار بدهم. یك دختر افغان به نام ملالی جویا نماینده ولایت فراه در لویه جرگه نطق جالبی كرد. خانم جویا كه اتفاقا از جوان ترین نمایندگان حال حاضر لویه جرگه هم می باشد خطاب به هیات رییسه گفت: شما جنایتكاران و كسانی را كه دستشان به خون ملت افغان آلوده است، در تمام كمیته ها جای داده اید، همه آنها را در یك جا جمع كنید تا ببینیم بار دیگر با سرنوشت مردم چه میكنند. آزموده را آزمودن خطاست. این سخنان در یك جای كوچك زده نشده بلكه در حضور صدها مرد متصب افغان كه بعضی هاشان از طالبان هم افراطی تر هستند زده شده است. بعد از این سخنان بود كه سیل اعتراض به سوی  خانم جویا روان شد. و از هر سوی او را تهدید به مرگ می‌كردند. و می‌خواستند او را از جلسات اخراج كنند  البته با حمایت عده‌ای از روشنفكران و بانوان افغان این مسئله منتفی شد. حتی خانم جویا حاضر به معذرت خواهی هم نشد. این یك خبر بود و می‌شود تفسیر های زیادی از آن كرد. امـــا من یك نظری در مورد این اتفاق دارم. شهامتی كه خانم جویا بخرج داد را باید خیلی ها در این دنیا بفهمند و درك كنند. شهامتی كه اگر از یك منتخب مردم گرفته شود هیچ چیزی برایش باقی نمی‌گذارد...... امیدوارم روزی زنی مثل خانم جویا برنده جایزه‌ای مثل نوبل صلح شود انگاه می‌فهمیم سخن گفتن در یك جمع میلیونی چگونه است.......