علیه جنایتکاران برخیزیم ورنه نوبت خود را انتظار باید کشیمنامه سرگشاده ملالی جویا عنوانی خانواده های شکیبا څانگه آماج و ذکیه ذکی۱۷ جوزای ۱۳۸۶ – ۷ جون ۲۰۰۷
ظرف فقط ۵ روز چنگال جنایتکاران گلوی شکیبا څانگه آماج و ذکیه ذکی را فشرد. این درحالیست که هنوز خون زنانی چون شیما رضایی، نادیه انجمن، صفیه عمه جان و دهها زن دیگر این خاک که خبر آنان جایی در رسانه ها نمی یابد، نخشکیده و کسی در ارتباط با قتل شان دستگیر نشده است و با توجه به حاکمیت همان خاینانی که از ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۵در خون دهها هزار کابلی کامروایی و مستی کردند، قاتلان اصلی هرگز هم دستگیر نخواهند شد. من در حالیکه خود را با خانواده ها و دوستداران شکیبا و ذکیه شهید از صمیم قلب شریک می دانم، از تمامی زنان کشور میخواهم که تا وقتی به خاطر کسب حقوق خویش علیه خاینان جانی به پیکار برنخیزیم، این قصه کماکان ادامه خواهد یافت و سگان شکاری سرجنایتکاران نامرد، خون نادیه ها و شکیبا ها و ذکیه های دیگری را به زمین خواهند ریخت. خاموش ساختن شیما ها، شکیبا ها و ذکیه ها تنها توطئه بر ضد آزادی دم بریده مطبوعات و یا آزادی زنان به طور کلی نیست. دو جنایت اخیرحلقهای از زنجیر سهمگین و سیاهی به شمار می رود که با ایجاد «جبهه ملی» بر سر مردم داغدیدهی ما سایهی شومش را گسترد، جبههای که سرکردگانش همه از سوی مردم ما و معتبرترین سازمان ها و مطبوعات جهانی متهم به ارتکاب جنایتهای بیحساب میباشند. عدهای از خبرنگاران سرکاری و غیر سرکاری قتل ها را به سادگی و خونسردی «نمونه دیگری ازدشواریهای کار خبرنگاری در افغانستان»، «ضایعهای برای مطبوعات» و از این قبیل خواندند که طبیعی است همچون نالهای گلهآمیز هیچ ارزشی نداشته و تنها جنایتکاران را هارتر و خونخوارتر میسازد. دست اندرکاران شرافتمند و آزادیخواه ما حتی در شرایط تیره و تار حاضر هم نیروی خود را دست کم نگرفته و بدانند که اگر با صلابت و مصمم در برابر خاینان و بیدادگران به حرکت درآیند، خواب خوش قاتلان اجمل نقشبندی ها و قاتلان شکیبا ها و ذکیه ها را برهم خواهند زد. اگر با استعانت از زبان احمد شاملو سخن گفته باشم رسالت تاریخی خبرنگاران و اهل قلم به صورت عموم پناه امن جستن و سازشکاری را تجویز نمیکند، آنان باید کفن پوش در جنگی هرچند بسیار نابرابر به میدان آمده و الهامبخش و صلا دهندهی مردم ستمدیدهی خود گردند. من افتخار خواهم داشت که به عنوان یک خواهر کوچک شان، در این میدان همراه آنان باشم. درد جانفرسای شکیبا و ذکیه و معصومه و آمنه و نادیه و نعیمه و صنوبر و صدها و هزاران زن ناکام دیگر میهن و مردم سوگوار و استبداد دینی زدهی ما را هیچ چیزی تسکین نخواهد بخشید جز محاکمه و مجازات جنایت سالاران و شرکا که هم اکنون اکثریت را در پارلمان، وزارتها، سفارتها، ولایتها و اردو و پلیس و غیره غصب کرده اند. من نه اشکریزی، نه کلمات مطنطن را به زبان آوردن، و نه هیچگونه همدردی و تسلایی دیگر برای خانواده های دو شهید اخیر و هزاران نظیر آنان نمیشناسم غیر از آرزوی سرنگونی غاصبان پلید مذکور. |