ملالی جويا: جنگ سالاران زن ستيز «ائتلاف شمال» به اندازه طالبان و حتی بيشتر از آن سبع و ضد دمکراسی هستند

ناديه انجمن به آسانی قربانی خشونت شوهرش شد، زيرا شوهر مطمئن است که جنگ سالاران زن ستيز «ائتلاف شمال» از او حمايت می کنند.

ممکن است روزی آن ها مرابکشند چون قدرت و اسلحه دارند و تحت حمايت آمريکا هستند، ولی آن ها هرگز نميتوانند صدای مرا خاموش و حقيقت را مخفی کنند.

روشنگری ،۲ اکتوبر ۲۰۰۶
برگردان: زهره سحر خيز


روشنگری: افغانستان برجسته ترين نمونه‌ی تاکتيک «دشمن دشمن، دوست من است»، در دوره کنونی بود. رابطه طالبان ها و دولت آمريکا تنها نمونه اين تاکتيک در افغانستان نبود، «ائتلاف شمال» نمونه بهتری است. نخست روسيه و جمهوری اسلامی با مجاهدين اسلامی و «شير دره پنجشير» عليه طالبان نرد عشق می‌باختند. اين موقعی بود که طالبان دوست آمريکا بود، سپس دونالد رامسفلد با «ژنرال های ظفرنمون» رقيب طالبان، عبدالرشيد دوستم و عطا محمد ديدار کرد و بنای «افغانستان نوين و دموکراتيک» بر پايه اتحاد جديد با جنگ سالارانی که «دشمن دشمن» به شمار می‌آمدند، ريخته شد و اين ائتلاف به نوبه خود و در سطحی باورنکردنی و وحشت انگيز به رشد نئوطالبان در افغانستان انجاميده است و حالا جنگ سالاران هردوطرف - «دوست» يا «دشمن»، امريکايی يا ضد امريکايی - در تجارت مواد مخدر باهم به رقابت برخاسته اند، و بار ديگر مدارس دخترانه را به آتش کشيده و زنان را سنگسار ميکنند.

ملالی جويا در سخنرانی خود در کانادا بر ريشه فاجعه در افغانستان انگشت ميگذارد و با چنان شجاعت قابل تحسينی که در کشورهای مصيبت زده خاورميانه که پديده پناه گرفتن در سايه يک قدرت فاسد برای دفع فاسدی ديگر عادی شده است، با چراغ بايد به دنبال آن گشت. با وجود اين فضای عمومی رسانه های بزرگ را نه او بلکه «شيرمردانی» اشغال کرده اند که «قواعد قدرت» را می‌شناسند، هميشه در سايه ائتلاف با يک قدرت حرکت ميکنند و به همين جهت بزدلانه از روبرو شدن با تمامی حقيقت می‌گريزند. ملالی جويا به دعوت حزب دموکراتيک نوين در يک گردهمايی سخنرانی ميکرد.


Joya in NDP Convention
جويا در کنفرانس حزب دموکراتيک نوين کانادا

به نام دموکراسی و صلح

دوستان عزيز

من گرم ترين درودهای مردم افغانستان را برای شما آورده‌ام و پيش از آنکه در مورد اوضاع کشورم صحبت کنم، اجازه بدهيد مراتب سپاس قلبی‌ام را نسبت به دوستان حزب دموکرات نوين New Democratic Party ابراز دارم که خواهران افغانی شان را به ياد دارند و مرا به اين گردهمايی دعوت کرده اند.

دوستان شريف، پنج سال بعد از سقوط رژيم زن ستيز و ضد دمکراتيک طالبان، و تقريبا پنج سال بعد از حمله نظامی تحت رهبری آمريکا به افغانستان، ممکن است علاقمند باشيد از نتايج و دستاردهای مثبت در افغانستان برايتان سخن بگويم، ولی متاسفم که بايد به شما بگويم افغانستان دو چندان در آتش ميسوزد.

دولت آمريکا رژيم قرون وسطايی طالبان و اربابان القاعده‌ای آن را از ميان برداشت. اما بجايش «ائتلاف شمال» "Northern Alliance" را به قدرت برگرداند که برادران عقيدتی طالبان هستند و به همان اندازه طالبان ها و حتی بيش تر، سبع و ضد دمکراتيک هستند.

در دسامبر سال ۲۰۰۳ من به عنوان نماينده در لویه جرگه grand assembly در باره تبهکاری “ائتلاف شمال» و خطری که آن ها برای افغانستان دارند صحبت کردم. امروز، حتی سازمان ملل می‌پذيرد که افغانستان تحت حاکميت آن ها به يک دولت مواد مخدر a narco-state تبديل شده است.

من بايد به شما بگويم متاسفانه در رنج مردم افغان هيچ تغيير اساسی صورت نگرفته است. وقتی تمامی يک ملت در سايه تفنگ و جنگ سالاری زندگی می‌کند، چگونه زنان آن ميتوانند از آزادی های پايه‌ای برخوردار شوند؟ برخلاف تبليغاتی که در برخی رسانه های غربی برپا شده است، زن و مرد افغانی را به هيچوجه «آزاد نکرده اند.»

اجازه بدهيد از واقعيت زندگی در کشور بلاديده‌ام مشت نمونه خروار را نشان بدهم:

بنابر گزارش سازمان ملل اين کشوری است که با يک فاجعه بهزيستی به مراتب بدتر از سونامی روبروست. هر روز ۷۰۰ کودک و ۷۰-۵۰ زن به علت نبود خدمات بهداشتی جان خود را از دست ميدهند. مرگ و مير کودک و مادر همچنان بسيار بالاست، بطوريکه در هر صد هزار نفر ۱۹۰۰-۱۶۰۰ زن هنگام زايمان ميميرند. اميد زندگی Life expectancy زير ۴۵ سال است.

بنابر بررسی اخير يونيفام، خودکشی در ميان زنان افغانی به طور وحشت انگيزی بالا ميرود، ۶۵ درصد از هر ۵۰۰۰۰ زن در کابل خودکشی را تنها راه برای نجات از مصايب و فلاکت خود می بينند و اکثريت زنان افغان قربانی خشونت جنسی و روانی هستند.

در کشوری که بيش از هرچيز به بازسازی نياز دارد، ۴۰ درصد نيروی کار، بيکارند و اکثريت عظيم زير خط فقر زندگی ميکنند. افغانستان درليست توسعه انسانی سازمان ملل Human Development Index درميان ۱۷۷ کشور در رتبه ۱۷۵ قرار دارد.

ريشخند آميز آنکه اينها در کشوری روی ميدهد که ۱۲ ميليارد دلار دريافت کرده است و سال گذشته در کنفرانس لندن ۱۰ ميليارد دلار ديگر برای آن درخواست شده است. ولی اين پول عمدتا جيب جنگ سالاران را پر خواهد کرد تا بهتر بتوانند ملت ما را بيش از پيش سرکوب کنند.

جنايت و سبعيت جنگ سالاران بنيادگرا همچنان ادامه دارد، حتی مقابل چشم نيروهای ايالات متحده و ايساف. تفنگداران «ائتلاف شمال» به فاطمه ۱۴ ساله و مادرش و رحيمه ۱۱ ساله و مادر بزرگ ۶۰ ساله‌اش تجاوز کردند. اين کشوری است که در آن امينه ۳۰ ساله را سنگسار کردند، جايی است که ناديه انجمن به آسانی قربانی خشونت شوهرش شد، زيرا شوهر مطمئن است که جنگ سالاران زن ستيز «ائتلاف شمال» از او حمايت می‌کنند.

تحت حکومت طالبان اداره امر به معروف و نهی از منکر به سمبول بدآوازه‌ی سرکوب بی حد وحصر بويژه عليه زنان و دختران افغان تبديل شده بود، ولی امروز کابينه‌ی افغان به جای اين که بر نيازهای فوری جامعه افغانستان متمرکز شود، تصميم گرفته است اين اداره هولناک را مجددا بر پا کند.

کميته حمايت از روزنامه نگاران Committee to Protect Journalists مستقر در ايالات متحده، در بيانيه‌ای در سال گذشته اظهار داشت: «روزنامه نگاران افغانی با شديدترين فشارها از جانب مقامات افغان روبرويند، از جمله: تهديد، ارعاب، حتی زندان و مرگ.» اين است واقعيت در همان زمان که آقای کرزی و ساير رسانه های غربی از آزادی بيان در افغانستان صحبت ميکنند.

آنها که از عدالت سخن ميگويند به مرگ محکوم ميشوند. در هفتم ماه مه ۲۰۰۶ جنگ سالاران و نمايندگان قاچاقچی به من حمله فيزيکی کردند، فقط برای اين که حقيقت راگفته بودم – از جنايات ائتلاف شمال. يکی از آن ها حتی فرياد ميکرد: «فاحشه، او را بگيريد و به او تجاوز کنيد!»

پرزيدنت حميد کرزی به جای اينکه به مردم اتکاء کند تا جنايتکاران جنگی را به دادگاه بسپرد، پست های بالا را به اين جانيان ميدهد. از جمله، امسال او مقامات بالای پليس را به ۱۳ فرمانده سابق سپرد که با قاچاق مواد مخدر، جنايات برنامه ريزی شده و ميليشيا های غير قانونی ارتباط دارند.

به علت اين اوضاع اسفبار افغانستان است که ۴ ميليون افغانی که به عنوان پناهنده ثبت شده اند و در ايران و پاکستان زندگی می کنند، مايل به بازگشت به افغانستان نيستند.

دوستان عزيز

دولت آمريکا مداوما قول ميدهد که اشتباهات گذشته در حمايت از بنيادگرايان را تکرار نخواهد کرد. ولی حقيقت موحش اين است آمريکا همان اشتباه را تکرار ميکند. آمريکا با گشاده دستی بسيار، بيش از هرزمانی از بنيادگرايان حمايت ميکند. آمريکا بر «ائتلاف شمال» متکی است، همان نيرويی که افغانستان را در سال های ۱۹۹۶- ۱۹۹۲ به جهنم تبديل کرد و هنوز هم بزرگ ترين تهديد برای ثبات و صلح در کشور من است.

کتی گانن که کارشناس مسايل افغانستان است درست ميگويد که «آمريکا به صلح در افغانستان علاقه ندارد. کسانی که هزاران نفر را کشته اند، آن ها که تجارت مواد مخدر را اداره ميکنند، در راس کشور قرار گرفته اند.»

افغان ها، تمام کسانی که به عدالت عشق می ورزند، و سازمان های حقوق بشر بين المللی خواهان محاکمه جنايتکاران جنگی و عروسک های دست نشانده سابق مسکو هستند. ولی آن ها را به عدالت نمی سپرند، بلکه بطور شرم آوری مقامات بالاتر را به آن ها تقديم ميکنند و برای آن ها فرصت فراهم می آورند تا با حمايت آمريکا و متحدانش راه خود را به پارلمان باز کنند.

دولت آمريکا گلبدين حکمتيار را در ليست تروريست های فراری درجه يک گذاشته است. ولی حزب او ۳۴ نماينده در پارلمان دارد. بر طبق گزارش ديده بان حقوق بشر، ۷۰ درصد پارلمان انباشته است از عناصری که متهم به جنايت جنگی هستند، از جمله اعضای رژيم دست نشانده روسی، قاچاقچيان مواد مخدر، طالبان ها و جانيان «ائتلاف شمال».

دوستان عزيز

ايالات متحده با علت اصلی تروريسم در کشور ما درگير نيست. به اين علت است که مردم ما به آمريکا به چشم «آزاد کننده»ی کشورمان نگاه نمی‌کنند.

اميدوارم گوشه کوچکی از مشکلات که هم اکنون با شما در ميان گذاشتم، به شما نشان داده باشد که کشورم همچنان در اسارت بنيادگرايان تروريست و خون آشام گرفتاراست. اوضاع در افغانستان و شرايط زندگی زنان بدطالع آن، تازمانی که جنگ سالاران خلع سلاح نشوند و تروريست ها اعم از آمريکايی و ضد آمريکايی هر دو از صحنه سياسی افغانستان محو نشوند، بهبود نخواهد يافت.

من فکر ميکنم هيچ ملتی نمی تواند به يک ملت ديگر آزادی را اهدا کند. آزادی را در يک کشور، خود مردم بايد به دست آورند. آنچه امروز در افغانستان و عراق ميگذرد اين ادعا را اثبات ميکند.

من فکر ميکنم کانادا و ديگر دولت ها اگر واقعا می خواهند به مردم افغانستان کمک کرده و تحولات مثبتی ايجاد کنند، بايد مستقلا عمل کنند، نه اينکه به ابزاری در خدمت اجرای سياست های غلط ايالات متحده تبديل شوند. آنها بايد خود را با نيازها و آرزوهای مردم افغان هم جهت کنند و هرنوع حمايت از جنگ سالاران و واپسگرايان و عناصر نادان در درون سيستم را متوقف کنند. تنها بر اساس چنين سياستی آن ها می‌توانند اعتماد مردم را به دست آوردند و نشان دهند دوستان واقعی مردم افغانستان هستند.

ما عميقا از مرگ سربازان کانادايی در افغانستان متاسفيم. اگر دولت کانادا نتواند به جای پيروی از خواست های پنتاگون، سياست مستقلی در پيش بگيرد، تلاش سربازان کانادايی بيش از هرچيز در خدمت دولت آمريکا خواهد بود ونه مردم افغان.

ما مايليم دولت کانادا بر اين امر تاکيد کند که جنايتکارانی مثل سياف، ربانی، قانونی، محقق، فهيم، ملاراکتی، خلقی ها و پرچمی ها از حکومت کنار گذاشته شده و به دادگاه سپرده شوند. سياستمداران کانادا بايد بدانند جنگ سالاران ائتلاف شمال نيز به همان اندازه [طالبان] مسبب رنج مردم افغان و تراژدی کنونی افغانستان هستند.

من به خوبی از سختی ها، چالش ها و مرگ آفرينی نيروهای ضد دمکراتيک آگاهم. ولی من به مردمم ايمان دارم. ممکن است روزی آن ها مرابکشند چون قدرت و اسلحه دارند و تحت حمايت آمريکا هستند، ولی آن ها هرگز نميتوانند صدای مرا خاموش و حقيقت را مخفی کنند.

متشکرم

منبع: http://www.ndp.ca/node/4329