ملالی جویا و قبیله گرایان دین فروش
حکیم نعیم
۱۹ اپریل ۲۰۰۷
مطلبی تحت عنوان «مصاحبه ملالی جان جویا» در وب سایت «سرنوشت» به نظرم افتاد که در آن شخصی به نام اجرالدین اقبال بیهوده و محیلانه تلاش ورزیده که یکی از موفقترین مصاحبه های خانم جویا را که به تاریخ ۱۴ اپریل ۲۰۰۷ با تلویزون آریانا افغانستان، که از شهر لاس آنجلس کالیفورنیا پخش شد، "انتحار سیاسی" خانم جویا بنامد. جالب آنست که آقای اقبال در مقال شان نابغه وار، شاید هم با الهام از «نابغه پسین خراسان»، پیشگوئی کرده اند که گویا «پس از این دیگر ستارﮤ این خانم "قهرمان" قوس افولی خود را طی خواهد کرد.»

ملالی جویا در حال مصاحبه با خبرنگاری در سکرمنتو - امریکا
Sacramento Bee/José Luis Villegas
|
|
قابل یاد آوریست، که بعد از آن مصاحبه صدها ایمل و پیام به طرفداری از خانم جویا به «کمیته دفاع از ملالی جویا» مواصلت کرده و نگارنده که به نمایندگی از انجمن دانشجوی صلح و عدالت پوهنتون های سکرمنتو و حومه به مدت دو روز مهماندار خانم جویا در شهر سکرمنتو کالیفورنبا بودم ده ها تیلفون و پیام به هواداری از خانم جویا دریافت کردهام.
آقای اقبال مطلب شان را با یک اتهام رندانه به تلویزون آریانا افغانستان آغاز کرده اند که گویا تلویزون آریانا افغانستان «ظاهراً از طرف شخصی به نام مسکینیار اداره میشود.» بسیار خوب، پس لازم بود با دلیل و سند آشکارا بیان میشد که کی و یا کیها در عقب تلویزون آریانا افغانستان قرار دارند؟ در غیر آن اتهام بستن های شورای نظاری وار کار درستی نیست.
در رابطه به خانم زهره داوود یوسف به قول آقای اقبال «نطاق مشهور کشور» ولی به قول خود خانم زهره «اولین ملکه زیبائی کشور مان» باید یاد آورشوم که نگارنده شخصاً خبر دارم که خانم زهره قبل از مصاحبهءِ خانم جویا با تلویزون آریانا افغانستان به خانم جویا تیلفون نموده گستاخانه وبا تهدید میگوید «که تو باید تنها با من مصاحبه کنی.» انگار که خانم جویا را گروگان گرفته باشد. فقط بنابر محدودیت زمان و بخاطری که پروگرام خانم جویا مدت ها قبل از طرف یکی از خانم های آزادی دوست ایرانی بنام آزاده غفاری، کسی که خانم جویا را یکجا به کمک پوهنتون کالیفورنیا در لاس آنجلس به امریکا دعوت نموده بود، تنظیم و ترتیب شده بود و هیچ وقت برای مصاحبه با «اولین ملکه زیبائی کشور مان» نداشت. ولی بازهم خانم زهره بیادبانه وبا تهدید مکرراً به خانم آزاده غفاری تیلفون میکند و خواهان مصاحبه میشود. و حتی باری هم به ملت ایران توهین میکند و همچنان ادعا میکند که گویا «خانم جویا از طرف چند جوان ایرانی اداره میشود که بیاحترامی به افغان هاست.» بی آنکه بداند که در جریان محفل بزرگی که در پوهنتون کالیفورنیا در لاس انجلس برگزار شده بوده خانم آزاده غفاری با آنکه تمامی زحمات سفر خانم جویا را به تنهائی متقبل شده بود نخواست جایزه پوهنتون کالیفورنیا را به خانم جویا اهدا کند و بخاطر احترام به افغانها از یک محصل افغان خواهش نمود تا جایزه را به خانم جویا اهدا کند.
آشکاراست که ملالی جویا در انحصار هیچ فرد، گروه و ملت خاصی نیست. ملالی جویا به همان اندازه که فریاد آزادی خواهی و عدالت خواهی مردم ستمدیده افغانستان را بلند میکند، به همان اندازه هم قلبش برای آزادی ملت مظلوم کردستان در تپش است. این کاملاً مسخره خواهد بود که یک قبیله گرای فرهنگ مرده و مسخ شده ولو که «اولین ملکه زیبائی کشور مان» هم باشد ادعا کند که گویا «کسی که خود افغان نیست چرا یک افغان را دعوت کرده و این بیاحترامی به افغان هاست.» خوب، اگر خانم زهره اینقدر علاقمند مصاحبه با ملالی جویا بودند، چرا از افغانستان دعوتش نکردند؟
با اطمینان کامل میتوانم بگویم که خانم زهره بعد از اینکه تیرش به خطا رفت، چون یک مار زخم دیده، به کرات دوست های خانم جویا را تهدید کرد تا سروصدائی بر علیه خانم جویا بر پا کند و خود سود ببرد.
بر خلاف ادعای کاذب آقای اقبال خانم سیمین عمر زمانی در برابر خانم جویا با استفاده از دین به تاخت تاز پرداخت، که خانم جویا با جسارت بیان کرد که «مردم ما به پروگرام های نظیر پروگرام سیمین عمر ضرورت ندارند. با پولی که به آن پروگرام های نامطلوب مصرف میشود، میتوان شکم صدها بیوه زن و یتیم کشور مان را سیر کرد. کدام یک مقدم تر است و ثواب دارد؟»

ملالی جویا در حال سخنرانی در پوهنتون کالیفورنیا که مورد استقبال بیشائبه قرار گرفت
Photo by Lluvia Gamez
|
|
بلی، ملالی جویا به نسلی تعلق دارد که دین فروشان حرفوی زیادی را دیده و میشناسد. نسل آگاهی که خوشبختانه نگارنده هم به آن تعلق دارد. نسلی که اسلام در قلب شان جا دارد و بناً هیچگاهی به تبلیغی های پاکستانی نما ضرورت ندارند. نسلی که با فشار دادن به دگمه کمپیوتر تمامی معلوماتی را که خانم سیمین شاید هم در یک سال با پروگرام های خسته کنندهاش نتواند ارائه کند، در چند دقیقه معدود پیدا میکند و میآموزد. خوشبختانه تمامی سخنرانی های خانم جویا از طرف جوان های آگاﮤ نسلی که خودش به آن تعلق دارد، تنظیم و ترتیب شده بود و عاری از هر گونه تبعیض، قبیله پرستی، مذهب گرا ئی و جنگ ستیزه بود.
در اخیر میخواهم با یک دید تحقیقی سفر یک عده از اعضای «مشهود بالفساد» پارلمان افغانستان را با نماینده واقعی مردم افغانستان ملالی جویا مقایسه کنم تا مثال روشنی باشد از محبوبیت جویا و هم جوابی باشد به پیش گوئی های قبیله گرایانی که با مغز های قفل شده از تاریکی استقبال میکنند.
- در ماه جون ۲۰۰۶ یک گروپ از اعضای پارلمان که متشکل بودند از آقایان احمد شاه رمضان سناتور انتصابی، آقای مظفری منشی سنا، آقای سردار رحمان اوغلی منشی وقت ولسی جرگه، داود زازی وکیل پکتیا، برهان شینواری معاون سنا، خانم رحیمه جامی وکیل ولایت هرات و یک خانم سناتور از دایکندی سفری به امریکا داشتند. این آقایان و خانم ها از تاریخ ۱۲ تا ۱۴ جون در سکرمنتو مرکز ایالت کالیفورنیا بودند و با آنکه از طرف وزارت خارجه امریکا دعوت شده بوده اند تنها با شهردار و یکی از اعضای دفتر والی کلیفورنیا ملاقات کردند. در هیچ جایی یک سخنرانی هم نداشتند تنها با دو تا سه فامیل افغانهای مقیم سکرمنتو دیدن کردند ودر تمام این سه روز در رستوران های افغانی غذا های «پرهیزانه» میخوردند و مصروف خرید کمپیوتر های لاپ تاپ ۲۰۰۰ دالری برای دوستان شان بودند. (به استثنائی سناتور خانم از دایکندی) و همچنان اکثریت شان در این فکر بودند که چطور میتوانند یکی از اعضای فامیل شانرا به امریکا روان کنند.
در مقابل، این هم پروگرام یک روزهی خانم جویا در سکرمنتو: تاریخ ۱۶ اپریل ۲۰۰۷:
- ساعت ۷ صبح: مصاحبه با کانال تلویزون کی سی ار ایی
- ساعت ۹:۳۰ صبح: کنفرانس مطبوعاتی در پوهنتون سکرمنتو
- ساعت ۱۱:۰۰ صبح: مصاحبه اختصاصی با جریده اکسپرس چاپ سکرمنتو
- ساعت ۲:۳۰ بعد از ظهر: سخنرانی در پوهنتون پاسفیک در ستاکتن که در آن عدهء زیادی از هواداران خانم جویا اشتراک نموده بودند.
- ساعت ۶:۳۰ شام: سخنرانی در یکی از بزرگترین کالج های سکرمنتو بنام سکرمنتو ستی کالج که در آن زیادتر از ۳۰۰ نفر اشتراک کرده بودند و تقریباً زیادتر از نصف شان افغانها بودند.
- ساعت ۹:۰۰ شب: مصاحبه رادیوی با کی اف ام ار در مورد وضعیت زنان در افغانستان
بر عکس دیگران که خواهان ضیافت های مجلل هستند، طبق خواهش خود وی مصرف غذای خانم جویا باید همیشه کمتر از پنج دالر میبود.
ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا
|