Header3.jpg
Joya Photos
Joya's Book
Login Form



به ملالی جویا - ملالی روزگارم

شاعر:هاشمی
Joya ملالی شیر مادر نوش جانت
ملالی پر ستاره آسمانت
زدودی خورشید وار ابر سیه را
ملالی آفرین بر این زبانت
تو كردی چهره خاین نمایان
بود برق آسا سخنها و بیانت
بلرزش آمدند آن شب پرستان
چو بشگفتنی بموقع در زمانت
در آن دم كه تماشه داشتم این وضع
زشوق بارید اشكم از بیانت
بهر كوچه به هر بازار كه رفتم
ملالی! همزبانها داشت زبانت
هزار خاموش و دلشكسته را تو
صدا گشتی صدای مردمانت
هارهت پر رهرو و عزمت راسخ
ملالی از گزند خواهم امانت
اگر باشد لوایی «هاشمی» را
لوایش است مزین با فغانت
 

صدای آشنا

صدای ملالی جویا

شاعر: قرضی
Joya

ایـن صــدای مـــردم مظلـــوم مــاســت
ایــن صــدا بــر دشمـن زن آشنــاســت
ایـن صـدا ازطفـل و زن دربرچـی است
این صـدا از سقـف كـوتـه سنگی است
ایـن صـــدا فیـر هــزاران راكـت اسـت
ایـن صـدا بهـر جهــان ســاكـت اســت
ایـن صــدا شـلاق چنـدین سـالـه اسـت
سنــگســـار مــردمــان ســـاده اســـت
ایـن صـدا از صـد هـزاران بیـوه است
از یتـیمــی خیــلهـــا پـژمـــرده اســت
ایـن صــدا در دور تـاریـخ آشنــاسـت
فریـاد كوچــه و پــس كـوچـه هــاست
ایــن صــدا بیــخ تـو لـــرزان میـكنــد
بــر جنـایتـكــار طــوفـــــان میــكــند!!

٢٥ دسامبر ٢٠٠٣
منتشر شده در روزنامه «انیس»
 

<< Start < Prev 41 42 Next > End >>

Page 42 of 42