ماههاست که تبلیغات کرکننده و عوامفریبانه پیرامون «انتخابات» جاری است و برای فریب ملت باغ های سرخ و سز نشان داده می‌شود که گویی با سرانجام رسیدن آن درهای بهشت به روی کشور باز خواهد شد. از نهادهای دولتی و غیر دولتی چون «فیفا» و «تیفا» گرفته تا کاندیدان و یک جمع به اصطلاح «تحلیلگر» و «کارشناس سیاسی» دالرگیر امریکا همه بر این طبل می‌کوبند. اما درین میان رسانه های افغانستان و بخصوص همانهایی که تمویل شده امریکا اند بیش از دیگران برای ترور اذهان عامه و نشاندن سیاه به جای سفید نقش ادا نمودند. با همین تبلیغات گول‌زننده بود که موفق شدند تعدادی از مردم به‌جان رسیده از وضعیت حاکم را به امید تغییری پای صندوق های رای بکشانند. ولی شاخ به شاخ شدن های کاندیدان و اسناد فراوان از همین اکنون به میزان بیسابقه تقلب و زورگویی در انتخابات سخن گفته تبلیغات گول‌زننده شان را خنثی ساخته است.

به نظر من این مسخره‌ترین و کاذب‌ترین انتخابات جهان است. چنانچه در گذشته نیز گفته‌ام باز تکرار می‌کنم که اولا انتخابات در یک کشور اشغال شده با یک دولت فاسد و پوشالی و حاکمیت تفنگسالاران و جنایتکاران معلوم‌الحال هرگز نمی‌تواند با ابتدایی‌ترین اصول دموکراتیک همخوانی داشته باشد. ثانیا در کشوری که فساد و مافیا همه ارکان جامعه را بدست دارند سخن از انتخابات شفاف زدن خودفریبی‌ای بیش نیست. اسم همچو نمایشات مسخره را بهتر است «انتصابات» بگذاریم. کاندیدان هم تمامی شان چهره های منفور و آزمایش‌شده و خودفروشی بودند که کوچکترین امید تغییر از آنان نمی‌توان داشت.

قضاوت این است که نه این انتخابات ها تمثیل کننده اراده واقعی مردم است و نه کمیسیون‌های برگزارکننده مستقل اند زیرا درقدم نخست این سفارت امریکا در کابل است که در پس پرده با دیدارهای مکرر با کاندیدان و مقامات نتیجه را سرو سامان می‌دهند. در انتخابات ٢٠٠٩ همه به خاطر داریم که باوجود تقلب بیش از یکونیم‌میلیون رای، کرزی برنده اعلان گردید. اما بعدا رابرت گیتس در کتابش دست داشتن مقامات امریکایی در طراحی انتخابات را فاش نمود و بر همگان معلوم شد که عملا رای مردم در آن انتخابات پشیزی ارزش نداشت و معاملات پس پرده کار خود را کردند. کرزی به جای محاکمه مسئولین کمسیونهای انتخاباتی، سلاطین تقلب هریک داوود نجفی‌زاده را وزیر ترانسپورت و عزیزالله لودین را رئیس کمسیون مبارزه علیه فساد ساخت. در انتصابات کنونی نیز خود کمسیون معترف است که حدود سه هزار کارمندش در تقلب‌های گسترده دست داشته اند، ولی آنان به کار شان ادامه خواهند داد.

در انتخابات ٢٠٠٩، داکتر رمضان بشردوست قبل از کاندیداتوریش به ملاقات من آمد که بحث های جدی باهم داشتیم. من به وی گفتم که از همین اکنون باخت شما را تسلیت می‌گویم چون می‌دانم که امریکا هرگز یک انسان سالم و ملی را اجازه نخواهد داد که برنده گردد ولو تمام ملت به وی رای دهد و انتخابات در کشور اشغال‌شده را یک نمایش نامیدم. آنزمان بحث‌هایم برای آقای بشردوست قابل قبول نبودند و تاکید داشت که انتخابات شفاف خواهد بود و اوباما بگرید یا بخندد، کسی را که مردم رای داد برنده خواهد شد.

خوشبختانه تجربه عملی ٢٠٠٩ بسی چیزها را به آقای بشردوست نیز روشن ساخت و اینبار قبل از دیگران به مردم اعلام نمود که انتخابات را تحریم نمایند چون همانی را که کاخ سفید بخواهد برنده خواهد شد ولو یک رای آورده باشد. او شعار داد که «رای از شما، انتخاب از اوباما» که با واقعیت تلخ جامعه ما کاملا همخوانی دارد.

انتخابات در طول سیزده سال گذشته به حربه‌ای تبدیل شده در دست اشغالگران امریکایی و دست‌نشاندگان شان تا به دولت ضد مردمی خویش صبغه قانونی دهند. اما هرکدام از کاندیدان برنده اعلان گردد وضعیت ابتر جامعه ما تغییری نخواهد کرد و فساد، بی‌ثباتی،‌ فقر، بدبختی و چپاول ادامه خواهد داشت. در انتخاباتی که جنایتکاران پلیدی چون سیاف، عبدالله، دوستم، قطب الدین هلال، انوری، سرور دانش، اسماعیل خان، محقق و نظایر شان راه داده شوند، آن را فقط می‌توان لجن‌پاشی بر دموکراسی نامید و بس. با سواستفاده از مقوله های دموکراتیک و راه اندازی «انتخابات» های مافیایی، امریکا و نوکرانش دموکراسی را مثل بسی مقوله های دیگر بین مردم ما بدنام و بی‌اعتبار می‌سازند.

تازمانی که کشور ما استقلال ندارد و مافیا و خونخواران جنگسالار و طالب بر فضای تیره‌اش سایه افکنده، افغانستان هرگز یک انتخابات واقعی نخواهد داشت. آنچه زیر نام انتخابات صورت می‌گیرد نشاندن یک مزدور امریکا بجای مزدور دیگر است تا به سلطه امریکا و چاکرانش مشروعیت بخشد. و هر مزدوری که جانشین کرزی گردد، وضعیت فاجعه‌بار افغانستان ادامه خواهد یافت مگر اینکه مردم ما با پرچم استقلال، آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی به سلطه اشغالگران خارجی و غداران داخلی پایان بخشند.