ملالی جویا: "هیچ ملتی نمیتواند آزادی را به ملت دیگری هدیه کند، تنها مردمی که به همت خود آزاد میشوند، میتوانند آزاد باشند"

پروین اشرفی، شهرگان، ۱۳ نوامبر ۲۰۰۹

Malalai Joya in the Massachusetts Institute of Technology (MIT)

این روزها نام ملالی جویا بار دیگر بر سر زبان هاست. کتاب جدید وی حکایت از شجاعت زنی دارد که برای تحقق حقوق زنان میهنش به پا خاسته است، از هر تریبونی استفاده میکند تا صدای آنان را بگوش همگان برساند. مورد تهدید قرار می گیرد، خانه به دوش میشود و آسایش زندگیش را در ازای عصیان در مقابل نابرابری ها و بی عدالتی ها از دست داده است، نا ملایمات را به جان میخرد تا به استقرار حقوق انسانی، آزادی و عدالت اجتماعی خدمت نماید. ملالی جویا این هفته مهمان شهرمان – ونکوور - است. برای وی سخنرانی های متعددی در سطح شهر تدارک دیده شده است. از جمله به همت کانون ایرانیان مدافع صلح، آزادی و عدالت اجتماعی یک برنامه به زبان فارسی برای کامیونیتی فارسی زبان – ایرانی و افغان – تدارک دیده شده که امشب – ۱۳ نوامبر ۲۰۰۹ – از ساعت ۷ الی ۱۰ شب برگزار میشود. به این مناسبت خوب است که پیش از آنکه امشب به پای سخنان وی بنشینیم، کمی بیشتر در مورد وی بدانیم و اینکه از کجا شروع کرد که به ملالی جویا، شجاع ترین زن افغان در سطح جهان معروف شد. نوشته حاضر عمدتا در خدمت کمک به این امر است که با استفاده از منابع سایت کمیته دفاع از ملالی جویا - http://www.malalaijoya.com - دراختیار خوانندگان نشریه شهروند بی. سی قرار میگیرد.

ماجرا از کجا آغاز شد؟ این زن جوان کیست که محبوب قلوب بسیاری از مدافعان حقوق زنان و آزادیخواهان گشته است و در عوض مورد کینه زن ستیزان و دشمنان آزادی؟

ملالی جویا در سال ۱۳۵۷ خورشیدی در استان فراه افغانستان – در مرز ایران – به دنیا آمد. در چهار سالگی مجبور به ترک کشورش شد و بخشی از دوران کودکی خود را در کمپ‌های مهاجرین در ایران و پاکستان گذرانده است. از سنین نوجوانی با رنج‌ها، نابرابری‌ها و ستمگری های موجود در افغانستان، ایران و پاکستان آشنا شد.

پس از پایان تحصیلات دبیرستان در مدرسه های مهاجرین پاکستان، در سال ۱۹۹۸ زمانی که افغانستان در کنترل طالبان قرار گرفت به کشورش باز گشت. وی بطور تمام وقت و خستگی ناپذیر به فعالیت های سیاسی اجتماعی پرداخت و بخصوص در زمینه تعلیم و تربیت و سواد آموزی به زنان ستمدیده و بی دفاع. تأسیس یک کلینک درمانی برای زنان و یک پرورشگاه برای اطفال بی‌سرپرست و بی بضاعت، یکی از دستاوردهای تلاش های بی وقفه وی بود. ملالی از همان آغاز به قدرت رسیدن طالبان یکی از مخالفین سرسخت آنان بود. و بدین صورت بود که او در قلوب مردم افغان جای گرفت و مورد خشم دشمنان آزادی و شادی.

داستان پرسروصدای ملالی جویای ۳۱ ساله، به پیش از راه یافتن وی به مجلس افغانستان باز میگردد. به سال ۲۰۰۳ بر میگردد که بعنوان نماینده مردم فراه در مجمع بزرگان قانون اساسی – لویه جرگه - انتخاب گردید. شروع ماجرا در واقع به مضحکه لویه جرگه دوم که در سایه تفنگ و تهدید برای تصویب قانون اساسی آینده افغانستان برگزار شد، ارتباط می یابد. نشست های لویه جرگه در زمانی برگزار میشود که جنایتکاران جنگی و تروریست های آشکار تا دندان مسلح، حاکمیت بدون چون چرای خود را در سرتاسر افغانستان برقرار کرده اند. "کمیسیون لویه جرگه" ظاهرا اعلام داشته بود که کسانی که دستشان به جنایت های جنگی و تخلف از حقوق بشر آلوده باشد، فاقد شرایط لازم عضویت در لویه جرگه خواهند بود. اما همه خبرها از همان ابتداء حاکی از آن بود که تعداد زیادی از نامزدهایی که ننگ تعلق به باندهای بنیادگرای اسلامی را نپذیرفته بودند، دستگیر شده و یا به هر نحوی، از جریان انتخابات بیرون رانده شده بودند. و در عوض جنگ سالاران و مرتجعین بنیادگرای اسلامی، خود و یا عمالشان را "منتخب" اعلام نمودند. بنابراین دروازه های لویه جرگه برروی این جنایت سالاران چنان باز شد که آنها نه تنها در آن

شرکت می کنند، بلکه اداره کننده امور نیز می گردند. در این میان یک اقلیت کوچک که شاید به علت ناشناخته بودنشان، امکان ورود به لویه جرگه را یافته اند، باید با زبان شکسته صدای خود را بلند کند. اما ناگهان یک صدای رسا، آن هم صدای یک دختر جوان، فضای کرخت و مسموم لویه جرگه را می شکند و با زبانی که دردهای مردم دردمند افغانستان را با آن بیان میدارد، به جنایتکاران جنگی حمله می‌نماید و محاکمه آنان را خواستار میشود. کمیته‌های متشکل از جنگ سالاران در لویه جرگه مورد اعتراض زن جوانی قرار گرفت که برای کشورش و برای زنان کشورش دل میسوزاند.

ملالی جویا دختر بیست و پنجساله از ولایت فراه، وقتی پشت میکروفون قرار میگیرد با صدایی روشن تر از آفتاب فریاد میزند «اسم من ملالی جویا است و از ولایت فراه هستم.... به نام شهدای گلگون کفن راه آزادی وطن، میخواهم چند لحظه ای صحبت کنم... رئیس هر کمیته از پیش تعیین است. چرا همه جنایتکاران را در یک کمیته نمی برید که در آنجا ببینند باز ملت را به چه حالت میرسانند. اینان کسانی بودند که کشور ما را محراق جنگ‌های ملی و بین المللی ساختند، زن ستیز ترین کسانی بودند در جامعه که کشور ما را به این حالت رسانده اند. آزموده را آزمودن خطاست. به نظر من اینها باید محاکمه بین المللی و ملی شوند، اینها را اگر مردم ما ببخشند، مردم پابرهنه افغان، هرگز تاریخ نمی بخشد.... در اینجا جنایت کارانی که باید در برابر محاکم جنگی حضور یابند، در کمیسیون های لویه جرگه مسلط اند...»

ناگهان نقاب دمکراسی بوش – اخوانی پاره میشود. رئیس لویه جرگه، مجددی، به دفاع از شرکای جرم خویش، ملالی جویا را "کافر" و کمونیست خطاب کرده و به سربازان فرمان میدهد تا وی را دستگیر و از سالن خارج کنند. اما برگزارکنندگان مضحکه لویه جرگه «پا در میانی» می کنند و رئیس هم اعلام میدارد که «به شرط توبه کردن و عفو خواستن» ملالی جویا میتواند دوباره در جایگاه قرار گیرد. اما ملالی جویا بسیار قاطع تر از آن بود که دموکراسی بوش – اخوانی او را به عقب براند.

«من نه توبه میکنم و نه عفو میخواهم. من درد مردم و خواست مردم را بیان کرده‌ام و بر آن ایستاده‌ام تا سرحد مرگ.» اظهارات و جواب قاطع این زن جوان موج وسیعی از پشتیبانی از وی را در داخل و خارج افغانستان برانگیخت. مردم از اقشار گوناگون با هر وسیله ممکن و از آن جمله؛ با تظاهرات درخیابان های فراه از وی حمایت کردند. و این حمایت ها درست در شرایطی صورت میگرفت که کشورهای غربی و دولت ایالات متحده آمریکا به همراه احزاب بغایت ارتجاعی اسلامی و محافل برتری گرای قومی، از هر سو تلاش میکردند تا توده‌های مردم را پراکنده و منفعل نمایند و آنها را بعنوان نیروی ذخیره تلاش های نوکران و دست پروردگان خود در افغانستان حفظ نمایند. ملالی جویا از موضع یک زن آزادیخواه و با طرح قاطع تساوی حقوق زن و مرد، آزادی و عدالت اجتماعی، پلی در میان مردم زد و آنها را در مسیر خود به مخالفت با جنگ و اشغال، مخالفت با دست نشاندگان آمریکا و مخالفت با طالبان هایی که هنوز در مناصب کلیدی کشور جا خوش کرده بودند، دعوت نمود و به تلاش برای استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی فرا خواند. درست در زمانی که بعد از سقوط طالبان، اشغالگران آمریکایی به همراه محافل دست نشانده داخلی خود می کوشیدند تا زیر نام دفاع از حقوق زنان، آرایشگاه های سیار به کابل بفرستند و تبلیغات زن ستیز جوامع سرمایه داری را به نام آزادی زن به خورد زنان افغان بدهند، درست زمانی که هنوز بسیاری از محافل روشنفکرانه، از سقوط طالبان بدست سربازان آمریکایی یا گیج بودند و یا با دفاع از این اشغال خاک به چشم مردم صلح طلب و ضد جنگ دنیا می پاشاندند، درست زمانی که حتی برخی از اپوزیسیون و محافل و منفعلین منفرد باصطلاح سیاسی ایرانی، سقوط طالبان را بدست سربازان آمریکایی باور کرده و در دل جشن میگرفتند و آنان را که به ضدیت با اشغال افغانستان می پرداختند، "مدافع طالبان" خطاب میکردند و بطور مفتضحانه ای فریب تبلیغات دارو دسته بوش را خورده بودند تا جائیکه در رادیوهای فارسی زبان ونکوور آشکارا به کارگران ایرانی رهنمود میدادند که برای یافتن کار به افغانستان بروند، چون بوش اوضاع افغانستان را تغییر داده و بهتر کرده است!! آری درست در همین زمان بود که ملالی جویا توانست با طرح مسئله برابری زن در رابطه مستقیم با آزادی و عدالت اجتماعی، این حربه "دموکراسی خواهی" را از چنگ سیاست های بوش – اخوان و مدافعین اشغال افغانستان خارج سازد و آزادی زنان را آنچنان که مناسب با مبارزات حق طلبانه مردم افغانستان است، مطرح نماید و این تبلیغات، که گویا زنان افغانستان با سقوط طالبان و اشغال افغانستان به آزادی رسیده اند را خنثی نماید.

و این گونه بود که در روز ۱۷ دسامبر ۲۰۰۳ ملالی ای دیگر در کابل قد برافراشت. ملالی ای که نه تنها به مناسبت نام خود رشادت ملالی در جنگ میوند افغانستان را - که در سال ۱۸۷۹ بر علیه استعمار بریتانیای کبیر شعار مقاومت را سرداده بود - در اذهان مردم افغان بار دیگر زنده میکرد، بلکه این بار، ملالی ۲۰۰۳ نه تنها به مثابه نماینده منتخب مردم فراه قد علم کرد، بلکه فراتر از همه گرایشات ناسیونالیستی، قومی، مذهبی و غیر مذهبی، با اقدام شجاعانه خود در مقابل دشمنان داخلی و خارجی، وارد تاریخ افغانستان گردید و مورد پشتیبانی گسترده مردم افغانستان و جهان قرار گرفت.

ملالی جویا در ۱۵ آوریل ۲۰۰۶ در حالی به پارلمان افغانستان میرود که در اثر انتخابات نمایشی مملو از فساد، تقلب و ساخت و پاخت، اکثریت قاطع به اصطلاح نمایندگان مردم را جنگ سالاران، باندهای قاچاق و سوداگران مواد مخدر و رسواترین ناقضان حقوق بشر تشکیل داده بود و آن دسته از خائنان و ستمکارانی هم که در انتخابات شرکت نکرده بودند، به وسیله حمید کرزای و مشاوران خارجی اش، کرسی های مشرانو جرگه (سنا) را اشغال کرده بودند. جنگ سالاران جنایتکار با استفاده از تفنگ، پول و مقامشان در دولت توانستند تقریبا ۸۰ درصد کرسی ها را از آن خود بنمایند و حال ملالی جویای شجاع و بی باک مصمم است تا از حضور خود در پارلمان برای افشای ماهیت این پارلمان و اعضایش کمال استفاده را بنماید. وی بارها و بدرستی اعلام داشته بود که نمیتوان از این پارلمان با این خصوصیاتی که دارد انتظار داشت تا کوچکترین قدمی در راه رفاه مردم سرکوب شده بردارد. وظیفه نمایندگان واقعی مردم فقط و فقط این است که از این تریبون برای افشای دولت و سیاست هایش استفاده نمایند.

هنگامیکه در ۷ ماه می ۲۰۰۶ ملالی جویا در ولسی جرگه (مجلس نمایندگان افغانستان) به بمباران های کابل و کشته شدن دهها هزار نفر که از سوی برخی از وکلای مجلس "اشتباه" قلمداد شده بود، اعتراض کرد، و گفت که باید بین اشتباه و جنایت فرق گذاشت، مورد خشم کسانی قرار گرفت که همیشه به زبان گلوله سخن گفته اند و در ویرانی افغانستان و کشتار مردم بی دفاع آن سهم بسزایی داشته اند و با آنکه امروز طبق مد روز از "دموکراسی" سخن میگویند، اما تحمل شنیدن هیچگونه صدای مخالفی را ندارند. لذا با دشنام های کثیف خود بر علیه ملالی جویا و با " فاحشه" خواندن وی و با فتوای "بگیرید وی را و به او تجاوز کنید"، خواهان اخراج وی از پارلمان گردیدند. از آن جمله میتوان از رهبران باندهای جنایتکار بنیادگرای اسلامی همچون عبدالرسول سیاف – نماینده کابل در مجلس که رهبر حزب اتحاد اسلامی و از رهبران سابق مجاهدین است، ربانی – رهبر حزب جمعیت اسلامی و خالد فاروقی – نماینده حزب اسلامی در پارلمان، حاجی علم مشهور به علم سیاه – از جنگ سالاران جمعیت اسلامی در شمال افغانستان نام برد. سیاف با کفرآلود و ضد اسلامی جلوه دادن سخنان ملالی، بار دیگر دین را وسیله تحمیق قرار داد و با توسل به آن به صراحت اعلام داشت که "در مجلسی که در آنجا ارکان دین مورد استهزاء قرار میگیرد، دین به ما اجازه نمیدهد که در یک چنین مجلس بنشینیم." اما این یک بلوف سیاسی بود و اینان خیلی بیشتر از این در آن مکانی که ملالی آن را بعدها به باغ وحش تشبیه کرد، جا خوش کرده بودند.

در کنار این افراد باید از زنانی نام برد که حضورشان در آنجا فقط برای تبلیغ این امر بود که در سایه دموکراسی آمریکایی زنان افغان آزادانه به پارلمان راه می یابند. کیست که نداند زنانی چون پروین درانی که به نام کوچی و با امکانات وهابی ها به پارلمان آورده شده بود، نورزیه اتمر از مزدبگیران جمعیت اسلامی، صفورا نیازی یکی از کادرهای جمعیت اسلامی در مزار و ملالی اسحق زی از قندهار، همچون دیگر "برادران" خود به ملالی جویا حمله کرده و وی را مورد هتاکی و فحاشی قرار دادند. این زنان نه نماینده زنان دردمند افغان، بلکه یاران عقب افتاده ترین بنیادگرایان اسلامی بوده و به آلت دست مبلغان "دموکراسی آمریکایی" تبدیل شده بودند.

فحاشی به ملالی جویا در پارلمان افغانستان، بازتاب جهانی داشت، در تمامی مطبوعات معتبر دنیا انتشار یافت و بدین صورت ماسک دموکراسی قلابی اهدایی ایالات متحده آمریکا را برای هزارمین بار درید و از ماهیت واقعی پارلمان افغانستان پرده برداشت.

در سپتامبر ۲۰۰۵، ملالی جویا در سن ۲۷ سالگی به نمایندگی از سوی مردم فراه وارد پارلمان شد. این اولین انتخابات افغانستان پس از اشغال آن توسط ناتو به سرکردگی ایالات متحده بود. ملالی در همان ابتدا در طی مصاحبه ای اذعان داشت که " هر روز هنگامیکه در پارلمان به چشمهای جنگ سالاران و فرماندهان جنگی ای که به کشتار صدها و هزاران مردم افغان دستور داده بودند، نگاه می کنم، با خود می گویم چگونه این چنین افرادی اجازه می یابند که مردم را نمایندگی کنند."

ملالی جویا تصمیم گرفت که سخنرانی خود در نشست ۱۹ دسامبر ۲۰۰۵ مجلس را با این شعر حمید مصدق آغاز نماید:

من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه بر می خیزند
من اگر بنشینم
تو اگر بنشینی
چه کسی برخیزد؟
چه کسی با دشمن بستیزد؟
چه کسی
پنجه در پنجه هر دشمن دون آویزد؟

و سپس به این گفته برتولد برشت استناد کند که «آنکه حقیقت را نمیداند جاهل است و آنکه حقیقت را میداند، ولی آن را انکار میکند، تبهکار است.» من اینجا هستم و حقیقت را میدانم و نمی‌خواهم تبهکار باشم و حقایق را به مردمم نگویم. من صرف چند هزار رأی مردم را نمی‌گویم، خوشبختی من درین است که حمایت اکثریت مردم مظلومم را بدست آورده‌ام و به عنوان فرزند کوچک شان در موقعیتی قرار گرفتم که دردهای شان را بازگو کنم و این مسئولیت سترگی است بر شانه‌هایم که تا آخر، حتی به قیمت ریخته شدن خونم حرمت شان را پاس خواهم داشت."

ملالی جویا همچنین همواره صدای بی باک حق خواهی زنان افغانستان بوده است. وی در زمان حکومت طالبان، در کمال شهامت مدرسه ای زیر زمینی را برای زنان اداره میکرد و در رأس یک نهاد اجتماعی غیر دولتی بنام "موسسه ارتقای توانمندی‌های زنان افغانستان" قرار دارد.

ملالی جویا در پاسخ به کسانی که صرف مدرسه رفتن دختران را توجیهی برای اشغال افغانستان و نشانه صدور آزادی زن از سوی ایالات متحده آمریکا و ناتو می دانند، بارها گفته است که "هنگامیکه کل یک ملت تحت سایه جنگ سالاران زندگی می‌کنند؛ چگونه زنان میتوانند از این حق اولیه بهره مند باشند. برعکس تمام تبلیغاتی که از سوی رسانه های غربی صورت میگیرد، زنان افعان به هیچوجه "آزاد" نشده اند. وضعیت فقط برای ۱ در صد زنان افغان تغییر کرده است، بقیه ۹۹ درصد همچنان تحت سرکوب، بی حقوقی کامل و در شرایط کمبود امکانات بهداشتی بسر می برند."

از مرگ نمی هراسم. از سکوت سیاسی در مقابل بی عدالتی خوف دارم.
سکوت مردمان خوب، بدتر از اعمال مردمان بد است

در مقابل تلاش های خستگی ناپذیر ملالی جویا برای متحقق ساختن خواست های بحق مردم برای آزادی و برابری و بخاطر این چنین افشاگری ها در کنار سخنانی که در پارلمان افغانستان بر زبان رانده است و همچنین فعالیت های بشر دوستانه وی سبب گشت تا دشمنان آزادی مردم افغان او را بارها به مرگ تهدید کنند. در سایه اداره خدمات امنیت دولتی ( خاد ) افغانستان، تاکنون ۶ بار به وی سوء قصد شده است که خوشبختانه از آنها جان سالم به در برده است. اما وی مجبور است که با گارد حفاظتی مسلح خود در کشور سفر نماید و هر شب را در یک خانه دیگر به سر ببرد.

ملالی جویا در مقابل این تهدیدها بارها خاطرنشان ساخته است که "من همان سخنانی را میگویم که مردم افغان از گفتن آن در اماکن عمومی وحشت دارند. البته من هم گاها می ترسم، اما به خود میگویم جویا از ترس فاصله بگیر و بخاطر داشته باش که مردم ترا انتخاب کردند که به نمایندگی از آنها صحبت کنی. آنها ممکن است مرا بالاخره بکشند، اما در این فاصله نمیتوانند مرا به سکوت وادارند و حقیقت را هم قادر نیستند همیشه در اختفاء نگهدارند."

بنا به گفته های ملالی جویا بیلیون ها دلار که به عنوان بازسازی و توسعه، به افغانستان سرازیر میشود، به جیب صاحب منصبان فاسد میرود. هر روزه ۷۰۰ کودک و ۵۰ الی ۷۰ زن به خاطر عدم بهداشت جان می بازند. از هر ۱۰۰ هزار زن، هنوز هم ۱۶۰۰ الی ۱۹۰۰ تن به هنگام زایمان می میرند. حد متوسط سن در افغانستان ۴۵ سال است و حداقل ۴۰ درصد از مردم بیکار هستند و افغانستان در فهرست توسعه انسانی سازمان ملل از میان ۱۷۷ کشور در رده ۱۷۵ قرار دارد. اما افغانستان در یک مورد "پیشرفت" کرده است و آن اینکه ۹۲ درصد مواد مخدر دنیا را تولید می کند. بسیاری از مقامات عالی رتبه افغانستان عمیقا در تجارت مواد مخدر دست دارند.

ملالی جویا، زن قهرمان افغان، در تاریخ ۹ ماه مه ۲۰۰۶ به تایمز گفت: "این مردم – منظور جنگ سالاران لانه کرده در پارلمان است - دو مشکل دارند. اول اینکه من یک زن هستم، دوم اینکه من به دموکراسی اعتقاد دارم. آنها به حقوق زن عقیده ندارند. من تهدیدات زیادی دریافت نموده و حرف های رکیک بیشماری شنیده ام. آنها میتوانند مرا بکشند، اما نمیتوانند صدای مرا خاموش سازند."

دشمنان ما میتوانند گل ها را بچینند،
اما هرگر نمتیوانند آمدن بهار را متوقف سازند!

سرانجام در تاریخ ۲۱ ماه می ۲۰۰۶، حاجی محمد محقق در مجلس نمایندگان افغانستان با استناد به اظهار نظری که ملالی در یکی از مصاحبه های خود با تلویزیون طلوع در مورد این مجلس کرده بود، اظهار نظر وی را توهین به " کرامت انسانی پارلمان و رئیس جمهور افغانستان" خوانده و عدم صلاحیت ملالی جویا را در مجلس نمایندگان اعلام کرد. بدین ترتیب عضویت وی را به حالت تعلیق درآوردند. ملالی جویا در این مصاحبه خود با تشبیه پارلمان افغانستان به باغ وحش گفته بود که : "طویله و باغ وحش هم بهتر از پارلمان ما در افغانستان است، به خاطر اینکه در آنجا ( در طویله) گاو است که شیر می دهد، خر است که بار می کشد، سگ است که نگهبانی می کند."

ملالی جویا در واکنش به تعلیق خود اعلام داشت که به مبارزات خود ادامه خواهد داد زیرا حرفهای او "صدای ملت" است و وی از حمایت های مردم برخوردار است. وی گفت که " این خانه ملت نیست و مردم را نمایندگی نمیکنند و این توهین به مردم ما است که جنایتگاران در این جا جمع شده اند... اکنون که این افراد مرا به حالت تعلیق در آورده اند، برای من زمینه و فرصت را بازتر ساختند." پشتیبانی های مردم افغان از طریق مختلف و از جمله نوشته های حمایتی مندرج در سایت های گوناگون، حاکی از این امر است که مردم افغان حق گویی و شهامت بی نظیر فرزندان صدیق خود را در مورد افشاء دشمنان سوگند خورده خود که تلاش می کنند این زن قهرمان را در جامعه بی اعتبار جلوه دهند، همیشه می ستایند و به آن ارج میگذارند. تظاهرات مردم جلال آباد در ۲۵ ماه مه، مردم پلخمری در ۲۹ ماه مه، مردم ولایت تخار در ۳۱ ماه مه، تظاهرات کابل در ۳۰ ماه مه، تظاهرات در هرات در ۶ ماه ژوئن و بسیاری از تظاهرات های حمایتی دیگر که در هیچیک از رسانه های طرفدار جنگ و اشغال، و خبرگزاری های رسمی دولتی مدافع حکومت اسلامی افغانستان، نشانی و گزارشی از آن ها دیده نشد، خود گواهی بر حمایت مردم افغان از ملالی جویا می باشد.

اما ملالی از هر تریبونی استفاده کرد تا صدای معترضان را به گوش جهانیان برساند. وی بارها یادآور گردید که "بعد از واژگونی طالبان عده‌ای تصور می‌کردند که ممکن است طناب های اسارت که قرن ها دست و پا و چشم و گوش و ذهن مردم ما را به بند کشیده بود، گسسته شوند ولی با به قدرت رسانیدن مجدد سلاطین هروئین، وطنفروشان مذهبی و غیرمذهبی، و جنایت سالاران ائتلاف شمال که عاملین اصلی خیانت به استقلال و دموکراسی در کشور بوده اند، خود را به طور دایم زیر شمشیر داموکلس احساس می‌کنند که هرلحظه ممکن است بر گلوی شان فرود آید. منظور من ازین حرف ها نه جریان حمله مسلحانه به منزلم است و نه هم می‌خواهم به مجلس یکی از همین جنایتکاران اشاره داشته باشم که گفته بود « در صورتی که ملالی جویا حرف های گذشته‌اش را تکرار کرد او را از کلکین پارلمان به پایین می‌اندازیم.»، منظور من دفاع از رحیمه های نوجوانیست که مورد تجاوز اوباشان تفنگسالار قرار گرفتند، منظور من به محکمه کشاندن قاتلان آمنه ها در بدخشان است که او را وحشیانه سنگسار نمودند، منظور من از محاکمه قاتلانی چون جیحون است که به خارج کشور فرستاده میشوند، منظور من دفاع از نادیه انجمن هاست که می‌توانست باعث افتخار کشور ما باشد، منظور من بازخواست از قاتلان دکتر عبدالرحمن ها و سرکوبگران تظاهرات محصلان و اعتراضات سرتاسری مردم ماست که با آسوده خیالی و تبختر و دبدبه در کابل حکومت میکنند."

ما هم اکنون با دو دشمن می جنگیم. دشمن داخلی – طالبان که بسیاری از آنها اکنون در قدرت هستند – و دشمن خارجی یعنی نیروهای اشغالگر

ملالی جویا در مقابل توجیهاتی که برای تداوم اشغال افغانستان تحت عنوان دفاع از امنیت این کشور از سوی نیروهای ناتو صورت می گیرد، میگوید " امروز ما درست است به امنیت احتیاج داریم. اما زیر نام امنیت، قوای خارجی کشور آزادی ما را سلب کرده اند. ما به کمک جامعه جهانی نیاز داریم ولی مخالف اشغال کشور خویش هستیم. متاسفانه افغانستان امروز یک کشور اشغال شده است. دولت آمریکا در تلاش برای بدست آوردن منافع اقتصادی و منطقه‌ای خود است و زندگی فلاکتبار مردم افغانستان هیچ ارزشی برایش ندارد. آمریکا جنایت کاران ائتلاف شمال را که طبق اعتراف خود آقای کرزی به مراتب خطرناکتر از طالبان هستند، تقویت نمود و به قدرت نصب کرد و طالبان هم هر روز قویتر میشوند و این اکثریت مطلق مردم افغانستان هستند که هر روز انواع ظلم و ستم را باید تحمل کنند. باید به خاطر آورد که این آمریکا بود که طالبان را بوجود آورد. همانطوری که ائتلاف شمال را به میان آورد و تقویت کرد. بنجامین فرانکلین گفته است "آنکه آزادى را قربانى امنیت نماید، نه شایسته داشتن آزادى است و نه لایق برخوردارى از امنیت." مردم افغانستان به هردو نیاز دارند و درک میکنند که هیچگاه یک کشور خارجی نمیتواند برایشان آزادی و امنیت ببخشد. ما میدانیم که خود ما باید بخاطر بدست آوردن این آرمانهای بزرگ مبارزه کنیم." وی همچنین در اعتراض به ادامه اشغال افغانستان و توجیهات اوباما در این مورد متذکر میشود " آنها میگویند جنگ عراق یک جنگ بد است، اما جنگ افغانستان یک جنگ خوب می باشد. من میگویم جنگ، جنگ است. اگر جانیان همچنان مورد حمایت قرار بگیرند، وضعیت بدتر میشود."

مهم نیست چه کسانی در انتخابات رأی میدهند،
مهم این است که چه کسانی آراء را میشمارند!

ملالی جویا در رابطه با انتخابات اخیر در افغانستان از همان صراحت همیشگی خود برخوردار است. وی میگوید "مسخره است؛ انتخابات در سایه تفنگ، جنگ سالاری، صاحبان مواد مخدر، فساد وحشتناک و اشغال هیچ معنایی ندارد. ما در افغانستان ضرب المثلی میگوییم که به این معنا ست <<مهم نیست چه کسانی در انتخابات رأی میدهند، مهم این است که چه کسانی آراء را میشمارند.>> مردم من هیچ امیدی به آراء خود ندارند و هیچ نقشی هم در آن ندارند. این اولین بار نیست که افغانستان انتخابات را تجربه می کند. همه صندوق ها در دستان مافیا هست. کمیته بی طرف انتخابات، قابل اعتماد نیست. آنها از دولتیان هستند. اگر کسی هم صدایی بلند کند، کی به آن گوش میدهد و کی جان آنها را تضمین می کند."

از همان آغاز افشاگری های ملالی، وی در سطح جهان نیز مورد احترام همگان قرار گرفت و توانست با سخنرانی های متعدد خود که به دعوت بسیاری از گروه ها و سازمان های مدافع حقوق بشر، ضد جنگ و مدافع صلح، و مدافع حقوق زن در کشورهای مختلف صورت داد، افکار عمومی جهانی را به سوی واقعیت های وضعیت نابسامان زنان در افغانستان، مصائب ناشی از زیستن تحت یک حکومت بغایت ضد زن اسلامی که از سوی اشغالگران آمریکا و کانادا و ناتو نیز مورد حمایت سیاسی و نظامی قرار میگیرد، جلب نماید و مردم مترقی دنیا را به پشتیبانی از مردم افغان و بخصوص زنان رنج دیده افغان بکشاند. به همین خاطر نیز توانست بسیاری از تقدیرنامه ها و جوایز بین المللی را بخود اختصاص بدهد. در زیر به نمونه های از سفرها و جوایزی که به وی تعلق گرفت، اشاره می کنم تا تصویر بهتری از قدردانی دنیا از تلاش های بی وقفه و خستگی ناپذیر بین المللی وی و همچنین همبستگی بین المللی مردم جهان با اهداف او را به دست خوانندگان داده باشم.

• در ژانویه ۲۰۰۴، اتحادیه فرهنگی افغان ها در اروپا، "جایزه ملالی از میوند" را بخاطر سخنرانی شجاعانه ملالی جویا در لویه جرگه، به او اهداء کرد.

• در تاریخ ۱۰ سپتامبر ۲۰۰۴، به دعوت ایو انسلر، بنیانگذار و رهبر سازمان فمینیست آمریکایی به نام V-Day در کنفرانس مشترک V-Day و انستیتوی اومیگا تحت عنوان "زن و قدرت"، ملالی زنان افغانستان را نمایندگی می کند.

• در تاریخ ۳ دسامبر ۲۰۰۴ ملالی جویا "جایزه بین المللی زن سال ۲۰۰۴" را در شهر سن ونسن ایتالیا از آن خود مینماید.

• در اول دسامبر ۲۰۰۵، ملالی جویا به ایتالیا دعوت میشود تا جایزه "زن سال ۲۰۰۴" را به برنده آن بدهد.

• در سال ۲۰۰۵ ملالی جویا در لیست ۱۰۰۰ زن برای جایزه صلح نوبل ۲۰۰۵ قرار میگیرد.

• از تاریخ ۲ الی ۲۶ مارس ۲۰۰۶ در شهرهای مختلف آمریکا با یک سازماندهی وسیع دست به سخنرانی های متعددی میزد و با رادیو و تلویزیون های متعددی مصاحبه میکند. از جمله شرکت وی در کنفرانس " زنان، قدرت و صلح " و دیدار با شخصیت های مدافع زنان و صلح برای وی فرصتی شد تا در خود آمریکا به سیاست اشغالگرایانه آمریکا حمله کند و خواهان خروج آمریکایی ها از افغانستان و همبستگی مردم آمریکا با مردم افغانستان گردد.

• در ۱۵ مارس ۲۰۰۶ شهردار برکلی دیپلم افتخار را بخاطر تداوم کار های ملالی در رابطه با مسائل مربوط به حقوق بشر به وی اهداء نمود.

• تور مسافرتی وی در سپتامبر ۲۰۰۶ به کانادا توجه بسیاری را در کانادا به مسئله افغانستان جلب نمود. وی در سخنرانی های متعددی در چندین شهر کانادا، با افشای نقش سربازان کانادایی در افغانستان، ادعای کانادا را در توجیه حضورشان در افغانستان برای صلح، بی پایه خواند و خواهان خروج سربازان کانادایی از افغانستان شد. در این سفر بسیاری از روزنامه ها، رادیو و تلویزیون های موجود در کانادا به زبان های مختلف مصاحبه با وی را انتشار دادند.

• ملالی جوبا در سفر ۱۶ نوامبر ۲۰۰۶ خود به دانمارک، فیلم مستند "دشمنان خوشبختی" را که توسط اوا مولواد – یک فیلم ساز دانمارکی - تهیه شده بود بر روی اکران آورد. این فیلم زندگی وی را در دوران کمپین انتخاباتی اش در ایالت فراه و همچنین شجاعت و عزم وی را در مبارزه برای آزادی به نمایش میگذارد.

• دعوت "بنیاد یادبود از قیام ۱۸ می" از ملالی و شرکت وی در "فوروم جهانی زنان برای صلح – گوانگجو" در سفری که از ۲۶ الی ۳۰ ژوئن ۲۰۰۷ به کوربای جنوبی داشت، یکی دیگر از موفقیت های ملالی بود. وی "جایزه ۲۰۰۶ حقوق بشر گوانگجو" را بخود اختصاص داد.

• در تاریخ ۲۳ ژوئیه ۲۰۰۷، ملالی در طی مراسمی در شهر فلورانس ایتالیا "جایزه گل طلایی سال ۲۰۰۷" را که یکی از معتبرترین جوایز حقوق بشر ایتالیا است، و به پاس خدمات شخصیت هایی که بیشترین تلاش را برای حقوق بشر و آزادی های مدنی انجام داده اند، به آنها داده میشود، از آن خود ساخت.

• ملالی جویا از تاریخ ۱۷ الی ۲۱ سپتامبر ۲۰۰۷ در طی سفری که به دعوت گروه چپ در پارلمان آلمان انجام داد با تعدادی از اعضاء و کمیسیون های پارلمان آلمان ملاقات هایی انجام داد و در چندین کنفرانس مطبوعاتی و گردهمآیی سخنرانی کرده و به پرسش های خبرنگاران پاسخ گفت. وی با استفاده از شرایطی که بوجود آمده بود، در مورد وضعیت اسفبار افغانستان به مردم آلمان آگاهی بخشید. این سفر انعکاس وسیعی در مطبوعات آلمان داشت و مورد استقبال گرم و صمیمانه بسیاری از هواداران ملالی قرار گرفت.

• در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۷، پارلمان اروپا ملالی جویا را در لیست ۵ زن نامزد جایزه ساخاروف برای آزادی اندیشه قرار داد.

• از تاریخ ۶ الی ۲۰ اکتبر ۲۰۰۷، ملالی جویا در سفر دیگری به ایتالیا در گردهمآیی های بسیاری شرکت و سخنرانی نمود. در سه شهر مختلف ایتالیا شهروندی افتخاری به وی تفویض شد و در شهر ویریوی نیز جایزه سالانه ماره نوستروم به وی تقدیم گردید.

• در سال ۲۰۰۷ وی همچنین از سوی فوروم اقتصادی دنیا جزو لیست ۲۵۰ تن رهبران جوان دنیا قرار گرفت.

• در ۱۱ فوریه ۲۰۰۸ "سینما برای صلح" طی مراسم باشکوهی در محل کنسرت هاوس برلین – آلمان، "جایزه بین المللی فیلم حقوق بشر سال ۲۰۰۸" را به ملالی جویا اهدا نمود. "سینما برای صلح" فستیوال بین المللی ای است که برای کمک به پروژه های امدادی منتخب هر ساله برگزار میشود تا در سطح جهان اهل سینما را در این کار دخیل نماید و بر نقشی که فیلم میتواند در پیشبرد اهدافی چون صلح داشته باشد، تأکید ورزد. ملالی از میان ۴ نامزد معروف این جایزه برنده آن گردید. این جایزه به پاس نقش ارزنده ملالی جویا در فیلم مستند "دشمنان خوشبختی" که چندین جایزه دیگر را نیز قبلا بخود اختصاص داده و در دهها کشور جهان به نمایش گذاشته شده بود، به وی داده شد. درآمد حاصله این سال فستیوال بین المللی به کمپین محو خشونت یونی فام تعلق گرفت.

• در ۲۱ اکتبر ۲۰۰۸، شورای منطقه ای توسکانی در ایتالیا به ملالی جویا مدال طلا داد

• در تاریخ ۳۰ اکتبر ۲۰۰۸، سازمان اسپانیایی کمیته اسپانیا برای کمک به پناهندگان جایزه جوآن ماریا باندرز سال ۲۰۰۸ را به لیلا زانا زن فعال کرد و ملالی جویا بخاطر همبستگی شان با پناهندگان، اهدا نمود.

• از اکتبر تا دسامبر ۲۰۰۸ بار دیگر ملالی جویا در سفرهای خود به انگلستان، نروژ، اسپانیا، سرزمین باسک، هندوستان ایتالیا، تلاش نمود تا افکار عمومی را متوجه رنج و ستم مردم افغانستان نموده و وضعیت اسفبار زنان افغان را برای مردم دنیا به نصویر بکشد. وی در تاریخ ۶ اکتبر ۲۰۰۸ "جایزه آنا پولیتکوسکایا" را بخود اختصاص داد. آنا پولیتکوسکایا زن فعال خبرنگار روس بود که شدیدا سیاست کرمیلین را در جنگ برعلیه شورشیان چچن به باد انتقاد میگرفت. وی در ۷ اکتبر ۲۰۰۶ در آپارتمان خود در مسکو، به خاطر افشاء شجاعانه خدشه دار کردن حقوق انسان ها در چچنیا و بخاطر مخالفت با کشتار وحشتناک مردم غیرنظامی، به قتل رسید.

• در ۲۸ مارس ۲۰۰۹ بنیاد غیر دولتی "اتحاد قدرت است" طی مراسمی در شهر روتردام هلند، "جایزه بین المللی ضد تبعیض ۲۰۰۹" را به ملالی جویا تفویض کرد. این بنیاد اعلام نمود که با این جایزه از شهامت و ایستادگی جویا در مبارزه بخاطر رهایی و حقوق زنان افغان، تقدیر به عمل می آید.

ملالی جویا در تمامی سخنرانی های خود به هنگام دریافت جوایز فوق، آنها را به تمامی مردم آزادیخواه و مردم ستمدیده افغانستان تقدیم کرد. وی عموما اذعان داشته است که "این جوایز ارزش معنوی بزرگی برای من دارد و بر بار مسئولیت ها و وظایف من خواهد افزود تا قاطعانه تر از قبل بر علیه بی عدالتی و بنیادگرایان جنایتکار در کشورم کار و مبارزه نمایم. تشویق و اظهار همبستگی شما با کار و مبارزه من برای افغانستان آزاد، دموکراتیک و سکولار، بیشتر مرا بر می انگیزد تا مصمم تر برای بهروزی مردم نگون بختم پیکار نمایم."

تورهای مسافرتی ملالی جویا همچنان ادامه دارد. در هفته گذشته در چندین شهر در ایالت های مختلف ایالات متحده سخنرانی داشت و به معرفی کتاب جدید خود پرداخت. در این سفر امی گودمن از دموکراسی ناو مصاحبه جالبی را با وی ترتیب داد. ۱۰ نوامبر در سیاتل و دیروز ۱۱ نوامبر در بلنیگهام شهر مرزی بین آمریکا و کانادا سخنرانی کرد. امروز ۱۳ نوامبر و فردا ۱۴ نوامبر در ونکوور و همچنین فردا ۱۴ نوامبر در ویکتوریا با مردم غربی ترین استان کانادا به گفتگو خواهد نشست.

این مقاله در سایت راه کارگر نیز انتشار یافته است.