این به اصطلاح «مصاحبه» برای خانم جویا فتحی بود درخشان و برای وکيل مدافع جنایت پيشگان اما، شکستی نمایان

دپلوم انجنير خليل الله معروفی، برلين، ٢٨ می ٢٠٠۶

Movie Clip
مصاحبه جويا با تلويزيون طلوع در کابل بعد از حمله بر وي در پارلمان
(۱۹ ثور ۱۳۸۵)
WMV - 20.1MB - 24:51Min

همين لحظه که نيمه شب ٢٨ می ٢٠٠۶ است، سری به انترنت زده، به سراغ سایت «افغان جرمن آنلاین» رفتم، که عنوان روان (متحرک) صفحۀ اول، از مصاحبۀ خانم ملالی جویا همان زن جگر آور و شيردل افغان با آقای «رازق مامون»، بشارت ميداد. با یک کليک صفحه را کشودم و تبصرۀ سایت در برابرم مجسم گشت. به حيرت فرو رفتم که مبصر سایت چرا بر جناب رازق مامون چنين سخت گرفته و «مصاحبۀ» ایشان را با خانم جویا بحيث «مناظره» و «استنطاق» وانموده (و به اصطلاح نچندان رسا وانمود کرده). اگر راستش را بگویم دلم برای مامون «مسکين» سوخت و با خود گفتم، که سطری چند به «افغان جرمن آنلاين» بنویسم و این عمل آنان را به باد انتقاد بگيرم.

احتياط را مگر از دست نداده، لازم دانستم که مصاحبه را به چشم و گوش خود ببينم و بشنوم، که گفته اند: «شنيده کی بود مانند دیده». فکر کردم که خواب ميبينم و یا دچار رؤیای کاذب شده‌ام، و یا که چشم و گوشم دروغ ميگویند. چشم و گوشم را ماليده، شيطان را لاحول گفته و مصاحبه را بار دوم دیدم و شنيدم. دریافتم که نه چشم دروغ گفته و نه گوش غلط شنيده، چون غلطی را در جای دیگر یافتم؛ دقيقاً در طرز برخورد همين جناب رازق مامون. مگر هرگز نفهميدم که نویسندۀ داستا ن «عشق و جنگ»، که این بار در کسوت خبرنگار ظاهر گشته، از کجا بخود این حق را ميدهد، تا با یک نمایندۀ برحق ملت و بزرگ زن برگزیده‌ای، که تاریخ معاصر ما چون او را کمتر بخاطر دارد، چنين برخورد نماید. طرز گپ زدن و نحوۀ سؤال کردن این آقای سبکسر، که از جایگاه «وکيل مدافع جنایتکاران» قد علم کرده بود و ميخواست خانم جویا را با تحریکات پياپی سراسيمه و دستپاچه بسازد، کاملاً نتيجۀ معکوس داد. چون خانم جویا در برابر سؤالات تحریک آميز او، هرگز تسلط برخود را از کف نداد و با زبان رسا و برهان رساتر، خانۀ مامون را خراب کرد. به نظر ميرسد، که این عالیجناب وظيفه گرفته بود، تا خانم جویا را با روشی اس اس منشانه و دژخيم مآبانۀ خود بر سر غيظ آورد، مگر که اختيار را از دست دهد و چيزی خلاف مصلحت گوید.

حدس زدم، که چون این زن زبان آور را در خانۀ ملت کسی مات ساخته نتوانست، خواستند انتقام خود را از طریقی دیگر بگيرند. همان بود که شخصی را با اوصاف افسران نازی تهيه کرده و بجانش روان کردند. اما ایشان بدانند و آگاه باشند، که هر گونه اسائۀ ادب در برابر وکلای برحق ملت، در واقع توهين به کل ملت افغانستان است؛ و کاری زشت تر ازین سراغ نتواند شد !!!!!!!

طرز سؤال کردن آقای مامون و حرکات ناشيانه‌اش نشان ميداد، که وی برای هر کار دیگر اگر ساخته شده باشد، برای شغل شریف ژورناليزم هرگز ساخته نشده. جای تأمل است که تلویزیون طلوع با ترتيب و پخش این مصاحبه، چرا نام و وجهۀ خود را اینطور مصدوم و مخدوش ساخت؟؟؟؟ مگر در مربوطات این تلویزیون، هيچ افغان شایسته و «آدم دستوری» پيدا نمی گشت، که کسی را از باغ وحش آوردند و وظيفه دادند، تا به مانند یک سر افسر گشتاپو، به استنطاق خانم جویا بپردازد و بزعم خود ضربه‌ای بر شأنش بزند؟

این کار اما نه تنها ذره‌ای از شخصيت والای این زن نکاست، بلکه رسوائی بيشتر از پيشتر جنایتکاران را سبب گردید. درین ميانه مگر بازندۀ درجه اول دو کس بودند، یکی تلویزیون طلوع و دگر خود مصاحبه گر و در واقع «مستنطق». اینان نه تنها به آرزوی خود نرسيدند، بلکه آبروی خود را هم بردند. من متن این به اصطلاح مصاحبه را دوبار از نظر گذشتاندم و برشمردم که این آقا دقيقاً ۶٢ (شست و دو) دفعه سخن ميرمن ملالی جویا را قطع کرد. او اصلاً به خانم جویا مجال نميداد که سخنان خود را تا آخر بگوید، به رغم اینکه این خانم بردبار افغان، پنج شش بار از وی تقاضاء و بلکه خواهش کرد، که به اصطلاح «به بردی گفتن» بگذاردش.

استنطاق اقای مأمون از خانم ملالی جویا، در واقع ادامۀ تراژدی و رسوائيی بود، که به تاریخ هشتم ماه می در خانۀ ملت رخ داد. جنایتکاران و وکلای تردامن ولسی جرگه، که تاب سخنان گزنده و برحق این نمایندۀ سرافراز ملت را آورده نتوانستند، عنان اختيار از کف داده بر وی حمله ور گشتند و کاری کردند، که روی هرچه شوری و پارلمان و مجلس نمایندگان و ولسی جرگه در جهان بود، سياه ساختند .

خلاصۀ برداشت از این ماجرا: با وجودی که جناب مامون مطابق به پلانی از پيش طرح شده، خانم جویا را اصلاً به سخن گفتن نميگذاشت، این خانم گویا و نقاد در کمال طمانينه و اعتماد بر نفس، با متانتی که خاصۀ خود اوست، حتی ضمن جملات معدود و کوتاه خود نيز، حق مطلب را ادا ميکرد و مس جنایتکاران را نمایان ميساخت. این به اصطلاح «مصاحبه» برای خانم جویا فتحی بود درخشان و برای وکيل مدافع جنایت پيشگان اما، شکستی نمایان. جنایتکاران در چاهی که کنده بودند، خود فروغلتيدند.

یادداشت :
این نوشته چنان که در بالا تذکر رفت، هشت روز پيش روی کاغذ آمده بود و چون تبصره های دیگران را رسا تر یافتم، از نشرش منصرف گشتم. اینک که مصاحبه را بار سوم از نظر گذشتاندم، حيف دانستم از تقدیم نوشتۀ نقد و تياری به خوانندگان دریغ ورزم، که توطئه های جنایتکاران را بيشتر اِفشاء ميکند و هرچه در زمينه گفته شود، بسنده نباشد.
پنجم جون ٢٠٠۶