Joya Photos

Joya's Book


Reviews | Translations



ملالی جویا: صدايم را بلند کرده ام

توجه، باز شدن در یك پنجره جدید. مشاهده در قالب پی دی افچاپفرستادن به ایمیل

«صدايم را بلند کرده ام» روايت افغانستان ديگری است؛ افغانستانی پشت حجاب برقع و تبلیغات.

مژده دقیقی، روزنامه اعتماد، ۳ سنبله (شهریور) ۱۳۸۸

Malalai Joya ملالی جویا

«نمی دانم چند روز دیگر زنده ام. ولی از مرگ نمی ترسم، از آن می ترسم که در برابر بی عدالتی ساکت بمانم. من جوانم و دوست دارم زندگی کنم. ولی به کسانی که می خواهند صدایم را حذف کنند می گویم؛ من آماده ام؛ هرجا و هر زمان که می خواهید حمله کنید. گل را می توانید نابود کنید، ولی جلوی آمدن بهار را نمی توانید بگیرید.»

خاطرات ملالی جویا، جوان ترین نماینده پارلمان افغانستان، با عنوان «صدایم را بلند کرده ام» به تازگی به زبان انگلیسی منتشر شده است. «صدایم را بلند کرده ام» زندگینامه سیاسی این مدافع حقوق زنان و فعال سیاسی است که او را شجاع ترین زن افغانستان می دانند و انتشارات رایدر در انگلستان این کتاب را در ۲۷۸ صفحه به قیمت ۱۲ پوند منتشر کرده است. ناشر این کتاب در استرالیا انتشارات مک میلان است و در ماه اکتبر نیز انتشارات اسکریبنرز آن را با عنوان «زنی در میان جنگ سالاران» در ایالات متحده و کانادا منتشر خواهد کرد. تمام منافع حاصل از انتشار این کتاب صرف احقاق حقوق زنان در افغانستان خواهد شد.

«صدایم را بلند کرده ام» روایت افغانستان دیگری است؛ افغانستانی پشت حجاب برقع و تبلیغات. ملالی جویا با شهامتی کم نظیر علیه جنایات جنگ سالارانی سخن می گوید که با پشتیبانی امریکا و کشورهای غربی بار دیگر در افغانستان به قدرت رسیدند و جنایات شان دست کمی از جنایات طالبان منفور ندارد؛ «شاید فکر کنید وقتی طالبان سرنگون شدند، عدالت به کشور من برگشت. ولی ما همچنان در کشور خود محبوسیم و به عدالت دسترسی نداریم و هنوز جنایتکاران زن ستیز بر ما حاکم اند.» ملالی جویا نماینده بی صدایان، سرکوب شدگان، قربانیان و بی گناهان چرخه بی پایان خشونت در افغانستان است. صریح، پرشور و شجاع است- زنی استثنایی است که از دل ده ها سال سرکوب وحشیانه و زن ستیزانه بیرون آمده است. جویا در دسامبر ۲۰۰۳ از ولایت زادگاهش فراه در غرب افغانستان به عضویت لویی جرگه قانون اساسی انتخاب شد و در اولین موقعیتی که به دست آورد، به جنگ سالاران حمله کرد و آنها را مسوول سرکوب زنان و کشتار ده ها هزار سکنه کابل در درگیری های نظامی خواند. با این سخنرانی جنجال برانگیز که با اعتراض شدید سایر نمایندگان مواجه شد، آوازه ملالی جویا در افغانستان و سراسر جهان پیچید. بعد از لویی جرگه، ملالی جویا نامزد نمایندگی پارلمان یا ولسی جرگه شد و در سپتامبر ۲۰۰۵ با رای اکثریت زنان ولایت فراه به پارلمان افغانستان راه یافت. اظهارات تندش در هفتم ماه مه ۲۰۰۶ در پارلمان افغانستان موجب به هم خوردن مجلس شد. هنوز دو دقیقه از سخنرانی اش نگذشته بود که میکروفنش را قطع کردند و سایر نمایندگان به سویش حمله ور شدند و او را بدکاره خواندند. در بیست ویکم همان ماه به دلیل توهین به سایر نمایندگان در گفت وگویی تلویزیونی، عضویتش در پارلمان برای مدت سه سال با اکثریت آرا به حالت تعلیق درآمد. از آن پس ملالی جویا در معرض تهدیدهای گوناگون بوده است. با آنکه نیروهای سازمان ملل محافظت از جان او را برعهده گرفته اند (*) و همه جا با محافظان مسلح سفر می کند، تا کنون پنج بار به جانش سوءقصد شده است و شب ها در خانه های مختلف می خوابد.

کتاب ملالی جویا

زمانی که نیروهای شوروی به افغانستان حمله کردند، چهار روز بیشتر از عمر ملالی جویا نمی گذشت. پدرش که دانشجوی پزشکی بود، همان روز درس را رها کرد تا با نیروهای مهاجم بجنگد و در کوه ها ناپدید شد. از آن پس خانواده او چیزی غیر از جنگ نفهمیدند. با افزایش فشار نیروهای پلیس، مادر بی سوادش فرزندان را برداشت و به اردوگاهی در ایران پناهنده شد. ولی در اردوگاه های ایران از مدرسه خبری نبود و مادر جویا که مصمم بود دخترانش درس بخوانند بار دیگر با فرزندانش به اردوگاه های غرب پاکستان گریخت. در آنجا بود که جویا خواندن و نوشتن آموخت و متحول شد. طولی نکشید که به تدریس سواد تازه آموخته اش به زنان مسن تر اردوگاه از جمله مادر خودش پرداخت. به زودی فهمید عاشق تدریس است و موسسه خیریه یی به نام سازمان ارتقای توانایی های زنان افغان پیشنهاد جسورانه یی به او کرد و از او خواست به افغانستان برود و یک مدرسه دخترانه مخفی تاسیس کند. به این ترتیب، ملالی جویا چند تکه لباس و کتاب محدودش را جمع کرد و قاچاقی از مرز گذشت و بهترین ایام زندگی اش شروع شد. با اینکه از زندگی در خوف و رجا زیر برقع نفرت داشت، ولی معتقد است این کار به خاطر آن دخترهای کوچک به زحمتش می ارزید. «هر بار که دختر کوچکی به کلاس می پیوست، یک پیروزی بود. احساسی بهتر از آن وجود ندارد.»

اعضای سازمان خیریه به قدری تحت تاثیر اقدامات ملالی جویا قرار گرفتند که او را به ریاست خود برگزیدند و پس از آن چندین مدرسه و درمانگاه و یتیم خانه تاسیس کرد. ملالی جویا تاکنون برای فعالیت ها و مبارزاتش جوایز متعددی به دست آورده است. او دومین برنده جایزه آنا پولیتکوفسکایا روزنامه نگار سازش ناپذیر روس است که فجایعی را که در چچن اتفاق افتاده بود، افشا کرد و سه سال پیش در مسکو کشته شد. در اکتبر گذشته شش زن برنده جایزه صلح نوبل در بیانیه مشترکی شهامت ملالی جویا را ستودند و خواستار بازگشت او به پارلمان افغانستان شدند. آنها ملالی جویا را مانند آنگ سان سوکی الگوی زنان در سراسر جهان برای ایجاد دنیایی عادلانه تر خواندند. ملالی جویا دو سال پیش در خفا ازدواج کرد و از بیم جان همسرش نمی تواند نام او را فاش کند. همین قدر می گوید که در یک کنفرانس مطبوعاتی آشنا شده اند و او از همه کارهایش حمایت می کند. ملالی جویا می داند که ممکن است یکی از همین روزها کشته شود و کتابش با این جملات به پایان می رسد؛ «اگر مردم و تصمیم گرفتی راهم را ادامه بدهی، بر سر مزارم بیا. آبی بر آن بریز و سه بار فریاد بزن. می خواهم صدایت را بشنوم.»

(*) – باید تصحیح کرد که «نیروهای سازمان ملل» فقط برای چند روزی بعد از حمله بر جویا در «لویه جرگه قانون اساسی» بود که محافظت از جان او را بر عهده گرفته بودند.