Joya Photos

Joya's Book


Reviews | Translations



ملالی جویا قامت بلندی بر اندیشۀ آزادی!

توجه، باز شدن در یك پنجره جدید. مشاهده در قالب پی دی افچاپفرستادن به ایمیل

کوشش دو چندان خانم عزیز بر اینست که پرده‌ای ضخیم به روی جنایات جهادی های بیمایه‌ای چون احمدشاه مسعود، سیاف، ربانی ، حکمتیار و مزاری و دوستم بکشد

نعمت الله ترکانی، کابل پرس، ۹ دسامبر ۲۰۰۹

درین هفته در سایت «خاوران» دو نوشتۀ پر از عقده و سرپا مبتذل به قلم فرشته حضرتی و جوانی به نام علی میثم نظری به نشر رسیده. این جوان میثم که خیال میشود از بچه خوانده های فوزیه کوفی است تا توانسته دشنام های بی مورد به ملالی جویا حواله نموده و گفته های بی سر و ته جنگسالاران جهادی را تکرار کرده و در نوشتۀ بی مایه اش چیز تازۀ ندارد. ولی خانم فرشته حضرتی گویا چیز تازۀ را بنام اندیشه فقیر ملالی جویا طرح نموده است که قابل بحث است.

خانم حضرتی اینرا قبول دارد که ملالی جویا نام شناخته شده‌ای در میان مردم افغانستان و رسانه های بین‌المللی دارد و به شهرت جهانی رسیده است. او همچنان اشاره‌ای دارد به لویه جرگه و سخنان ملالی جویا و خشم رهبران جهادی؛ و علت فروکش کردن خشم رهبران جهادی را به خواست زلمی خلیلزاد ارتباط داده است. فرشته جان اقرار میکند که اگر وساطت زلمی خلیلزاد نمیبود ملالی جویا حتی به موطن اصلی‌اش ولایت فراه هم نمیرسید یعنی که لزومن باید ترور و سر به نیست میشد چه رسد به اینکه از همین ولایت کاندید پارلمان و نمایندگی مردمش را در پارلمان بدست آورد.

فرشته حضرتی با تناقض گویی ملالی جویا را از یکطرف فعال خدمات در عرصه فرهنگ وصحت عامه در زادگاهش تعریف میکند. در عین پرگراف او را فاقد فهم و دانش سیاسی تعریف میکند خواننده این لاطایلات با خودش میگوید آفرین به این زن بی دانش سیاسی و فرهنگی که نیاز ها، درد ها و خواست های اولیه مردم اش را درک میکند و برای التیام این درد ها مردانه گام برمیدارد ولی صد لعنت به پروفیسران و انجینران و دکتوران ما که با آن همه دانش سیاسی و دینی نه به درد مردم خود میخورند و نه از انسانیت بوی برده اند. این نخبگان حالا یک دهن و یک سخن اند که افغانستان مورد تجاوز یانکی ها قرار نگرفته و یانکی ها صرف برای دادن لقب قهرمان ملی ، معاونت ریاست جمهوری، ریاست پارلمان، سنا، وزارت های مهم و کلیدی به جنگسالاران جهادی افغانستان را اشغال کرده اند. ملالی جویا جملات تکراری اش که رهبران جهادی را قاتلین یک ملیون انسان افغانستان، تخریب مدنیت سه هزار ساله، تجاوز، چور و چپاول دارایی های عامه، قاچاق مواد مخدره خطاب میکرد را باید فراموش کند. سیاف یک قهرمان است درست مثل احمد شاه مسعود، ربانی و حکمتیار و دوستم و مزاری وقانونی ، عبدالله و عطامحمد، صدیق چکری و اسماعیل خان همه قهرمان اند... اگر ملالی جویا آنان را افشا کند چه فایده! هرقدر این افشاگری زیادتر تکرار شود آنان زیادتر چشم خیره میشوند و زیادتر امریکا به پشتیبانی از آنان سرباز به افغانستان میفرستد. اصلن ملالی جویا را چه که هنوز روان مردم افشار از قتل عام مسعود و سیاف تکالیف علاج ناپذیر دارند. ملالی جویا اگر خرابی شهر کابل و دیگر شهر ها، کشتار مردم شمالی، بامیان، مزارشریف را نادیده گرفته نمیتواند. برود پناهندۀ سویدن، ناروی، فنلند، کانادا، و یا امریکا و یا انگلیس را بگیرد و دست از سر این مردم بردارد. ملالی جویا چرا مجلس نمایندگانرا طویلۀ حیوانات خوانده است. مگر خبر ندارد که این مردم همه به زور تفنگ و پول به پارلمان آمده اند. خبر ندارد که هشتاد در صد آنان از جملۀ دوستان جهادی خانم فرشته حضرتی اند. این ها مگر نخبگان و صاحبان جایگاه معنوی میان مردم نیستند. ازین نمایندگان کدام یکی اش به قتل مردم افشار دست داشته! کدام یکی چهار سال تمام صندلی ریاست جمهوری را ده به ده و قریه به قریه گشتانده است. کدام یکی مرگ به حققوق بشر را با مرگ به ملالی جویا یکجا شعار میدهد. کدام یکی جاسوسی وطنش را به بیگانگان میکند و کدام یکی به قاچاق مواد مخدر دست دارد و خلاصه اگر ملالی جویا این خانه مردم را طویلۀ حیوانات نمیگفت شاید در طی سه سال هفتاد در صد چوکی های آن خالی نمیماند و نصاب اش پوره میبود. ملالی جویا بهتر بود عوض طویلۀ حیوانات پاتوق جنایتکاران، قاچاقبران، متجاوزین به ناموس مردم، رشوت خواران و تفرقه افکنان مینامید.

خانم فرشته جان حضرتی بعد از فیصلۀ کوتاه موضوع یورش نیرو های ناتو یعنی امریکا ـ انگلیس را به زادگاه خانم ملالی جویا اینگونه بیان میکنند:

«… تاریخ افغانستان با جنگ، قتل عام، نسل کشی، خون وخیانت رقم خورده است و نخستین کسی که نام افغانستان را براین سرزمین اطلاق کرد، درهندوستان دریای خون جاری کرد و تمدن ارزشهای مدنی یک ملت را باخاک یکسان کرد. از آن به بعد، جغرافیای این سرزمین همواره از خون مردمانش رنگین بوده است و استبداد در تسلسل فاجعه برانگیزش این سرزمین را برای ساکنان آن به جهنم بدل کرده است…»

کوشش دو چندان خانم عزیز بر اینست که پرده ای ضخیم به روی جنایات جهادی های بیمایه ای چون احمدشاه مسعود، سیاف، ربانی ، حکمتیار و مزاری و دوستم بکشد و چنین وانمود کند که حملۀ احمدشاه درانی به هندوستان و کشور گشایی اش قتل، غارت و چپاول بوده است و قتل، غارت و تجاوز به ناموس هموطنان اش توسط این جهادی های کاذب مثل انسان مسخره و جنایتکاری چون صدیق چکری عادلانه و از روی انصاف بوده و عینن مثل جنگ میان هندو ها و مسلمانان پس از تجزیه هند به دوقسمت، مثل جنگ جنوب و شمال امریکا در اویل قرن نوزده و مثل جنگ امریکا با جاپان در سال ۱۹۴۵ و کشتن مردمان با بم اتم است. نام افغانستان نه؛ همان خراسان کبیر و یا همان آریانای دو هزار سال قبل که دوستان فرشته شیفته این نام ها اند فارغ از جنگ و ستیزه بوده است ؟ زمانیکه سربازان شاه اسماعیل صفوی بر کاسۀ سر مردم سیستان وضو میگرفتند و لارد های انگلیس و کمونیست های روس پیکر شهیدان این وطن را زیر زره پوش های خود له میکردند نه تاریخی بود و نه ندای حق و عدالت خواهی… اینکه چه کسانی این سر زمین را برای ساکنان آن به جهنم تبدیل کرده است تنها خانم فرشته حضرتی میداند و بس و خانم ملالی جویا بوی از آن نبرده است. استخوانهای امیر حبیب الله کلکانی و بعد از او احمد شاه مسعود میگوید که حق به جانب ماست؛ مردۀ احمد شاه درانی و امیر عبدارحمن خان را از خاک بیرون کشیده و به آتش افکنید زیرا آنان نه فرشته حضرتی را قبول داشتند نه امریکا و نه هم انگلیس را… البته گزینۀ دیگری که ملالی جویا داشت این بود که باید مثل خانم فرشته حضرتی به سویدن پناهندگی میگرفت. لباس مد روز میپوشید سرش را گرم میکرد. پشت میکرفون صدای زنان قرار میگرفت و برای آزادی زن خودش را به نمایندگان دوران جاهلیت اعراب میفروخت. صرف نظر از پذیرش فرهنگ های غربی یعنی رفتن به قمار خانه ها، دیسکوتیک ها و گرفتن ژست های مانکن…

وقتی ملت افغانستان در طی نیم قرن سه دفعه در مقابل غول سرمایه داری انگلیس رزمیده و طی سیزده سال بزرگترین قدرت جهانی را به زانو در آورده و باعث فروپاشی آن شد چه افتخاری دارد! اگر فردا خانم حضرتی خواسته باشد با یک چوف امریکا انگلیس و متحدان آنرا به پاکستان پرتاب میکند و حتی اگر او نتواند مقبره قهرمان ملی ما آنانرا از مرز های شمال به عقب نشینی مجبور میکند. اما هرگز نمیخواهد چنین شود زیرا اگر چنین کند مردم افغانستان این رهبران را با چوکره های شان از دم تیغ میگذرانند.

شاید بهترین گزینۀ که خانم جویا طرح کرده اینست که جناینکاران باید در یک محکمۀ عدل و انصاف به سزای اعمال خود برسند. آنانیکه سر به آستان آی اس آی پاکستان گذاشتند و آنانیکه برای هموار کردن راه برای نیرو های امریکا جنگ های داخلی را سازمان دادند و مردم را مهاجر و خانه و کاشانۀ شانرا ویران کردند و طالب را میدان دادند باید در دادگاه عدالت جواب کرده های خود را بدهند.

مردم افغانستان همان مردمی اند که پوزۀ روس و انگلیس را بار بار به خاک مالیده اند و حالا هم توان آنرا دارند که علیه امپریالیزم امریکا به جنگند. اینست گزینۀ هر وطنپرست و هر افغان اصیل.

بشنوید که خانم تیوریسن فرشته حضرتی دیگر چه در فشانی دارد:

«… ملالی جویا تاهنوز از این واقعیت غافل مانده است که مصیبت و سیاه بختی مردم افغانستان ریشه در تاریخ افغانستان دارد و جنگسالاران هم کسانی اند که تاریخ این سرزمین را باخون نوشته اند و بناهای بزرگترین تمدن انسانی را برزمین ریخته اند. ملالی جویا، جهاد مردم افغانستان را در برابر تجاوز روسها و همچنان مقاومت مردم را در برابر هجوم پاکستان و تروریزم بین المللی به اهانت میگیرد و کسانی که این نبرد مقدس را در سخت ترین شرایط رهبری کرده اند، جنگسالار مینامند. اما او هیچ گاهی سر در گریبان تفکر فرو نبرده است که اگر مقاومت و شهامت این دلیرمردان نمیبود، تسلط طالبان بر تمام افغانستان قایم میگردید و جامعه بین المللی هم ناگزیر یکی ازپس دیگری نظام طالبان را به رسمیت می شناخت و آنگاه ملالی جویا اگر آتش هم از زبانش شراره میکشید، محکوم اسارت و سرنوشتی بود که طالبان برای زنان افغانستان ترسیم کرده بودند...»

خوب ما درس هایکه از تاریخ داریم اینست که تا سال ۱۳۵۷ در افغانستان آرامی بود. قانون بود. تحصیل بود. امنیت بود. کسی نمیتوانست به سوی افغانستان سنگی پرتاب کند. اما جنگسالاران را چرا عمدا چنین مینویسد که: جنگسالاران بناه های بزرگنرین تمدن انسانی را به زمین ریخته اند. مسلمن که این خانم باز هم جنگ های دوصد و پنجاه سال قبل دوران احمد شاه درانی و شکست سومنات را یاد میکند. اگر چنین است پس چرا از نبرد سلطان محمود غزنوی و نبرد های شیبانی ها، ساسانی ها، ترکان و چنگیزیان و صد ها نبرد دیگر را یاد نمیکند. خوب وقتی چشم را به بندی و دهنت را باز کنی بهتر است که مثل ملا نصرالدین سخن بگویی نا چند نفر بخندند... هند در حال حاضر یکی از کشور های انکشاف یافته و قدرت سوم جهانی است ولی افغانستان یکی از کشور های عقب مانده و بر طبق گذارشات سازمان ملل در ردیف یکصد و پنجم ممالک فقیر دنیا حساب میشود. نتیجه کشور گشایی احمد شاه درانی و کشور ویرانی شما جهادیان این شد که ما به چشم و سر میبینیم. همه مردم افغانستان به شهادت رادمردانی که وطن را از چنگال روس ها و نمایندگان خاین آن بیرون کردند مینازند ولی برای رهبرانی که بعد از شکست روس ها باشمشیر گداخته سر هموطن اش را جدا کردند و استخوان سر هموطنش را با میخ سوراخ نمودند و شهر ها را ویران و مردم را دستنگربیگانه ساختند. طالب پرورش دادند و برای گرفتن قدرت دولتی همه ارزش های انسانی و معیار های وطنپرستی را زیر پا کردند نفرین میفرستند.

اینست منطق بزرگترین تیوریسن جنگسالاران!

«ملالی جویا شهامت بلند دارد، احساس زیبا وقشنگ دارد اما او قدرنشناس است. نمک میخورد ونمکدان را به بازی میگیرد. همه میدانند که نظام موجود افغانستان و آزادی نسبی که برای اظهار اندیشه ونظر فراهم گردیده است و همچنان زمینه های که برای شرکت زنان درجامعه بوجود آمده است، ازبرکت توجه و حضور جامعه بین المللی درافغانستان میباشد. اگرنظام طالبان سقوط نمیکرد، اگر جامعه بین المللی درافغانستان حضور نمیداشت، ملالی جویا این همه مسافرت های دور ودراز بین المللی را درخواب هم نمیدید. ملالی جویا اخلاقا باید مدیون و سپاسگزار حضورغرب درافغانستان باشد که درسایه این حضور سنگین فرصتی فراهم آمده است که اومی تواند از طریق هرتریبون فریاد اعتراضش را به گوش مردم برساند.»

خانم فرشته حضرتی خیال میکنی به حالش نیست. ضد و نقیض گفتن هم اندازۀ دارد. میگوید: شهامت بلند دارد احساس زیبا و قشنگ دارد. اما قدر ناشناس است. این توهین به همه آنانی است که حد اقل احساس دارند چه رسد به کسانیکه مثل خود خانم حضرتی احساس زیبا و قشنگ داشته باشند و قشنگی احساس شان این باشد که حس کنند از برکت حضور جامعه جهانی است که به طفل شش ماهه تجاوز جنسی میشود و پسر نمایندۀ مردم با دوستانش به دختر مردم تجاوز میکنند و دختر سیزده سالۀ یک بیوه را قوماندان جهادی شورای نظارمورد تجاوز جنسی با دوستانش قرار داده و در بدل یک سگ جنگی معاوضه میکند. زمین های دولتی ومردم را چور و چپاول میکنند، اطفال و ناموس مردم را گروگان میگیرند، کانال های صدور تریاک و سنگ و چوب وطن را نگهبانی میکنند و در همین وضیعت در یک پرواز بم افکن های امریکایی قریۀ با همه زندجان هایش زیر آوار ها مدفون میشود و دولتمردان ما از رئیس جمهور گرفته تا آخرین مامور دولت آن بدون خواست امریکا انگلیس حق نوشیدن جرعۀ آبرا ندارد. زندانهای خصوصی امریکایی، جهادی و دولتی باز است و قانون جنگل بر تمام زندگی مردم حگمفرماست. اگر طالب میبود ملالی جویا مجبور بود زیر چادری انجمن های توانایی زنان را در هرات و فراه سازمان دهد و زنان و دختران جوان را خیاطی و سواد حیاتی بیاموزد. ولی حالا که امریکا و انگلیس سرتمدار ماست و نوکران جهادی اش بر محور خاسته های ایشان میچرخند و از کوچکترین چوکی تا بزرگترین چوکی های قدرت دولتی را اشغال کرده اند. پس ملالی جویا چگونه میتواند از نمایندگی تربیون قصر سپید در کابل استفاده نموده و بگوبد... ای مردم فرقی میان روس و امریکا نیست هر کس برای مطلب خود دلبری میکند. آنروز روس ها انترناسیونالیسم کارگری را بهانه ساخته بودند و امروز بهانه تروریسم است... ملالی جویا در زندگی جنایتی نکرده که مدیون امریکایی ها باشد تا او را سر بلند به چوکی ریاست جمهوری و دیگر چوکی های کلیدی شانده و به درب خانه اش نگهبان پنتاگون را پهره دار ساخته باشند.

خانم فرشته جان اگر اجازه بدهند خیر است که ملالی جویا تا حال هیچگاهی از مظالم تاریخی، جنایات استبداد، فقر فرهنگی و از گزینه های جدید برای نیازمندی های معاصر افغانستان سخن نگفته است. من طرفدار ایشان ام و عوض ایشان من میگویم. از تاریخ ۱۹۹۲ الی ۲۰۰۱ هیچگونه استبدادی بالای مردم ما نبود. هیچ کسی و با هیچ نامی جنایتی انجام نداد. فقر فرهنگی ریشه کن شد. و ما برای بوجود آورد جو اطمینان، وحدت ملی، آزادی، برادری و برابری باید از شورای نظار تشکر کنیم که درین مدت افغانستان را به شاهراه ترقی سوق داد و صلح و امنیت سرتاسری را به ارمغان آورد و زنده باد قهرمانان ملی ما. از خانم جویا هم خواهش میکنم گپ های مرا تائید کنند و انگا ما یکجا با خانم فرشته حضرتی به نخستین جشن این مدینۀ فاضله شرکت خواهیم کرد. هم اعظم سیستانی هم نعمت الله ترکانی و هم آنانیکه ملالی جویا را نمایندۀ خویش در طویله حیوانات پیشنهاد کردند پیروزی شورای نظار را جشن میگیریم.

خانم فرشته حضرتی خلاف موازین عقیدتی اسلام و جهادی اش میگوید:

«… موضوع دیگری که ملالی جویا درهرمصاحبه و منبرش سخت به آن می پیچد، خروج نیروهای ناتو وامریکا از افغانستان است؛ درست چیزی که پاکستان با تمام توان وانرژی برای تحقق چنین امری تلاش میورزد....»

نیرو های ناتو در افغانستان باشد تا زمانیکه این رهبران اسلام اصیل و این جهادگران گردنه های هندوکش به پاکستان سبق بهتری بدهند. یهودی های پاکستان همان کاری علیه مردم افغانستان میکنند که صیهونیست ها علیه ملت فلسطین انجام میدهند. خوب باید علیه صیهونیسم جنگید و این جنگ مقدس است... اگر خانم فرشته حضرتی نمیشرمد اختیارش! ولی من که دارم آب میشوم که صلیبی های غرب بیشتر از مسلمان پاکستان به غم مردم افغانستان باشد و اگر چنین است پس از قهرمان شورای نظار گرفته تا نامش که مجاهد است چرا پاکستانرا پایگاه مقاومت علیه قوای روس ومزدوران آن ساخت مگر آنزمان خبر نداشتند که پاکستان یکی از اقمار امریکاست. مگر زمانیکه جنرال حمیدگل چک سفید بخاطر یورش بالای ارتش سرخ را دو دسته به برهان الدین ربانی، سیاف، حکمتیار تقدیم میکرد؛ ماهیت آن دولت به جهادی های معلوم نبود. امروز از برکت یاران امریکایی خانم فرشته حضرتی فرزندان مسلمان پاکستان در آتش خشم تروریسم یکجا با مردم افغانستان میسوزند و اینچگونه برداشت وطپرستانۀ فرشته جان است که امریکا و انگلیس را بر برادران هم دین، همزبان و نژاد ترجیع میدهد . واقعیت اینست که زمینۀ همه این جنگ های خانه بر اندازی ها شما جهادی های طالبی هستید. خانم عزیز از بنیادگرایی یاد میکنند و خیال میکنند این واژه در فرهنگ دیگران جدا از فرهنگ ایشان معنی شده است. اگر فرصتی برای شما دست داد سویدن را به قصد افغانستان ترک نموده و به رهبر معظم خود پروفیسر الهیات جناب ربانی مراجعه نموده و بپرسید به نظر شما بنیادگرایی یعنی چه؟ از دوست همسنگر پاکستانی شان مولانا فضل الرحمن و ملا محمد عمرمجاهد بپرسید و جواب آنان را با خواسته های ملالی جویا انطباق دهید. شما به دنبال پاکستانی های که از سالهای دراز بدینسو مقروض آنان هستید نگردید. میدانم باور دارید که گاهی ای اس ای پاکستان اسنادی علیه شما بخاطر فروختن قسمتی از خاکهای وطن، بخاطر کوشش باز ساختن دروازه های شرق میانه به روی امریکا انگلیس افشا نخواهد کرد. چه رسد به اینکه پاکستان خودش تخته خیز امریکا و ناتو برای هجوم به افغانستان و اسیای میانه نباشد.

اگر خانم فرشته حضرتی از موقعیت جیوپولتیک وطن خود اطلاع و معلوماتی ندارند بروند چند روزی در مجالس آقای عبدالله عبدالله شرکت کنند و آنگاه یاد خواهند گرفت که این مملکت چهار راه هجوم امپراطوری های خود کامه به شرق وغرب و شمال و جنوب اسیا بوده و ادارۀ آن با سیستم های کهنه امارت و ریاست میسر نیست… آنگاه خواهند فهیمد که با سیاست، تاریخ و حقایق سیاسی جامعه فرسنگ ها فاصله دارند.

اصلن فرشته حضرتی را چه و حرف سیاست. بروند به دنبال دوستان اخوانی خود، مصاحبه ترتیب دهند و یاساقی محافل عیاشی و سیاست بازی در شهر های استاکهلم، اسلو، هلسنگی و یا هامبورگ باشند و شیک بپوشند و کلانتر از دهن شان حرفی اداء نکنند.

اگر شما صد بار دیگر برای کوبیدن ملالی جویا کوشش کنید یک موی از قدر این شیر زن افغان میان مردم بلادیده و پای برهنۀ ما کم نخواهد شد.

این نوشته در سایت «افغان موج» نیز انتشار یافته است: http://www.afghanmaug.net/content/view/753/31/