Joya Photos

Joya's Book


Reviews | Translations



تاخت و تاز بر ملالی جویا از "چپ"

توجه، باز شدن در یك پنجره جدید. مشاهده در قالب پی دی افچاپفرستادن به ایمیل

چرا جویا از سنگر فرسوده، لفاظ وبی عمل "چپ" هم مورد تاخت و تاز قرار میگیرد؟

مصباح، کابل پرس، ۲۰اكتوبر ۲۰۰۹

Malalai Joya

در وبلاگ "آواز"، لمبه نام با ظاهرا انتقاد علیه "سیستانی پرچمی" بر ملالی جویا تاخته است. راستی چرا جویا از سنگر فرسوده، لفاظ و بی عمل "چپ" هم مورد تاخت و تاز قرار میگیرد؟

یک معیار خوب برای تثبیت حقانیت جویا اینست که از طرف دشمنان بشدت مرتجع، پست، خاین وجنایتکار و "چپ" پرگوی بی عمل، مورد حمله قرار میگیرد و این امر بدی نیست. حالا مترددان هم کوچکترین شکی در جلال جویا ندارند.

اما یک عده مبتلایان به هیستری ضد جویا وقتی دیدند به این فرزند اصیل مردم، هرقدر از سنگر ارتجاع و خیانت تیر پرتاب میشود، به همان پیمانه به درخشش و محبوبیت او بین مردم افزود میگردد، مدتی است که حمله از سنگر درمانده "چپ" را به آزمایش گرفته اند و باینصورت سر در آخور گندیده بنیادگرایی فرو برده تا با تگدی خریداری برای متاع بی بهای شان، از جویا چیزی بکاهند.

لمبه خانم در لجن پراکنی اش برضد جویا او را در "انحراف جدی ایدئولوژیک" دانسته مدعی است که:

چرا جویا در پارلمان اشغالی شرکت کرد؟
چرامدال های بیشمار ومعتبر جهانی را پذیرفته؟
چرا جویا در برابر تجاوز امریکا سکوت می کند؟
چرا وقتی سیستانی پرچمی از جویا دفاع می کند، او ساکت است؟

از مطلب اول شروع میکنیم:

جویا وقتی با سخنرانی کوتاه اما تاریخی خود در لویه جرگه، افغانستان و جهان را تکان داد، درعمل دریافت که این ملت به پیشمرگی نیاز دارد تا بغض در گلو خفه شده ملتش را فریاد کند؛ پهلوانی چون آرش را می طلبد تا قدم پیش نهد وتیرش را رها سازد؛ به ترس ناشناسی نیازاست تا طلسم استیلای فاشیزم بنیاد گرایی در افغانستان را بشکند. جویا این کاررا کرد وبه حق به قهرمان و اسطوره ملتش بدل شد. انکار ازین حقیقت فقط پاگذاشتن روی وجدان است. این شهامت جویا حتی موش های "چپ" و "انقلابی" را هم روحیه داد؛ همفکران وهوادارانش را شادمان ساخت؛ روشنفکران شرافتمند و مبارز را امید و الهامی تازه بخشید وحتی محافظه کاران و عافیت جویان را ساکت و بهت زده ساخت.

رمز رفتن جویا به پارلمان در همین نکته نهفته است که باید سکوت مرگبار در برابر جنایت پیشگان را شکست. او به پارلمان که به درستی آن را طویله نامید رفت تا از همان تریبون ماهیت مافیایی و ضد مردمی آن را برملا سازد. او این امر را همان طوری که به مردمش تعهد سپرده بود به شکل درخشانی انجام داد. او هیچگاه نه در داخل و نه در خارج در برابر خون آشامانی چون سیاف و ربانی و محقق و راکتی و قانونی و دوستم و سایر جانیان زبانش را سازشکارانه نبست ودر کام دشمن با قبول هرنوع خطر وظیفه انقلابی اش را پیش برد و زبان و خروش مردم گردید. هیچ فرد بی غرض و مرض و صاحب عقل سلیم نمی تواند مبارزه بزرگ جویا در پارلمان مملو از تبهکاران مزدور را انکار کند به استثنای بنیادگرایان و دیگر مرتجعان راست و "چپ".

"ملالی جویا چرا مدال های معتبر جهانی را پذیرفت؟"

افراد خوار و در عین زمان خود خواه قادر به دیدن پیروزی و پیشرفت دیگران نیستند؛ آنان همیشه مبارزان واقعی را در آئینه ی خود می بینند؛ آنان نه می خواهند و نه می توانند بفهمند که تا کنون ملالی جویا با پذیرفتن تمامی آنچه به عنوان تقدیر از کارش دریافت داشته، در واقع ضربه هایی به دشمنان مردمش وارد نموده است. هیچ مرجعی آلوده و ضد منافع مردم افغانستان به جویا پاداشی نداده و نخواهد داد. هر فرد مترقی و ضد بنیادگرا از اسناد افتخاری که جویا به دست آورده و بیاورد مشعوف شده و بر خود می بالد. اما آنانی که در آتش شهرت طلبی - ولو ننگین ترینش – می سوزند از این پیروزی های جویا خشمگین شده و به مصداق "دستم به آلو نمی رسد آلو ترش است!" به تخطئه پرداخته و آن را به حساب خطا های جویا می گیرند. حتا اگر جویا به این و آن پاداش و بزرگداشت دولتی درغرب دست می یافت یا بیابد، این بیانگراختلاف نظردولتی معین با جنایت پیشگان بنیادگرا و مافیایی می باشد و بر جویا است که باید هوشمندانه از تضاد مذکور استفاده کند. تنها دشمنان زبون مردم ما می پندارند که جویا، جویایی که سردر کف بخاطرمنافع ملتش می رزمد، شب و روز در پی مدال و شهرت است. پلیدترین دشمنانش هم قادر نیستند کوچکترین نشانی از چشمداشت او به اعتبار جهانی اش برای منافع شخصی اش ارائه نمایند. او تمام آوازه و معروفیت و گرفتن هر مدال و تحسین نامه را به مثابه فرصتی برای افشاگری و مبارزه علیه خاینان و جنایتکاران بدل ساخته است. در شرایطی که روشنفکران گروه گروه توسط امریکا و جاسوسان در ازای مشتی دالر ویا سفر و اقامت در غرب خریده میشوند، کار جویا بی‌نظیر و ماندگار و اثر گذار است.

"ملالی جویا چرا در برابر تجاوز امریکا سکوت می کند."

جویا که سیاف، ربانی، قانونی، محقق، گلابزوی، یاسینی، علومی، پاینده محمد و همدستان را در "خانه مشترک" آنان، جنایتکار و خاین نامید درحقیقت کار امریکا را در کشورجنایتکارانه و خاینانه نامید و به او گفت که این سگهایش را از قفای مردم ما دور کند. علاوه بر این جویا در هیچ گفتارش چه در امریکا و چه در سایر کشورها نبوده که دولت امریکا و ناتو را محکوم ننموده باشد. مردم همه می گویند که این انتقاد بر جویا زمانی می توانست مغرضانه و ناشرافتمندانه نباشد که آقایان و خانمهای انتقادگر خود جرئت میداشتند نه روبروی آن جلادان در ولسی جرگه بلکه فقط از پشت رادیو و تلویزیون هایی که نام شان را کشمش میمانند، یکصدم حرفهای جویا را به زبان می‌آوردند. من در اینجا جمله هایی از سایت جویا را نقل میکنم که برای اثبات دروغ پراکنی خاینانه‌ی لمبه و امثالش کافی اند:

"اما مردم افغانستان نمی خواهند فقط "عذر خواهی"را بشنوند. ما خواهان پایان دادن به اشغال افغانستا ن و توقف این چنین جنایات اسفبار جنگی هستیم". (مصاحبه با مجله زی نت، ۱۴ می ۲۰۰۹)

"ما خوب میدانیم که زیر سر نیزه جنگسالاران ، مافیای مواد مخدر وهم در تحت اشغال، دموکراسی واقعی نمی تواند وجود داشته باشد". (همانجا)

"افغانستان امروز یک کشور اشغال شده است." (مصاحبه الساراسبک با ملالی جویا ۲۵ سپتامبر ۲۰۰۷)

"مردم افغان امروز معتقد اند كه امریكا برای تامین منافع اقتصادی و منطقوی، ما را در معرض خطر میگذارد. سال ها جنگ در افغانستان شعور مردم را بلند برده و مردم درین جا امریكا را مسئول كشاندن افغانستان به فاجعۀ كنونی می پندارند. " (مجله نیشن چاپ امریکا، ۱۶ ميزان ۱۳۸۷ – ۷ اکتوبر ۲۰۰۸)

"مطبوعات غرب از دموكراسی و آزادی افغانستان حرف میزند، لاكن امریكا و متحدین‌اش در جنگ سالاری، جنایت كاری و تعمیم مواد مخدره در كشور زخم خوردۀ ما دخیل اند." (سخنرانی در پوهنتون لاس انجلس، ترجمه میرعبدالرحیم عزیز، ۱۲ می ۲۰۰۷)

نویسنده خبرگزاری امریکایی آسوشیتدپرس جملات ذیل (که آنرا تبلیغات کمونیستی دوران جنگ سرد خوانده!) از کتاب ملالی جویا را نقل میکند: "برای دولتهای پیاپی امریکا، منافع نظامی، منطقوی، اقتصادی و استراتژیک خود شان همیشه نسبت به هرچیز اولویت داشته و برای رسیدن به این اهداف حاضرند که میلیونها افغان را قربانی سازند. حرفهای زیبای اینان در مورد "حقوق بشر"، "عدالت"، "آزادی"، "رهایی"، "دموکراسی" و غیره چیزی بالاتر از دروغ نیست." (آسوشیتدپرس، ۱۹ اکتوبر ۲۰۰۹)

جنبش ضدجنگ در سراسر جهان از ملالی جویا منحث سمبل مقاومت مردم ما یاد میکنند و از گفته هایش در شعارهایشان کار میگیرند:

"خواست برآمدن فوری نیروهای خارجی از افغانستان باید جدا پیگیری شود. چرا؟ پاسخ کتاب تازه بیوگرافی ملالی جویا، زن شجاع و مستقل افغانستان است.... و چیزی را که وی هدف واقعی در پشت به اصطلاح "جنگ علیه تروریزم" می‌بیند. او با جدیت معتقد است که هدف اصلی امریکا و متحدانش برپایی پایگاه دایمی نظامی در افغانستان است تا منافع استراتژیک شانرا عملی سازند...." (بلاگ آسترالیایی "خدمت به مردم"،۲۱ سپتامبر ۲۰۰۹)

پروفيسور دنیس ران کورد، استاد کورس اکتويزيم در پوهنتون اوتاوا نوشت: "ملالی جویا یکی از جوانترین اعضای پارلمان افغانستان، در ادیتوریم پوهنتون اوتاوا سخنرانی کرد. تنها تعداد اندک پوستر های اطلاعاتی محصلین پوهنتون که در این چند روز از آمدن خانم جویا مژده میداد، توانسته بود بيش از ۴۵۰ شنونده را به سالن بکشاند و آن را پر سازد. سخنرانی خانم جویا همچون تيغ برايی بود که پردهءِ تبلیغاتی مبهم و دروغین امریکا - کانادا را پاره کرد.... تمامی اعضای پارلمان ما باید درس های زیادی از خانم جویا بیاموزند.... زندگی جویا فریادیست در راه عقلانیت و عدالت." (کانادیان دیمنیشن ، ۱۵ سپتامبر ۲۰۰۶)

صاحب منصب امریكائی ماتیس شیروس (Matthis Chiroux) که بعلت امتناع از رفتن در جنگ عراق در امریکا محاکمه شد، در کنفرانس ضد ناتو در شهر استراسبورگ فرانسه به تاریخ ۲۱ اپریل ۲۰۰۹، در حضور بیش از ۱۵۰۰ اشتراک کننده از ملالی جویا منحیث نماینده مردم افغانستان به خاطر اینکه مدت کوتاهی در ارتش امریکا در افغانستان وظیفه انجام داده بود عذرخواهی کرد.

در پاسخ ملالی جویا گفت: "این حكومت شماست باید اولتر از همه به انسان های بزرگی مانند شما عذرخواهی نماید: آنها برای یك موضوع غیر موجه شما را می فریبند و استعمال میكنند. آنها از شما بخاطر یك جنگی كه باعث ازدیاد رنج های مردم ما شده بهره می جویند. و این حكومت شماست كه باید از مردم افغانستان بخاطر تجاوز به سرزمین شان و تحمیل حكومت مافیائی جنگ سالاران و معامله گران مواد مخدره بر آنها معذرت بخواهد. نه تنها به مردم افغانستان، بلكه همچنان به مردم عراق، زیرا آنها آن كشور را اشغال كرده و به مردم آن خیانت كردند و حال هم به جنگ به پاكستان میروند. حكومت امریكا اولتر از همه از مردم صلحدوست امریكا پوزش بخواهد كه میكوشد نظر نامساعد در مورد مردم افغانستان ارائه دهد و بنام شما مرتكب هر نوع جنایت جنگی می شود. " (کامن دریمز، ۱۵ اپریل ۲۰۰۹)

"سکوت ملالی جویا در برابر دفاع سیستانی"

جویا میداند دشمن اصلی کیست وچگونه باید روی او تمرکز دهد. او به درستی درک کرده است که لگد زدن به مارهای مرده پرچمی وخلقی یا اعضای ساده آن ها افتخار ندارد. باید به دهان سیاف و ربانی و محقق وخلیلی گلابزوی و علومی زد که دشمنان بالفعل وبالقوه و بیشرم مردم هستند. سیستانی چند بار به گذشته اش برخورد داشته است. حتی در جایی پذیرفته که انتقادهایی از "پیام زن" بر او وارد اند. البته او نه به سبک ملایی و دورویانه‌ی سه میهنفروش (لایق، دستگیر پنجشیری و کشتمند) بلکه منحیث یک تاریخنویس باید متقاعدکننده تر ومبسوط تر، دیروز و امروز پرچم و خلق را افشا و ادعای جدایی حساب خود را از حساب جنایات آنها تثبیت نماید. ولی به باور من، سیستانی در موقعیت کنونی هم با دفاع از جویا نقش پیشرفته و مثبتی را بازی میکند در حالیکه لجن پراکنان رنگارنگ جویا برعکس در مرداب ارتجاع و در کنار خاینان بنیادگرا دست و پا می زنند. دفاع از جویا به معنی دفاع از دموکراسی و ضدیت با مافیای مذهبی و غیر مذهبی حاکم در افغانستان است. درک من اینست که جویا علیه سیستانی سخن نمی گوید به امید اینکه پیش برود و حتی بدون دفاع از جویا، سهم اش را در افشای گلابزوی ها و حبیب منگل ها و جنرال علومی ها ادا کند؛ و جویا در برابر تهمت زنان دهان دریده و وامانده‌ی "چپ" سکوت اختیار می کند چون آنان را روشنفکران بزدل و دو رویی می داند که فقط مایل اند بر امریکا و عمالش که به صورت شیری در صفحه کاغذ نقاشی نموده اند هجوم برده و آن را بدرند اما به مجردی که شیر واقعی را ببینند زهره ترک شده و خراب می کنند. در غیر آن اگر جویا در برخوردهایش به امریکا و جنایتکاران به زعم اینان "سست است و سازشکار"، بسیار خوب، خود بفرمایند یک روزدر یک اکسیون مختصر چند نفره، نه مقابل دفتر یوناما که آن را عیب میشمرند بلکه مقابل ارگ یا ولسی جرگه و هرجای دیگر اما در داخل افغانستان، یا چنانچه گفته شد در رسانه های برقی، جنایتکاران مسلط را با نام و نشان به باد حمله بگیرند تا معلوم شود که گریزی نبوده و مستحق اند که وجود و انتقاد شان جدی گرفته شود.

راستی چرا "چپ" هم بین دشمنان جویا سر و کله شور میدهد؟

این موضوعی پردامن است ولی من خیلی کوتاه به آن اشاره می نمایم.

افغانستان را لابراتوار افکار وایدئولوژی های مختلف خوانده اند. و ملت تیره بخت ما بدترین اشکال آن ایدئولوژی ها یا ویا به قول مردم پساوه آن ها را به قیمت های گزاف تجربه کرده اند. مثل"سوسیالیزم" خلقی وپرچمی ،اسلام جهادی و طالبی، و"دموکراسی" امریکایی و مافیایی.

اما در این میان، "چپ" های ماهیتا راست ما نه بعنوان یک جریان فکری مطرح، بلکه بصورت افراد سست عنصر، کم ظرف، بی شخصیت وبا عقده خود کم بینی وضع بسیار مسخره ای دارند.

اینان که گفته میشود طردشدگان سازمانهای به چپ نه بعنوان خط مشی فکری که جامعه را بسوی پیروزی رهنمون میگردد، بلکه به آن منظور به گرایش به آن تظاهر می نمایند که با بیرق خیلی "چپ" و "سرخ" به چپ و انقلابیون ضربه زنند. اینان اگر به همین منوال ادامه دهند بدون تردید از "توده ای" ها و "اکثریتی" های ایران هم سبقت گرفته عملا در خدمت خاد و حاکمیت مافیایی و دستگاههای جاسوسی کشور های دیگر خواهند درآمد. کسی که از خصومت با جویا ننگ نکند ازهیچ بیشرافتی ای روگردان نخواهد بود.

در خاتمه ، نامه ای از هزاران نامه به جویا را می آورم که به یقین سخن دل بسیاری از هموطنان ماست. صمیمی از کابل در نامه مورخ ۵/۱۳/۲۰۰۷ خود گفته معروف ذیل را به جویا تعمیم میدهد:

"ملالی عزیز، اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان که دررسیدن به هدف موفق بودی؛ اگر روزی تهدیدت کردند، بدان که در برابرت ناتوانند؛ اگر روزی ترکت کردند، بدان که با تو بودن لیاقت میخواهد."