نورانی و رستم شجاع زبان مافیا بر ضد ملالی جویا

این روشنفکران که خود شهامت ندارند کلمه‌ای برضد خونخواران "جبهه ملی" و دستگاه فاسد شان به لب آرند، به زن دلیری روسپیانه می‌تازند که جنایتکاران از هر قماش به خونش تشنه اند.

افغان جرمن آنلاین، ۸ می ۲۰۰۸
عاصم سیف


Malalai Joya speaking in anti-war rally in Canada

شاید بسیاری از خوانندگان سایت "افغان جرمن آنلاین" نیز آگاه باشند که از مدتی به اینسو صاحب سایت "کابل پرس" آقای کامران میرهزار و دوستانش بر "جمعیت انقلابی زنان افغانستان" (راوا) متحدانه یورش برده و هرکدام می‌کوشند در به کاربرد کثیف ترین زبان و بار کردن نامردانه ترین اتهامات به "راوا" گوی سبقت از یکدیگر را بربایند. در عین زمان موضوع دیگری که در این مسابقه مذموم قابل توجه است مضمون پلیسی تعدادی از نوشته هاست که نویسندگان آنها به بهانه مخالفت با "راوا"، نام هایی را می‌آرند که تا امروز تظاهری در رسانه های کشور نداشته اند. اگر قبول کنیم که آنان به شیوه مبارزه مخفی منهمک اند، در اینصورت افشای اسمای آنان عملا جز جاسوسی و خیانت چیز دیگری نخواهد بود. به هر حال من معتقدم که اینگونه مجادلات قلمی اگر فارغ از تصفیه حسابهای خصوصی و خدمت غیر مستقیم به خاد، جنایتکاران مذهبی، دولت دست نشانده باشند، برای آگاهی عامه و به ویژه مبارزان ضد میهنفروشان "جبهه ملی" و طالبان و سایر دشمنان مردم ما مفید خواهند بود. اما گویی مافیا که در تمام تار و پود دولت کرزی ریشه دوانده است، به شکلی از اشکال روح و قلم تعدادی از روشفنکران ما را نیز در چنگ گرفته است.

آنچه موجب نوشتن این یادداشت شد عبارتست از اینکه در یکی از نوشته های ضد "راوا" با عنوان "سرابی به نام "راوا"" به قلم رستم شجاع و به دفاع از نورانی، به ملالی جویا هم به خاینانه ترین لحن ممکن حمله شده است. در این روزگاری که یاسی فلج کننده از اوضاع میخواهد بر مردم گرسنه، بیکار و قحطی زده‌ی ما چیره شود و حتی بر بخش هایی از مبارزان سایه افکند، صدای ملالی جویا چه از تربیونهایی در غرب بالا شود و چه در داخل کشور، نیرو آفرین و امیدبخش است. ولی طوریکه گفتیم به نظر میرسد که مافیای "جبهه ملی" خاینان توانسته قلم ها و زبانهایی را هم به گرو بگیرد تا جنون آسا بر ضد این زن قهرمان نیز به جولان درآیند. قلم رستم شجاع باید یکی از همین قلم های اجیر باشد که می‌نویسد:

"نورانی هرگز مثل طوطی گک رنگینی انتقاد نکرده که فقط چند انتقاد غرب پسند را تکرار کند و در بدل آن برای خدمت به تمثیل دموکراسی غربی پیوسته مدال به گردن بیاویزد. لابد انتقاد غیر خنثی برای عده ای که مدالهای کثیفی را با وجوه ۲۵ هزار دالری کمایی می کنند، غیر ازین چه مفهومی داشته می تواند؟ تمثیل و مشاطه نمودن اصطلاح «دموکراتیک» به وسیله این چنین روشنفکرانی غیر ازین چه معنی دارد که در تلویزیونها بر یکی از جنایتکارترین ارگان های دولتی بشورند و بعد به خاطر عدم رعایت آن در محاکم دست به دست عریضه بگردانند و دل از گاودانی برنکنند و باز هم دیگران را اتهام بزنند. این شیوه به کار روسپی هایی شباهت دارد که وقتی از زیر ران بر می خیزند، جهت پنهان نمودن سودای زیرناف، زهد نمایی کرده، درس انتقاد از تن فروشی می دهند."

من نمیدانم با فردی در این حد پست که جویای قهرمان را به باد اتهام و دشنامهای مطلقا لایق خودش می‌گیرد با چه کلماتی مواجهه نمایم. پشت این رستم شجاع نورانی خواه باید به پشت مافیای "ائتلاف شمال" و مافیایی که دولت دست نشانده در تسخیرش است، چسبیده باشد که اینچنین افسار پاره کرده و بر یگانه خروش مردم خاموش ما میتازد و فکر میکند بردش درآن است که هرچه غلیظ تر و بیشرمانه تربر ملالی جویا بجفد به همان اندازه از اعتبار و پیام جویا کاسته خواهد شد. اما این تازه نفس ترین عامل مافیا فراموش میکند که مردم دیگر به اتهامات بی اساس و بدون ارائه دلیل و سند و آنهم بر زنی قهرمان بهایی قایل نمیشوند و این شیوه همانقدر برای شان بی‌ارزش و خنده آور است که کمیسیون های آقای کرزی.

اگر رستم شجاع به مثابه یک عامل مافیا و سخنگوی درجه سه برهان الدین ربانی، عبدالحق علومی، فاضل سانچارکی، مصطفی ظاهر و سایر سرکردگان جبهه خاینان ملی سخن نمی‌گفت باید روشن می‌نمود که چگونه انتقادات ملالی جویا چند انتقاد غرب پسند و به غرض گرفتن مدال بوده است؟

امروز غیر از رستم شجاع ها هیچکس انکار نمیتواند که چند سال پیش دو سه جمله‌ای که ملالی جویا در لویه جرگه قانون اساسی بر زبان آورد مستقیما جنایتکارانی را آماج قرار می‌داد که از سرسپردگان غرب بوده و فقط به زور حمایت غرب بود که سرپا و در قدرت ماندند.

اگر غرب ملالی جویا را مخالف سیاستها و خواستهایش نمی‌یافت، اولا در ولسی جرگه از سوی سیاف، ربانی، محقق و وکلای مرد و زن وابسته به آنان مورد حمله قرار نمی‌گرفت، آنقدر توهین نمی‌شد و بالاخره هم عضویتش به تعلیق در نمی‌آمد. اینرا هر فرد عامی وطن ما می‌فهمد غیر از روشنفکرانی که توسط مافیا خریده شده اند.

این خاین ضد ملالی جویا اگر آگاهانه یا ناآگاهانه در گرو "جبهه ملی" نمی‌بود باید غیر از ملالی جویا به جایزه ۲۵ هزار دالری هم لعن و نفرین روا نمیداشت زیرا ۲۵ هزار دالر وجه نقدی "جایزه حقوق بشر گوانجو" بوده که ملالی جویا آن را به طور مشترک با یک زن مبارز از "بنیاد یادبود جنبش ۱۸ می" که به مبارزان راه دموکراسی کشورهای مختلف اهدا میشود، بدست آورد. "بنیاد یادبود جنبش ۱۸ می" پس از قیام عظیم مردمی و دموکراسی خواهانه در شهر گوانجو (کوریای جنوبی) که طی آن صدها تن به شهادت رسیدند ایجاد شد و قرار شد جایزه را به پاس بزرگداشت خون شهدای گوانجو و تبلیغ پیام بزرگ آنان به مبارزان سراسر جهان اهدا کند.

ولی اکنون یک روشنفکر قلابی و دشمن خونی دموکراسی و با شکوهترین درفشدارآن در افغانستان، برخاسته و به جای تبجیل و تکریم این جایزه، آن را در سطح دون مایگی خودش می‌آلاید تا دولت و "جبهه ملی" را خشنود ساخته و کینه‌ی حیوانیش را نسبت به ملالی جویا تبارز بخشیده باشد.

برای آنکه خوانندگان از اهمیت والای این جایزه بیشتر آگاهی یابند و در نتجیه به ماهیت مشکوک و مافیایی حمله کننده به آن و ملالی جویا پی برند، باید به سایت ملالی جویا مراجعه کنند.

ملالی جویا هیچ جایزه‌ای را که توام با وجهی نقدی بوده باشد برای استفاده خصوصی و خانوادگی خود به کار نگرفته است. هرچند این حق را داشت. چنانکه میدانیم او اولین جایزه‌اش را که سکه‌ای طلا بود از طرف "اتحادیه فرهنگی افغانهای مقیم اروپا" برایش اهدا شد از طریق سید مخدوم رهین وزیر اطلاعات وکلتور وقت به آرشیف ملی سپرد تا جز دارایی مردم گردد. با اینکه از نظر من این یک اشتباه بود زیرا ما هنوز دولت ملی نداریم که پاسدار آرشیف ملی و سایر ثروتها و گنجینه های ملی ما باشد. همچنین ملالی جویا باید از سپردن جایزه به دست مخدوم رهین ناپاک و آلوده به همکاری و همفکری با باند شورای نظار وجریده "امید" به گردانندگی قوی کوشان معلوم الحال ابا میورزید. در مورد جایزه ۲۵ هزار دالری هم مردم ما شاهدند که دخت شیردل ما آن را در چند پروژه و منجمله ترمیم آرامگاه هنرمندان محبوب کشور استاد اولمیر و شهید دری لوگری به مصرف رسانید. استفاده ملالی جویا از وجوهی ناچیز که از بعضی سفرهایش در خارج به دست میآورد در راههای عام المنفعه کماکان ادامه دارد. به رویت سایت کمیته دفاع از ملالی جویا می‌بینیم که مدت کوتاهی پیش او مسئولیت پرداخت مخارج ساختمان یک انتظارگاه برای مریضداران در شفاخانه مرکزی ولایت فراه را به دوش گرفته است.

اگر اینها واقعیت نیست و رستم شجاع و نورانی مدعی باشند که ملالی جویا از جایزه های نقدی استفاده شخصی کرده است، باید ثابت سازند در کجا و چگونه. آیا او برای اعضای خانواده‌اش ده دالر هم مصرف کرده است؟ اگراین دو نتوانند چنین ادعایی را به اثبات برسانند، لامحاله ثابت میشود که وظیفه آنان که به گمان اغلب از جانب مافیا بدوش گرفته اند تخریب و افترا زنی های بیشرمانه علیه ملالی جویا می‌باشد و بدینترتیب خود را در پیشگاه تاریخ روسیاه مینمایند.

دیروز اوباشانی افواه پخش کردند که ملالی جویا با تمام اعضای خانواده‌اش به غرب مسکن گزین شده است (مراجعه شود به مصاحبه جویا با تلویزیون پیام افغان)، و امروز رستم شجاع ها از در دیگری وارد میدان برچسب زدن بر زن سرافرازی شده اند که شخصیت و سخنش همانند تیری چشم و قلب اهریمنان "جبهه ملی" و سایر دشمنان مردم ما را می‌درد.

رستم شجاع به تلاش ملالی جویا در اثبات غیرقانونی بودن تعلیق‌اش از ولسی جرگه طعنه زده و آن را دل برنکندن او از طویله (پارلمان) مینامد.

اگر رستم شجاع خودفروخته وظیفه نداشته باشد، این حرکت را جویا باید از منظر ادامه مبارزه برضد جنایتکاران و افشاگری آنان در خانه خود شان و محرز ساختن اینکه قانون ساخته‌ی خود شان را زیر پا می‌کنند و به قول خود جویا واقعا پلیدترین قانونسازان قانونشکن اند، ببیند و نه عشق ملالی جویا به رفتن در جایی که هرگونه تحقیر و توهین و تهدید جانی در انتظارش است و به گفته خودش یکونیم سال رنج بودن در آنجا را تحمل کرده است. فقط یک احمق میتواند قبول کند که کسی از همان جایی دل برنکند که در آن قصد جانش را داشته اند و کثیف ترین اتهامات را شنیده است.

وقتی انسان از یکطرف به چهار پنجسال کار کرد فداکارانه ملالی جویا می‌نگرد و از طرفی حملات لجام گسیخته و عورت گسیخته‌ی نورانی ها را بر او می‌بیند، خشمی جانگداز درهم می‌پیچیدش که با این روشنفکران بیشرافت و بی‌مسلک که بیکران بی‌آزرم و دهن دریده اند چه باید کرد. این روشنفکران که خود شهامت ندارند کلمه‌ای برضد خونخواران "جبهه ملی" و دستگاه فاسد شان به لب آرند، به زن دلیری روسپیانه می‌تازند که جنایتکاران از هر قماش به خونش تشنه اند.

در آخر میخواهم این نکته را به رستم شجاع ها و نورانی هاگوشزد کنم: آقایان، شما با بدزبانی به ملالی جویا تنها به او بی‌حرمتی‌ای نامردانه روا نمیدارید بلکه باید بلرزید که تعداد کثیری از قلمبدستان معتبر و مبارز وطن هم شامل بی‌حرمتی نابخشودنی شما میشوند که در دفاع و ستایش از ملالی جوبا به نحوی صمیمانه، صادقانه و شورانگیر مطلب نوشته اند. از آن جمله اند انجنیر خلیل اله معروفی، حمید انوری، فاروق فارانی، عبدالخلیل صمیمی، داکتر میر عبدالرحیم عزیز، کامران میرهزار، سمیع ندیم، فرید رستاخیز، ملالی موسی نظام، احسان اله مایار، عبدالحمید زرمتی، حکیم نعیم، یارگل آصفی و دیگران.

من به همین وسیله از جمیع ذوات مذکور می‌خواهم همچنانی که به دفاع دندانشکن از فرزند قهرمان میهن در برابر عناصری با سوابق خادی مثل نصیر خالد، رزاق مامون، انجنیر ذکریا وغیره برخاستند، به این تلاش ناپاک و ناجوانمردانه‌ی رستم شجاع و نورانی برای بی‌اعتبار ساختن ملالی جویا به سود "جبهه ملی" و "شورای متحد ملی" و دولت پوشالی، آرام نه نشسته و به این اجنت ها بفهمانند که امریکا و عوامل بومی آن اگرچه برخاک ما مستولی اند، هنوز وجدان و شرف همه‌ی روشنفکران این مرز و بوم را مسخر نتوانسته و تعدادی باقی مانده و جرئت دارند که در مقابل فحاشی سربازاری آنان علیه ملالی جویا، ‌ملالی جویای به قول داکتر میرعبدالرحیم عزیز و حمید انوری ــ اسطوره مقاومت و شهامت ــ جانانه تر از پیش به دفاع برخیزند. من مخصوصا از فاروق فارانی شاعر مبارز میخواهم با شعر یا مقاله شایسته‌ی دیگر در کنار ملالی جویا بایستد و نشان دهد که ممکن نیست اراجیف رستم شجاع ها غباری هم در برابر "دختر خورشید" (عنوان شعر فارانی برای جویا) میهن به حساب رود.