ملالي جويا: صدايي تازه
مجله آشیان، مارچ ۲۰۰۶ ملالي جويا، بي گمان در عرصه ي سياسي - اجتماعي معاصر افغانستان پديده اي تازه است؛ زيرا تا به حال كسي از جنس زنان نتوانسته است چنين متهورانه و بي باكانه نداي دادخواهي ملتش را در فضاي حاكميت "تفنگ" سر دهد. ملالي جويا در زماني ظهور كرده است كه فضاي سياسي كشور، با حضور نيروهاي ائتلاف خارجي و ناتو، آرام آرام به سوي آرامش و صلح به پيش مي رود و صد البته كه ظهور ملالي جويا هم معلول همين روند به اصطلاح دموكراتيزه شدن كشور است؛ ورنه سهم گيري زنان در امور سياسي كشور تا چند سال پيش به خواب و خيالي مي مانست. حال كه از بركت سر فرو پاشي برج هاي نيويورك و يا تحقق "نظم نوين جهاني" چنين شده است، بايد منتظر ماند تا سرنوشت كشور ما چگونه رقم خواهد خورد. ملالي جويا كيست؟ واقعيت امر اين است كه ما ملالي جويا را درست نمي شناسيم و شناخت ما بيشتر روي گمانه زني و يا با پيش داوري ها استواراست. درباره ي ملالي جويا اين قدر مي دانيم كه بحيث نماينده ي ولايت فراه در لويه جرگه، عليه حضور كساني كه به قول خودش "دست شان به خون مردم آغشته است" شديدا" اعتراض كرده است و به همين دليل نامش بر سر زبان ها افتاده است. بعدا" در انتخابات مجلس شوراي اسلامي (ولسي جرگه) شركت كرده و به عنوان نماينده ي ولايت فراه به پارلمان راه يافته است و باري ديگر عليه حضور جنگ سالاران و سوداگران مواد مخدر در مجلس شوراي ملي اعتراض كرده تا جائي كه يكي از وكلاي محافظه كار گفته است كه اگر ملالي به اين اعتراضاتش ادامه دهد: "او را از كلكين پارلمان به بيرون خواهيم انداخت!!." در زندگي نامه ي ملالي جويا چنين مي خوانيم: متولد سال 1357 در ولايات فراه است. وي متعلق به نسلي است كه در يكي از حساس ترين مقاطع تاريخ افغانستان؛ يعني سال كودتاي خلق و پرچم ديده به جهان گشوده است، سالي كه آغازگر زلزله هاي سياسي افغانستان به شمار مي آيد. ملالي هنوز 3 سال بيشتر نداشته است كه با خانواده به ترك وطن مجبور گرديده و بيشترين سال هاي عمرش را در غربتكده هاي ايران و پاكستان گذارانيده است. در زمان طالبان براي مدت 3 سال زمينه ي تحصيل دختران را در كورس هاي مخفي سواد آموزي در شهر هرات فراهم نموده است. بعدا" يك نهاد غير دولتي را به نام موسسه ارتقاي توانمندي هاي زنان افغان .... در ولايت فراه تأسيس كرده است. به عنوان نماينده ي ولايت فراه در لويه جرگه شركت نموده و اكنون هم نماينده اين ولايت در مجلس شوراي اسلامي مي باشد. در سال 2004 به دعوت سازمان فمينيستي V-DAY و انستييتوت اميگا (Omega) سفري به امريكا داشته است. در دسمبر سال 2004 از ميان 54 زن كانديد شده از سراسر جهان، ملالي جويا برنده جايزه ي بين المللي زن سال 2004 ايتاليا شده است. وي هم چنان كانديد جايزه نوبل در ميان 1000 زن در سال 2005 مي باشد. ملالي جويا: يك حادثه ي سياسي ملالي جويا بانوي جوان 27 ساله است كه از فقيرترين ولايات افغانستان يعني ولايت فراه سر بدر آورده است. ظهور چنين فعال سياسي - اجتماعي بيشتر به يك حادثه مي ماند كه اگر از نظر سياسي همچنان صادقانه عمل بنمايد، مي تواند براي جامعه ويران و آشفته ما يك حادثه ميمون و مبارك باشد. ملالي جويا مي گويد "فرزند جنگ" است كه تا چشم به جهان گشوده هر چه ديده و يا شنيده است جنگ بوده است و ويراني؛ پديده هايي غم انگيز كه جز يأس، سرخورد گي و نفرت حاصلي برايش نداشته است. وي وعده مي دهد كه همچنان به اعتراضاتش عليه جنگ سالاران، سوداگران مواد مخدر و زن ستيزي ادامه خواهد داد؛ هر چند بدرستي مي داند كه شايد از نظر جسمي از صحنه ي زندگي حذفش كنند و سرش را زير بالش بگذارند. سايه هاي شك و ترديد: درباره ي ملالي جويا، گمان زني ها و پيش داوري هايي بسيار وجود دارد. عده اي او را زني مي دانند بي زار از جنگ، زورمداري و زن ستيزي كه با شجاعت و شهامتي بي مانند در فضاي جنگ زده ي افغانستان فرياد دادخواهي مردمش راسرداده است. اين عده معتقدند كه وي صداي رساي زن تحقير شده افغان است كه حاضر است جانش را دراين راه فدا سازد. به همين دليل گاهي او را به ملالي كارزار ميوند شبيه مي دارند؛ هر چند خودش فروتنانه اين قياس را نمي پذيرد و به قول خودش "ميان او و ملالي كارزار ميوند، تفاوت از زمين و آسمان است". گروهي از هم ميهنان ضمن اين كه احساسات انساني و وطن پرستانه ي ملالي جويا را قابل قدر و ستايش مي دانند، ولي بيم از آن دارند كه نشود عده اي "سودجو" و "فرصت طلب" از احساسات پاك اين جوان به نفع مقاصد سياسي و يا اغراض شخصي خود بهره برداري كنند و يا با نفوذ در فعاليت هاي سياسي وي، او را از مسير مبارزات عدالت جويانه اش منحرف سازند و به همين دليل اميدوارند كه ملالي جويا اين هشياري و بيداري را در خود داشته باشد تا مورد سوء استفاده ي سياست بازان كهنه كار، قرار نگيرد. و اما عده ايي كه از بس در بازار سياست، دغل بازي و سيه كاري ديده اند، فعاليت هاي سياسي ملالي جويا را نيز با شك و ترديد بسيار مي نگرند و به خلوص نيت و صداقت عمل وي باور ندارند. اينان معتقدند كه وي ممكن است منسوب به سازمان چپ گراي زنان (راوا) باشد و نهايتا" برچسب كمونيست بودن را بر او وارد مي آورند. گروهي حتي پا را از اين هم فراتر گذاشته او را گماشته آي. اس. آي پاكستان مي دانند. ولي ملالي جويا همه ي اين اتهامات را رد كرده و مي گويد كه براي دادخواهي ملت فقير و پا برهنه و شهداي به خون خفته ي افغانستان به پا خواسته است.... وي هم چنان متذكر مي شود كه نه اعطاي مدال ها و جوايز، چشم هاي او را به واقعيات غم انگيز افغانستان بسته خواهد كرد و نه تهديد دشمنان، گوش هاي او را از شنيدن فرياد ملت مظلوم و ستمديده افغانستان باز خواهد داشت؛ هر چند ممكن است صدايش را در گلو خفه كنند اما "از آمدن بهار جلوگيري نخواهند توانست". ملالي جويا در تورنتو: ملالي جويا به دعوت پارلمان كانادا به اين كشور سفر كرده است. وي شام شنبه بيست و يكم فبروري در سالون فرهنگي اتحاديه ي افغان هاي تورنتو حضور يافت و براي هم ميهنانش سخن گفت. در برخوردهاي شخصي، وي زني است محبوب كه خصوصيات يك زن افغان را در خود حفظ كرده است. نه "شرق زده" مي نمايد و نه "غرب زده". وجهاتش در حدي است متعادل و قابل قبول جامعه. اما هنگامي كه پشت ميكروفون قرار مي گيرد، ساده اما با قدرت سخن مي گويد، شجاعانه نظر مي دهد، بي پروا انديشه هايش را بيان مي دارد و همين صراحت بسيار او را به يكي از چهره هاي جذاب سياست افغانستان بدل ساخته است. آن طوري كه مي نمايد، ملالي جويا اهل "معامله" نيست. مصلحت گرايي را نمي پسندد. حرف دلش را ساده و صريح بيان مي دارد. حقايق و واقعيات جامعه را در زرورق هاي رنگين و باب طبع زمانه نمي پيچد. به نرخ روز و باب دندان و شرايط موجود سخن نمي گويد. كسي نيست كه در گفتارش هم به "نعل" بكوبد و هم به "ميخ" تا خوش همگان آيد. وي اين نوع سخن گفتن را كه روش سياستمداران حرفه اي است، روا نمي داند. به همين دليل عده اي از افغان هاي مقيم تورنتو بعد از شنيدن سخنان ملالي جويا، معتقد شده اند كه وي پختگي لازم يك شخصيت سياسي را ندارد و دراين حوزه از دانش و تجربه كافي برخوردار نيست. وي را كسي مي دانند كه هم غريزي و هم احساساتي عمل مي كند و بيش از حد عاطفي او، چشمش را به واقعيات امروز افغانستان و جهان كم بين ساخته است. هم چنان او را متهم مي كنند كه در ارتباط با مسايل افغانستان خوب و بد را به يك چوب مي راند و هم اصلاحات - و لو اندك - را ناديده مي انگارد. ملالي جويا را كسي مي دانند كه نسبت به همه و همه چيز با خشم و بدبيني مي نگرد و در بيان عقايدش تدبير، تأمل، و دورانديشي را مراعات نمي دارد و بيم آن مي رود كه اين گونه تندروي ها و احساساتي عمل كردن ها در پروسه مبارزاتش براي بهروزي وطن، خلل وارد آورد. عده اي از هم وطنان مقيم تورنتو گله مندند از اين كه شنيده اند، ملالي جويا ضمن سخنراني اش در پارلمان كانادا، اظهار داشته است كه دولت كانادا نبايد فرزندان خود را در افغانستان به كشتن بدهد و به آن كشور مساعدت نمايد. زيرا اين مساعدت ها مفيديتي به حال مردم افغانستان نخواهد داشت. در حالي كه سيما ثمر، رئيس كميسون حقوق بشر افغانستان، كه هم زمان با ملالي جويا به كانادا سفر كرده است، خواهان سهم گيري هرچه بيشتر كانادا در مسائل امنيتي افغانستان است. اگر ملالي جويا چنين گفته باشد اين تناقض و تضاد در نظر ميان وي و سيما ثمر كه هر دو از چهره هاي سياسي افغانستان هستند؛ تصوير نامطلوب و ناهماهنگي از سياست افغانستان را در نظر جهانيان ارائه مي دهد و نهايتا" به اشتياق جهانيان در رابطه با بازسازي افغانستان آسيب مي رساند. ****** واقعيت اما اين است كه در رابطه با فعاليت هاي سياسي ملالي جويا، بايد از هر نوع پيش داوري هاي عجولانه پرهيز كرد، نه ذوق زده بايد شد و تمام افكار و اعمال او را بي چون و چرا پذيرفت و نه هم با منفي نگري و پيش داوري هاي بدبينانه بر همه ي مبارزاتش خط بطلان كشيد. شايد منصفانه تراين باشد كه منتظر ماند تا ملالي جويا راهش را از ميان دالان هاي پيچ اندر پيچ احساسات به غليان آمده اش بيابد و به طور جامع و كامل خط فكري و ايده هاي اجتماعي و سياسي اش را مشخص سازد. اگر ملالي جويا انساني باشد عميقا" هوا خواه عدالت اجتماعي، و احساسات پاك انساني در وجود جوانش گل كرده باشد؛ چه بهتر كه بگذاريم جامعه ما از وجود چنين عنصري مبارز و مترقي سود جويد و اگر هم او به بيراهه مي رود، طبيعتا" گذشت زمان، چهره ي واقعي اش را بر همگان خواهد نمود. زيرا هر نوع بر چسپ زدن هاي غير عادلانه و پيش داوري هاي بي اساس و بي پايه، حركت هاي مثبت اجتماعي جامعه ما را كند و كندتر خواهد ساخت و نتيجتا" روند باز سازي مادي و معنوي كشور ويران ما را به درازا خواهد كشاند. اضافه بر آن، ملت نيازمند افغان را از وجود عناصر ملي و مردمي كه شايد بتوانند در پيشرفت اجتماعي كشور اثر گذار باشند، محروم خواهد كرد. |